تبلیغات
هنر گرافیک - مطالب ابر گفت و گو
 
هنر گرافیک
فرزند هنر باش نه فرزند پدر؛که فرزند هنر زنده کند نام پدر
درباره سایت هنر گرافیک


این سایت در زمینه گرافیک و طرح های زیبا و حرفه ای گرافیکی فعالیت میکند،علاقه مندان به این رشته میتوانند به بحث و گفت و گو و تبادل نظر با همدیگر در مورد کارها بپردازند و کارهای خود را برای نمایش دادن در سایت به ایمیل honaregraphic1@gmail.com ارسال کنند.
خواهشمند است در نقد و بررسی کارها از بیان نظرات غیر هنری خودداری شود،با تشکر ازحضور گرمتان،در سایه خداوند زیبایی ها موفق و سرافراز باشید.


نحوه ارتباط با ما:
honaregraphic1@gmail.com
همچنین از طریق بخش نظرات میتوانید ایمیل خود را به صورت صحیح درج کرده و درخواست خود را ارسال کنید

با به روزترین و متنوع ترین وبگاه هنری ایران همیشه همراه ما باشید.

مدیر سایت : هنر گرافیک
آرشیو سایت هنر گرافیک
نویسندگان
سفارش طراحی کارهای گرافیکی به صورت حرفه ای
{ آمارگیر
photo 2017 11 10 02 54 01 حافظ روحانی: انتشار کتاب «یادنامه‌ی حسنعلی وزیری» فرصتی است تا به بهانه‌ی آن به سراغ نشر پیکره و علائق پژوهشی شما برویم که در این سال‌ها انواع و اقسامش را انجام داده‌اید. با نگاهی کلی به کارنامه کاری‌تان به نظرم رسید علاقه‌ی اصلی شما در حوزه‌ی پژوهشی بر می‌گردد به معلمان هنر یا هنرمندانی که سابقه‌ و تجربه‌ی معلمی هنر داشته‌اند. بخصوص به کتاب‌ها که نگاه کردم به نظرم آمد که این نکته در آن‌ها خیلی روشن و واضح است. آیا می‌توان این را یک ایده‌ی مشخص در پژوهش‌های شما در نظر بگیریم که کتاب‌هایتان را به هم پیوند می‌زند؟ این درست است که به معلمان هنر علاقه‌مند هستید یا نه اصلاً موضوع چیز دیگری‌ست؟
– محمد حسن حامدی: یکی از ایرادهایی که به شخصه در نگارش تاریخ هنر می‌بینم، دست گذاشتن مورخین بر روی هنرمندان تثبیت شده است. برعکس تصور شما من علاقه ویژه‌ای دارم به هنرمندان کمتر شناخته شده. اصولاً برخی از هنرمندان ما هستند که خدمات گسترده‌ای داشته‌اند اما به دلایل مختلف نتیجه کارشان دیده نشده است، مثلاً در گذشته هنر به مانند امروز وجاهت اجتماعی و کاملی نداشت و این موضوع باعث می‌شد تا نام‌شان کم‌تر در جایی و یا در کتب تاریخی ثبت شود. این‌ها هنرمندانی بودند که معمولاً سفارشی کاری را قبول می‌کردند و تحویل می‌دادند و ادعایی هم برای کار خود نداشتند و بدین لحاظ و به خاطر بی ادعایی نام آن‌ها از تاریخ هنر حذف می‌شد و یا به صورت کم رنگ بود. اما وقتی به کارهایشان نگاه می‌کنیم نتیجه شگفت انگیز است.
بعضی از این‌ها هنرمندان شهرستانی بودند و کمتر در معرض دید. بعضی‌ بودند که زیر سایه هنرمندان مشهورتر، کمتر جلوه کردند. مسئله دیگر نبودن اسناد مکتوب است. در واقع نشریات در آن زمان آن‌قدر فعال نبودند و یا به این مسایل التفاط نداشتند و این باعث می‌شد نام و کار این افراد هم جایی ثبت نشود. پژوهش‌های من بیشتر پیرامون احوال و آثار این اشخاص است.
با این حال وقتی پژوهش می‌کنید و به دانه درشت‌ها می‌رسید باز متوجه می شوید درباره آنها هم کم کار شده من حتی معتقدم که در خصوص استاد کمال الملک هم کار جامعی نشده. بر همین منوال روی شاگردانش هم کم‌ کار شده؛ به طور مثال میرزا اسماعیل آشتیانی که معاون استاد کمال المک بود و خدماتی را در جایگاه خود انجام داد، در موردش کار خاصی تاکنون نشده. فقط در مجلات ممکن است چیزی پیدا شود.
در یکی از همین پژوهش‌ها که برایم بسیار دل‌انگیز شد به کشف آدمی به نام «مهدی تائب» رسیدم که حقیقتاً هنرمندی بی‌بدیل است. وقتی به دایره‌المعارف هنر نگاه می‌کنید جز چند سطری چیزی در موردش نمی‌بینید، اما به آثارش که نگاه می‌کنید- آثاری که مغفول مانده و من به آن‌ها دست پیدا کردم- دنیای غریبی از توانمندی در هنر نقاشی می‌بینید. علی‌رغم آن‌که او نقاش خوبیست، عکاس یگانه‌ای هم بود، شاعر و موسیقی‌دان بود و خوشنویسی هم می‌کرد و اصولاً از تبار یک خاندان هنری می‌آمد؛ برادرش هادی خان تجویدی بود که بنیانگذار مکتب نگارگری تهران است؛ اما به طرز ناباورانه‌ای نامش مغفول مانده. زمانی که نکوداشتی برای او برگزار کردم، دیدم مرور صرف بر روی آثار و احوالش و برگزاری چند سخنرانی و یک نمایشگاه مقطعی کم است و باید کارهای بیشتری کرد تا نام و آثار او وضوح بیش‌تری پیدا کند. دنباله کار را گرفتم و نهایتاً کتاب «مهدی تائب» از سلسله کتاب‌های گلستان هنر به قلم نوه‌ی وی آقای فرید تائب منتشر شد.
در یکی از همین پژوهش‌ها با هنرمندی آشنا شدم به نام میرزا یدالله کجوری که روحانی بود و خوشنویسی می‌کرد و از شاگردان برجسته‌ی عمادالکتاب به شمار می‌آمد و از طرفی سمت استادی دروس حکمت و فلسفه را در دانشگاه تهران داشت و انسان بسیار فرهیخته بوده اما زمانی که از دار دنیا می‌رود از حافظه‌ی تاریخی ما هم حذف می‌شود.
حدود دو ماه پیش «موزه‌ی خوشنویسی ایران» افتتاح شد؛ که بنده بانی تاسیس آن بودم. در جریان خرید آثار به قطعه‌ای برخوردیم که شخصی به نام «ابولقاسم لاریجانی» آن را خوشنویسی کرده بود و نوشته بود که اگر اساتید عظام خط من را تایید می‌کنند زیر این برگه را مهر تأیید بزنند و بیست و هفت نفر آن برگه را تأیید کرده بودند. خط این هنرمند را که نگاه می‌کردی، بسیار عالی بود اما وقتی کتاب مرجع «احوال و آثار خوشنویسان» اثر مرحوم مهدی بیانی را نگاه می‌کنید، نامی از او در میان نیست و هیچ در جای دیگری هم نیست. دوست پژوهشگر و هنرمندم آقای محمد جواد جدی که کتاب «دانشنامه مهر و حکاکی» را نوشته، این سند برایش جالب شد. سند را از من خواستند و من تصویری با کیفیت تهیه کردم و به ایشان دادم و از دل همین سند، یک کتاب تهیه شد که به نام «ابولقاسم لاریجانی» در همین نشر پیکره به چاپ رسید.
من فکر می‌کنم که سهم عمده‌ای از تاریخ هنر بر عهده‌ی کسانی است که در واقع تاریخ هنر از نام آنها گذشته و علایق شخصی من نیزکشف همین‌ شخصیت‌هاست.
حافظ روحانی: کشف همین کسانی که مهر تاریخ بر پیشانی‌شان نخورده به نوعی به ما کمک می‌کند تا جریانات هنری ادوار مختلف تاریخ را بازسازی کنیم؟ یا پیدا کردن این‌ها باعث می‌شود تصویر جامع‌تری به تاریخ هنر بیاندازیم؟ یا در واقع کمک می‌کند در چشم انداز هنر خودمان سراغ آدم‌هایی برویم که تا به حال ندیدیم که سازنده و شکل‌دهنده جریانات بدنه‌ی هنری ما هستند یا برعکس، جز کسانی هستند که اتفاقاً از جریان اصلی و بدنه دور بودند؟
– محمد حسن حامدی: تاریخ هنر شامل سه دوره است: آغازین و اوج و افول. طبیعتاً تاریخ هنر نسبت به اوج‌ها توجه بیش‌تری نشان می‌دهد بدین سبب زمینه‌های پیدایی و دوران پایانی یک دوره از تاریخ هنر کم‌تر مورد توجه قرار می‌گیرد. هنرمندانی که حرفش را زدیم در پیدایی جریانات هنری مؤثر بودند و گاهی هم نقطه‌ی پایان یک راه را گذاشته‌اند. دیدن همه‌ی این‌ها می‌تواند ساحت کلی تاریخ هنر را مشخص کند. ولی زمانی که فقط به اوج‌ها توجه می‌کنیم پاره‌های از این‌ها مغفول می‌ماند؛ مثلاً «حبیب محمدی» از هنرمندان قابل تأمل روزگار ماست. او در رشت کار و زندگی کرده و تحصیلاتش در روسیه تحصیل بوده. ما کم‌تر به او پرداخته‌ایم ولی همین شخص استاد «بهمن محصص» بوده که توانسته هنر معاصر ایران را به جایگاه رفیع‌تری برساند. ما باید این پدیده‌ها را در کنار آن‌ها ببینیم تا درک بیش‌تری درمورد جریانات هنری داشته باشیم.
مسئله‌ی مهم دیگر این است که این‌ها داشته‌های فرهنگی ماست. گاه این ثروت و داشته فرهنگی، خیلی خیلی بزرگ است مانند بهمن محصص و گاهی هم کم‌رنگتر مانند حبیب محمدی اما نمی‌شود با غفلت از سر همین مقدار هم گذشت. به نظرم هرچقدر در احوال این‌ها کنکاش کنیم بخشی از آن ثروت و داشته فرهنگی مان را حفظ و حراست کرده‌ایم. از طرف دیگر وقتی در احوالات و آثار این افراد دقت می‌کنیم، مطالعه و بررسی تاریخ هنر برای‌مان شیرین می‌شود. یعنی برخلاف معرفی نسبتاً خشک یک دایره‌المعارف، با مطالعه‌ی دقیق‌تر در جلوه‌های دیگر زندگی این هنرمندان، به شیرینی و حلاوت تاریخ پی می‌بریم و لذت بیشتری از مطالعه و درک آن می‌بریم.
حافظ روحانی: پس باید این‌ها را بشناسیم تا بدانیم تاریخ هنر یعنی چه و بدانیم که نقاط قوت چگونه شکل گرفتند و این‌که این سیر چگونه رخ داده؟
– محمد حسن حامدی: بله
حافظ روحانی: به نظر می‌رسد که گشتن دنبال این آدم‌ها به یک شور و علاقه‌ی فراوان نیاز دارد. چطور این‌ افراد را پیدا می‌کنید؟ اسناد چگونه جمع‌آوری می‌شوند؟ چقدر در مورد این افراد سند وجود دارد؟
– محمد حسن حامدی: اسناد دیر یاب هستند ولی موجود‌اند اما این‌که در کجا هستند، نکته دیگری است. اسناد به سختی به دست می‌آیند اما به دست آمدن‌شان گاه به مثابه‌‌ یک کشف است. زمانی که درگیر مسایل اجرایی و خرید آثار موزه‌ی خوشنویسی ایران بودم، آثار از جاهایی سر بر می‌آورد که شگفت زده می‌شدم همان موقع به این نتیجه رسیدم که اگر در همین کوچه‌ی پشتی کاری از کمال‌الدین بهزاد باشد اصلاً جای تعجب نیست! بعضی خانواده‌ها این‌ قیبل آثار را از گذشته‌های دور گردآوری و نگهداری کرده‌اند، اما شاید کاربرد و طریقه‌ی مصرف‌شان را بلد نیستند ولی به هر ترتیب نگهداری و حراست شده و زمانی نیز هویت حقیقی‌شان را پیدا خواهند کرد.
حال برای این‌که صحبت‌هایمان به کتاب حسنعلی خان وزیری گره بخورد، باید به نحوه‌ی دست یافتن به اسناد او بپردازم که این هم‌ چنین حکایتی داشت. سال ۱۳۹۰ بود که پیشنهاد تأسیس موزه‌ی مکتب کمال‌الملک را به سازمان زیباسازی شهر تهران دادم و آن‌ها هم پذیرفتند. بنا شد تا قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری این موزه را به سرانجام برساند. شروع کردیم به جستجو و خرید آثار. در طول مسیر هرچه پیش می‌رفتیم نام حسنعلی خان وزیری به عنوان یک فرد کلیدی در مکتب کمال الملک بیش‌تر به چشم می‌آمد. او اولین نفری بود که در مدرسه ثبت نام کرد. اولین فارغ التحصیل بود و اولین معلمی بود که برای آن مکتب برگزیده شد. ضمناً وی اولین کسی بود که زندگی نامه‌ی استاد کمال‌الملک را نوشت. و البته فعالیت‌های خاص و ویژه‌ای هم در کارنامه‌اش ثبت است. با این همه هرچه پیش می‌رفتیم آثار، سند و یا عکسی از حسنعلی خان به دست نمی‌آمد و من همیشه فکر می‌کردم اگر این موزه بدون آثار یا نشانی از حسنعلی خان وزیری افتتاح شود، یک ستون این موزه ناقص خواهد بود. خوشبختانه در روزهای انتهایی یک نفر دو تابلو نقاشی از او آورد که خریداری شد. این‌ها رفت روی دیوار و موزه افتتاح شد. بعد از گذشت یک سال و نیم تلفنم زنگ خورد و کسی که پشت خط بود به من گفت من دختر حسنعلی خان وزیری هستم.خب این مسئله سرنخی شد تا من به خاندان وزیری برسم و با اسناد متنوع و آثار متعدد روبرو شوم. البته در خصوص ایشان قبل از این هم چند برگ سند را در میان اوراق استاد ابوالحسن خان صدیقی پیدا کرده و مطلبی هم در مجله‌ی بخارا نوشته بودم. اما وقتی منابع به این حد رسید، برایم مقدور شد که کتابی مشخص در خصوص استاد وزیری داشته باشیم که نتیجه‌اش شد کتاب «یادنامه حسنعلی وزیری» در ۴۰۰ صفحه.
حافظ روحانی: اسناد در چه حد بود؟ کاملاً پازل زندگی او را تکمیل می‌کرد؟
– محمد حسن حامدی: پژوهش هیچ وقت به مسئله‌ی قطعی و نقطه‌ی پایانی خود نمی‌رسد. شما هر پژوهشی که بکنید در دنباله ممکن است اسناد و اطلاعات دیگرتری پیدا شوند که تکمیل کننده مباحث شما باشند. مثلاً در این‌ کتاب سه نامه از کمال‌الملک به حسنعلی خان چاپ شده ولی خانواده می‌گفتند که هفت نامه دیگر هم هست که نمی‌دانیم کجا مانده. من تا آخرین روز چاپ کتاب منتظر ماندم تا بلکه نامه‌ها پیدا شوند که نشد. طبیعتاً اگر روزی هم پیدا شود باید در جایی به چاپ برسد تا اطلاعات این کتاب و این شخص کامل‌تر گردد.
وزیری کتابی به نام «کالبدشناسی» نوشته که در همین کتاب آن را چاپ کرده‌ام. متن کتاب به صورت دست‌نویس بود و خواندش هم سخت. اما وقتی نگاه می‌کنم که وی چنین کتابی را بین سال‌های ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۰ نوشته و تا سال ۹۶ خوانده و منتشر نشده واقعاً قلب آدم به درد می‌آید چراکه کتابی با این اطلاعات وسیع و دقیق می‌توانست برای سالیان سال خوراک دانشکده‌های هنری ما باشد و متأسفانه نشد و الآن که دیگر آناتومی مسأله‌ی دانشکده‌ها نیست، این کتاب منتشر می‌شود.
من فکر می‌کنم از این دست اوراقی که می‌تواند به فرهنگ و هنر ما چیزهایی را اضافه کنند، بسیار است. و این مسئله در همه شهرهای ما وجود دارد.
پدر و مادر من اهل استهبان فارس هستند، اما من شیراز به دنیا آمده‌ام. مادربزرگم در استهبان زندگی می‌کرد و ما برای دیدار به آن‌جا می‌رفتم. یادم می‌آید یک خطاط در آنجا بود که کفاف کل کارهای شهر را می‌داد و شاگردانی هم داشت. اگر اشتباه نکنم حدود سال‌ ۶۵ فوت کرد. همیشه در خاطرم هست که نام او را در حد یک صفحه هم که شده در جایی ثبت کنم تا از خاطره ها بیرون نرود.
حقیقت این است که گاهی اوقات اطلاعات ما از هنرمندان به چندین جلد کتاب‌ کشیده می‌شود، مثلاً استاد کمال‌الملک که ده پانزده کتاب در موردش هست. بعضی از هنرمندان تکلیفشان در یک کتاب مشخص می‌شود اما برخی نیز در یک پاراگراف خلاصه می‌شوند اما مسئله مهم این است که از این یک پاراگراف هم نباید درگذشت و فراموش کرد؛ این‌ها ثروت فرهنگی ما هستند و نباید از آن‌ها غفلت کرد. مردم ایران از این منظر که حافظه تاریخی‌شان ضعیف است، شهرت دارند و عملاً می بینیم که با گذشت یکی دو نسل همه چیز فراموش می شود. شخصا فرزند هنرمندی را دیدم که همه چیز پدرش را فراموش کرده بود.
اخیرا کتاب «خوشنویسان استانبول» را در نشر پیکره منتشر کردیم که زندگی و آثار صد هنرمند خوشنویس عثمانی در آن ثبت شده. از این تعداد ما می‌دانیم که آرامگاه ۸۰ نفرشان کجاست، چون اهمیت داشته در جایی ثبت شده. اما راجع‌به خوش‌نویسان خودمان حتی در مورد آ‌ن‌هایی که سلطان‌الکتاب بودند و در رده‌های بالا خوشنویسی می‌کردند، ما نه تنها از تاریخ فوتشان خبری نداریم بلکه در خصوص محل وفات و آرامگاه‌شان، اطلاعات و چیزی نمی‌دانیم.
حافظ روحانی: کمال الدین بهزاد هم سرش تردید است دو قبر به نامش وجود دارد.
– محمد حسن حامدی: من چند سال پیش در مجله بخارا با استناد به تصویری عنوان کردم که قبر او در شهر هرات است ولی وقتی به تبریز می‌روید جایی هست که می‌گویند مزار کمال‌الدین بهزاد اینجاست که البته نیست.
حافظ روحانی: اصولاً این هنرمندان به خصوص حسنعلی خان وزیری تصوری از جایگاهش در تاریخ داشتند؟ آیا جایگاه تاریخی دغدغه‌اش بود؟ آیا با توجه به اسنادی که پیدا کردید، آیا مسئله‌اش این بوده که باید کارهایش را ثبت کند؟
– محمد حسن حامدی: از حفظ کردن نامه‌های کمال‌الملک و آثار و نامه‌ها و رونوشت برداشتن از بعضی نامه‌ها چنین بر می‌آید که تا حدود زیادی واقف به جایگاه فرهنگی و هنری خودش بوده اما در عین حال زندگی پر افت و خیزی داشته؛ گاه تلخی روزگار خیلی اثرگذار بوده و به گمانم او را از صرافت خیلی چیزها انداخته. او هم مانند کمال‌الملک از زمانی به شغل کشاورزی مشغول شد و از سال ۱۳۱۶ در روستای گلابدره اقامت گرفت. اگرچه همواره نقاشی هم می‌کرد ولی دیگر به فکر معلمی و نمایشگاه گذاشتن نبوده. حسنعلی خان اولین کسی در ایران بود که آثارش را دراروپا و آمریکا به نمایش گذاشت؛ بین سال‌های ۱۳۱۱تا ۱۳۱۳ در چند کشور نمایشگاه می‌گذارد. اما دربازگشت از زن و زندگی و از دنیا دلزده می‌شود و در گلابدره برای خودش کلبه می‌سازد و مشغول کشاورزی می‌شود. فقط گاهی که در دانشگاه تهران جلسه و یا سخنرانی داشت، حضور پیدا می‌کرده و اغلب هم در خلوت خود، کتاب‌هایش را می‌نوشته و خیلی هم آدم تو چشمی نبوده. برعکس میرزا اسماعیل آشتیانی که در واقع بعد از وزیری اعتبار معاونتی کمال‌الملک را پیدا کرد و بعد از کمال‌الملک قطبی شد و محل مراجعه برای اهالی نقاشی گردید در حالی که می‌توانست این قطب وزیری باشد که البته به خاطر نوع زندگی‌اش این طور نشد.
حافظ روحانی: شهرت طلب نبود؟
– محمد حسن حامدی: نه، و به نوعی عارف مسلک هم بود. از جایی شروع کرد به خواندن حافظ و مثنوی مولوی. روحیه شاعرانه‌ای و مشغله‌های ذهنی متنوعی داشت. در نظر داشت شرح زندگی حافظ را از دل غزل‌های حافظ بیرون بکشد و در میان اوراقش، حاشیه‌نویسی‌هایی بر اشعار حافظ دارد اما فرصت نکرد این‌ها را به جمع‌بندی برساند.




نوع مطلب : گفت و گو با هنرمندان، 
برچسب ها : گفت و گو، هنر، هنرمند، هنرمندان، ه، ن، ر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 22 آبان 1396
هنر گرافیک

این مجموعه مصاحبه‌ها می‌تواند شاهدی بر دانش کیوریتوریال و کیوریتینگ و کیوریتورشیپ در ایران باشد. به گونه‌ای طرح ریزی شده‌اند تا تعاریف و دیدگاه‌های موجود از یک کیوریتور، نحوه کار او، جایگاه این دانش در ایران و تجربیات مربوط به آن و غیره را جمع بندی کرده و آن ها را ارائه دهد.

zarvan roohbakhshan 1

زروان روح بخشان، کیوریتور، هنرمند عکاس و منتقد هنری است. او مدرک کارشناسی ارشد پژوهش هنر از دانشکده‌ی هنرهای زیبا، دانشگاه تهران وکارشناسی گرافیک از دانشکده‌ی هنر دانشگاه علم و فرهنگ تهران دارد.
او سابقه تدریس فلسفه هنر، نقدادبی، نقد هنر، تاریخ تحلیلی هنر، مبانی هنرهای تجسمی در کلاس‌های آزاد دایر در دانشکده‌های هنرهای زیبا و موسسات فرهنگی و هنری بسیاری دارد. همچنین مدرس  در دانشگاه علم و فرهنگ تهران، برای رشته‌‌های گرافیک و نقاشی از سال ۱۳۹۲ تا کنون می‌باشد.
روح بخشان به تدوین، انتشار مقاله، یادداشت و نقد در زمینه­ی هنرهای تجسمی و ادبیات در نشریات مختلفی اعم از فصلنامه‌ها ، هفته‌نامه‌ها، روزنامه‌ها  پرداخته است و ارائه چندین سخرانی درباره‌ی عکاسی و هنر معاصر، فلسفه هنر معاصر، کیوریتوری و ژانر عکاسی معاصر و حضور در پنل‌ها و بررسی نمایشگاه‌های مختلف را در رزومه خود دارد.
نمایشگاه‌های عکس روح بخشان  شامل پنج نمایشگاه انفرادی و بیش از سی نمایشگاه گروهی است و فعالیت‌های کیوریتوری او شامل چندین نمایشگاه انفرادی نقاشی و نمایشگاه‌های گروهی عکس، نقاشی، چیدمان، سرامیک، مجسمه و ویدئو و پرفورمنس در ایران و خارج از ایران می‌شود.

پگاه  بهروزفر: تعریف کیوریتوریال از دید شما چیست؟

زروان روحبخشان: نمی‌توان این عبارت را جدا از کیورتینگ و کیوریتورشیپ تعریف کرد. کیوریتوریال به شکلی از دانش برمی‌گردد و با ارجاع به مقاله‌ای از گرویس که اشکان صالحی در ماهنامه گلستان ترجمه کرده بود (که در آن به کاسه توالت دوشان اشاره می‌شد و اینکه چطور مارسل دوشان بدون قصد قبلی، کیوریتور کار خود بوده است و مرتکب امر کیوریتوریال شده است، همان‌گونه که در کیوریتورشیپ تعمداً اثر هنری را زمینه مند می‌کنیم و موقعیت دیگری به آن می‌دهیم.) می‌توان گفت که کنش کیوریتوریال در حوزه نظری و کیوریتینگ در حوزه عملی است.

لازم هست این را بدانیم که ریشه کیوریتور از واژه کورا در لاتین است که معنای نمک سود کردن، تیمار کردن، مراقبت کردن، درمان  پیدا کردن، چاره ای پیدا کردن، محافظت کردن ونگهبانی است. کیوریتور کسی است که به شکل کلاسیک عهده دار نگهداری از آثار است؛ مراقب و مسئول است. کیوریتور به معنای مدیر و ناظر یک جریان است که در موزه‌ها، گالری‌ها، کتابخانه‌ها یا آرشیوها مسئول و متخصص توصیف و توضیح و مراقبت از آنها است و مثلاً اگر مسئول آثار باستانی است، حتما دانش باستان شناسی دارد. در واقع بخشی از کیوریتورهای امروزی مسئول طبقه بندی داده‌های دیجیتالی هستند و در موزه‌های بزرگ گروهی مسئول دیتابیس موزه هستند که مسئولی‌تهای متفاوتی هم دارند.

پگاه بهروزفر : وضعیت کیوریتینگ را در ایران چگونه می بینید؟

زروان روحبخشان: خیلی تفاوتی ندارد. شیوه‌های خیلی متفاوت و متضادی داریم که مانند کار یک هنرمند است. همانطور که تفاوت در کار هنرمندان وجود دارد، کار کیوریتورها هم چه در تکنیک و چه در شکل ارائه با یکدیگر متفاوت است.
کیوریتور ممکن است فقط مسئول نگهداری باشد ولی در سازمان‌های بزرگتر، کوـ کیوریتورهایی هستند که در کنار یا زیر دست کیوریتورها کار می کنند؛ بخوانید دستیار کیوریتور.
تنها موزه‌ای که در ایران به شکل جدی و البته با کلی حرف کیوریتور دارد موزه ملک است و به این دلیل است که این موزه سرمایه خصوصی دارد.
در جاهایی مثل موزه هنرهای معاصر که ما توقع داریم، خبری از کیوریتوری نیست، البته پروژه هایی بوده که کیوریتور داشته ولی موزه کیوریتور مشخصی ندارد در حالیکه این برای موزه واجب است.
ژانر هنر معاصر بسیار کیوریتور می طلبد ، چون خیلی از آثار معنای گنگی دارند و یا با تکثر زیادی در آثار روبه رو هستیم که معنا را مبهم می‌کند. بنابراین کیوریتور در این میانه می‌تواند زمینه ساز باشد.
در هنر معاصر فضای نمایشگاه بسیار مهم است و فضا قسمت بزرگی از مواجهه است و
در یک اثر هنری بسته به شیوه و فضای طراحی شده برای ارائه و تم نمایشگاه (کنار هم قرار دادن یک سری از آثار) معنا تغییر می‌کند.
گاهی کیوریتور زمینه‌هایی که به یک اثر چسبیده را بسترزدائی می‌کند و یک خوانش جدید ایجاد می‌کند و این نشان دهنده اهمیت کار کیوریتور است که اگر کارش را به درستی انجام ندهد ممکن است تاثیرگذاری و یا معنای یک اثر را خدشه دار کند.
گاهی کیوریتور یک موضوع را انتخاب می‌کند و به جمع آوری آثار می‌پردازد، حالا یا در این بستر جدید معنایی پیدا می‌کند و یا تبدیل می‌شود به نمایشگاه گروهی- دورهمی که لایک جمع می‌کند.
شیوه دیگری که خیلی از کیوریتورهای حرفه ای کار می کنند، شیوه امیرعلی قاسمی است می‌توان این شیوه را به نام او رقم زد که این روش برشی از بضاعت موجود است.
در این روش کیوریتور موضوعی را انتخاب می‌کند و فارغ از اینکه این آثار خوب هستند یا نه و یا کنار هم معنای یکدیگر را تایید می‌کنند یا تخریب ، هرآنچه با آن موضوع مرتبط است را به نمایش درمی‌آورد و این در واقع کیوریتوری با شیوه آرشیوی است.
پگاه بهروزفر: چه منابعی را برای شناخت این دانش معرفی می کنید؟

زروان روح بخشان: مجموعه مقالات بوریس گرویس که اشکان صالحی ترجمه کرده است از منابع خوب موجود است؛ کتاب قدرت هنر را پبشنهاد می‌کنم که در آن علاوه بر کیوریتور، از منتقد و هنرمند و… هم تعاریفی وجود دارد که به عنوان یک کیوریتور باید این تعاریف و نسبت آن‌ها را باهم نیز بدانیم. کتاب‌هایی که رویکرد انتقادی نسبت به هنر دارند معمولاً کیوریتورها را هدف می‌گیرند و در این امر موثر هستند، که کتاب هنر معاصر جولیان استالابراس، ترجمه احمدرضا تقا از این دسته است. و در نهایت یک کیوریتور خوب باید دانش تاریخ هنر، کمی جامعه شناسی، کمی روانشناسی را دارا باشد. کتاب‌هایی در این زمینه و  فلسفه و نقد هنر نیز می‌تواند مفید واقع شود.

پگاه  بهروزفر: آیا یک کیوریتور یک هنرمند است؟

زروان روحبخشان: پروژه‌هایی اتفاق افتاده‌اند که به مثابه یک اثر هنری دیده می‌شوند. به شکلی که در مخاطب این تفکر را ایجاد کند که شاهد یک اثر هنری است. این در حالی است که مجموعه‌ای حاصل از جمع آوری آثار هنرمندان مختلف است، ولی بر اساس نحوه کیوریتینگ آن، به مثابه یک اثر هنری دیده می‌شود و گویی که در این صورت می‌توان کیوریتور در مقام یک هنرمند حاضر شده است. اما اساساً کیوریتور هنرمند نیست.

zarvan roohbakhshan 2 1024x682 پگاه بهروزفر: حوزه کار کیوریتور را در چه حدی می دانید؟ یا یک کیوریتور چقدر اجازه دخالت در آثار هنرمندان دارد؟

زروان روح بخشان : حد وحدود مشخصی ندارد ولی طبعاً کیوریتوری که شیوه کارش مداخله در اثر هنری است، در نهایت هم نمی‌تواند به شکل فیزیکال در کار دست ببرد. کیوریتور می‌تواند با هنرمند صحبت کند یا کارهای مشابه را به او نشان دهد ولی نمی‌تواند قلم به دست بگیرد و در یک مجوعه نقاشی نقش آفرینی کند. کیوریتور ایده را مطرح کرده و آن را می‌پروراند، نمایشگاه را طرح‌ریزی می‌کند اما انگار یک قابلیت رازآلود جادویی در آن چیزی که می‌توان به آن ناهنر گفت وجود دارد، که از طریق نمایش دادن به هنر تبدیل می‌شود و این ویژگی مخصوص هنرمند است و کیوریتور نهایت مداخله‌اش تا مرز این اتفاق است. هنرمند بر اساس قواعد اجتماعی‌، سیاسی یا حتی تجاری و برمبنای مناسبات زیبایی شناسی زمانه اثرش را شکل می‌دهد ، ممکن است که نظر کیوریتور را در کارش دخیل کند ولی نهایت مداخله کیوریتور هم در همین حد است که البته گروهی از هنرمندان هم همین حد را هم نمی‌پذیرند. این شکل از مداخله در پروژه‌های آرشیوی و جمع بندی دیده نمی‌شوند و نمایشگاه بر اساس آنچه هست پیش می‌رود. بخشی از مداخله در زمان چیدمان نهایی است و حتی طراحی نور هم شامل این چیدمان می‌شود. کیوریتور اثر هنری را زمینه‌مند می‌کند و خوانش دیگری را ممکن می‌سازد. می‌توان گفت: کیوریتوری از زدن میخ بر دیوار شروع می‌شود و گاه به همان جا هم ختم می‌شود.

پگاه بهروزفر: در یک جمع‌بندی مهمترین ویژگی‌های یک کیوریتورحرفه‌ای چیست؟

زروان روح بخشان: از نظر من مهمترین ویژگی دانش است، دارا بودن دانش تئوریک نسبت به موضوع و توانایی عملی کردن حدی از آن دانش تئوریک که البته بعید است‌که کسی بتواند صد درصد آن دانش را عملی کند. سطح مطالعه بالا، خصوصاً در زمینه موضوع پروژه از دیگر ویژگی‌ها است. حتماً باید با فضای هنری زمان خودش آشنا باشد و باید حدی از مناسبات بازار را بشناسد؛ چه بخواهد با آن همراه شود چه بخواهد بر ضدش عمل کند. کیوریتور باید یک رویکرد انتقادی داشته باشد، یا دارای نگاه انتقادی باشد و باید نسبت به رسانه و مدیومی که کار می‌کند نیز آگاهی لازم را داشته باشد.

معمولاً در سطح بین‌المللی، کیوریتورها مدرک تحصیلی جدی در حوزه کاری خودشان دارند. خیلی‌ها دکترای فلسفه یا نقد هنر دارند یا مدارک کارشناسی ارشد در حوزه تاریخ هنر یا مردم شناسی یا جامعه شناسی و به همین دلیل هم محل ارتزاق آنها جای دیگری است. از یک کیوریتور انتظار می‌رود که در حوزه کار خودش به شکل تئوریک هم مشغول باشد به طور مثال نشست برگزار کند و یا مقاله منتشر کند یا گروهی از مقالات را حول و حوش یک ایده در کنفرانس‌ها ارائه کند.

پگاه  بهروزفر: امرار معاش  یک کیوریتور چگونه است ؟

زروان روح بخشان: کیوریتور در واقع دو شغله است و در واقع درآمد اصلی او از جای دیگری است. زمانی که به عنوان کیوریتور سفارشی از گالری، موزه یا جایی گرفته شود که بودجه‌ای را برای این کار مشخص کرده، خب دستمزد مشخصی به کار تعلق می‌گیرد که بر اساس قرارداد تعیین می‌شود. به نظر من تنها کیوریتورهای عجیب درصدی از فروش را مطالبه می‌کنند زیرا درصد فروش  ممکن است در نحوه ارائه یا انتخاب آثار موثر باشد. اما اساساً کیوریتور پاره وقت مطلوب برای درآمد مالی پروژه‌ای که طرح می‌کند، دندان تیز نمی‌کند.





نوع مطلب : گفت و گو با هنرمندان، 
برچسب ها : گفت‌وگو با زروان روح بخشان، رویکرد انتقادی کیوریتور، گفت و گو، رویکرد، هنر، گرافیک، هنرگرافیک،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 22 آبان 1396
هنر گرافیک
نمایشگاه همفشردگی با رویکرد نظری و آموزشی

density 18

به نقل از هنرآنلاین: جاوید رمضانی در گفت‌وگو با هنرآنلاین در مورد نمایشگاه‌های گروه «من» گفت: «این مجموعه ۶ سال است مشغول فعالیت است و این تیم بر یک هستی‌شناسی فردی استوار است. در هر نمایشگاه به مقولاتی که در سطح جامعه مطرح است مانند مصرف‌گرایی، ارتباط درونی با هستی و… پرداخته شده است.»

density me 5

او با بیان اینکه «من» ارجاع به خود است، افزود: «در هنر معاصر اینکه فرد تجربه زیسته خود را صادقانه در هنر ارائه دهد اهمیت زیادی دارد. بنابراین هویت هنر ما با مفاهیم درونی ما شکل می‌گیرد، نه با مظاهر و مفاهیم اجتماعی. بنابراین نمایشگاه‌های این مجموعه بر همین مسئله تکیه دارد و هنرمندان آن تلاش می‌کنند این رویکرد را در هنر تجسمی ما قوام دهند.»

رمضانی در مورد نحوه شکل‌گیری هر مجموعه از آثار گفت: «در طول سال با تعدادی از دوستان جلسات هفتگی داریم و آنها در مورد آثار خود با من صحبت می‌کنند تا لحن کار خود را پخته‌تر کنند یا در فضای حرفه‌ای بتوانند کار خود را بهتر ارائه دهند. در طول سال بررسی می‌کنیم که آثار این هنرمندان چقدر به هویت فردی آنها ارتباط دارد و در نهایت آنها نظام فکری پیدا می‌کنند. حاصل این یک سال کار در نهایت در قالب یکی از مفاهیمی که در اجتماع یا در میان متفکرین مطرح است ارائه می‌شود.»

او در مورد نمایشگاه اخیر این گروه گفت: «همفشردگی یا چگالی سنگین و زیاد، موضوعی است که مطرح شده و هر کدام از دوستان از زاویه خود به آن نگاه کرده است. امروزه تحرک در جامعه زیاد است و گاه این تحرک باعث اصطکاک می‌شود که می‌تواند مثبت یا منفی باشد. هنرمند نمی‌تواند از جامعه جدا باشد. او باید مسائل جامعه را درک کند و این درک در اثر هنری او دیده شود.»

رمضانی افزود: «هر هنرمند با توجه به نحوه بیان خود مدیای مورد نظر را انتخاب کرده و برای اثر خود استیتمنت مجزا نوشته است. این نمایشگاه رویکرد نظری و آموزشی دارد و تلاش کردیم نمایشگاهی به وجود بیاید که بازتاب زمان و مکان باشد و وجوهی درونی را برای مخاطب آشکار کند.»

او با اشاره به استیتمنت اصلی نمایشگاه که با اشاره به مفاهیم فیزیک نوشته شده است گفت: «در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که نیاز داریم به منطق عقلانی و علمی تکیه کنیم. همچنین می‌توانیم یک مفهوم علمی مانند همفشردگی را به عنوان یک صنعت ادبی در یک نمایشگاه هنری به کار ببریم. گاه کیوریتور یا هنرمند نیاز دارد به مفاهیمی خارج از فضای شاعرانه و هنری توجه کند، اما به جز استیتمنت علمی که من نوشتم، بیانیه‌های هنرمندان در مود آثارشان ساده و قابل فهم است. آثار نمایشگاه نیز پیرو نظام روشنفکری نیست بلکه نظام تجسمی در آن مطرح است و شفاف و مستقیم حرف خود را می‌زند. این نمایشگاه ارائه دهنده هنری است که مرتبط با جامعه است و بیشتر متوجه اعتلای انسانی است.»

نمایشگاه من ۶ با عنوان «همفشردگی» تا ۲۴ مهرماه در گالری چهار به کار خود ادامه خواهد داد. علاقه‌مندان می‌توانند هر روز به جز شنبه‌ها از ساعت ۱۱ تا ۲۰ به نشانی خیابان شریعتی، نرسیده به پل سیدخندان، کوچه اشراقی، شماره چهار مراجعه کنند.

در این نمایشگاه شانزده هنرمند آثار خود را در زمینه‌های عکس، نقاشی، چیدمان، طراحی، چاپ و … به نمایش گذاشته‌اند. نمایشگاه «همفشردگی» آثاری از سحر افتخارزاده، سارا بافتی‌زاده، نیلوفر تقی‌پور، زینب ثقفی، مسعود جزنی، سارا حسینی، هانیه دربندی، محدثه شادمهر،  مریم صفرزاده، دینا صنیعی، مانی کومار، امیر کوشامنش، حامد نورایی، علی نورپور، مهدی نعمتی و علی یحیایی در آن به نمایش گذاشته شده است.





نوع مطلب : گفت و گو با هنرمندان، 
برچسب ها : گفتگو، گفت و گو، هنر، هنرآنلاین، جاوید رمضانی، جاوید، رمضانی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 29 مهر 1396
هنر گرافیک

نمایشگاه گروهی پوستر با عنوان «اعلان گفتگو» و با موضوع «گفتگو و تعامل سازنده با دنیا» جمعه ۲۱ مهر ساعت ۱۶ در فرهنگسرای نیاوران برگزار خواهد شد.

این نمایشگاه، حاصل تلاش ۲۹ طراح گرافیک حاضر در کارگاه آموزشی طراحی پوستر است که توسط اشکان قازانچایی با محوریت فرآیند خلق ایده و اجرا در تیر ماه سال جاری به مدت سه روز در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد.

همزمان با گشایش نمایشگاه «اعلان گفتگو»، فیلم مستندی از فرآیند کارگاه آموزشی طراحی این نمایشگاه با نام «منو نگاه کُن!» به تهیه کنندگی و کارگردانی امیرحسین محمدخانی در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران اکران می شود.

طراحان گرافیک حاضر در نمایشگاه عبارتند از رضوان شوقی، مهدی اسدی تبار، الهام زکی‎ زاده، گلناز گلچین ماسوله، وحید نظری، زهره شیروانی هرندی، بهداد شریفی، زهرا احمدی مستان‎ آباد، فاطمه ناصح، زهرا پرتو، محمد متولی، زهرا سالمی ‎نژاد، زاهده حسینی پو، میلاد جوادی، زاهره دنیا ‎دیده، مهسا ‎سادات میر‎حسینی، فرشته عابدی، امیر شاملی، سعیده شجاعی، ملیحه بحر‎گرد نیکو، اکبر قنبر‎زاده، عرفان غلامی، پرستو حیدری آزاد، منیره بحر‎گرد نیکو، فاطمه اسحاقی، معصومه نجفی، مریم نقوی نمینی، زهرا‎سادات حسینی و سیده فریده سجادی.

نمایشگاه گروهی پوستر با عنوان «اعلان گفتگو» از تاریخ جمعه ۲۱ مهر به مدت ۵ روز و تا تاریخ ۲۵ مهر دایر است.





نوع مطلب : اخبارگرافیکی، 
برچسب ها : نمایشگاه گروهی، نمایشگاه، پوستر، گروهی، گروه، اعلان، گفت و گو،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 19 مهر 1396
هنر گرافیک

ابتدا یک تعریفی از پرفورمنس داشته باشید و بعد تفاوت آن را با پرفورمنس آرت برایمان بگویید؟

ارائه تعریف در هنر و به خصوص هنر معاصر اگر نه ناممکن اما دشوار است. در هنر معاصر زمانی‌که شما تعریفی را ارائه می‌کنید بلافاصله بر ضد خودش عمل می‌کند و تعریفی جدیدتر سربرمی‌آورد. بنابراین من معمولا تاکید می‌کنم که به جای تعریف، ویژگی‌ها را مشخص کنیم، در واقع ویژگی‌های پرفورمنس آرت بیان شود و نه یک تعریف مشخص از آن.

هنرمند معاصر می‌تواند با هر اثر هنری خود تعریفی منحصر به فرد از هنر و مدیوم‌های آن ارائه کند امری که برآمده از فردیت هنرمند است به این ترتیب هر اثر هنری می‌تواند مرزهای تعریف را گسترش دهد و حتی دگرگون کند. بنابراین من هم سعی می‌کنم بر ویژگی‌های پرفورمنس‌آرت متمرکز شوم. اما درباره بخش بعدی سوال شما، یکی از مسائلی که ما از سال اول شکل‌گیری "فستیوال سی پرفورمنس، سی هنرمند، سی روز" روی آن تاکید ویژه‌ای داشته‌ایم، همین تفاوت پرفورمنس و پرفورمنس آرت بوده است. منشا سوء تفاهم‌ها ناشی‌ از شباهت واژه‌های پرفورمنس و پرفورمنس آرت است که اولی به "اجرا" و دومی به دنبال آن و به اشتباه به "هنر اجرا" ترجمه شده است. به همین دلیل هم تاکید دارم تا واژه‌هایی این‌چنین که اسامی خاص هستند ترجمه نشوند. "اجرا" جزیی‌ از بسیاری از آثار هنری در حوزه‌های گوناگون است، مثل تئاتر و موسیقی‌ و... اما هر اجرایی، پرفورمنس آرت نیست. به بیان دیگر اجراهای موسیقی، نمایش و ... پرفورمنس هستند، اما پرفورمنس آرت نیستند. پرفورمنس‌آرت برآمده از حوزه هنرهای تجسمی است و یک سابقه، خاستگاه و تاریخ مشخص دارد، در نتیجه ویژگی‌های مشخصی هم برای آن بیان می‌شود. من این ویژگی‌ها را به طور خلاصه این‌گونه بیان ‌می‌کنم، پرفورمنس آرت پروسه خلق اثر هنری است در تعامل بین پرفورمر و مخاطب در زمان و مکانی واقعی.

برای مشخص شدن این تفاوت‌ها اگر امکان دارد هرکدام از این ویژگی‌ها را کمی توضیح دهید؟

به دلیل برخی اشتباهات و شباهت‌ها و صرفا برای درک بهتر من برخی از مثال‌هایم را در تقابل با تئاتر کلاسیک خواهم آورد. امری که در پرفورمنس آرت بسیار مهم است پروسه خلق اثر هنری است، آن روندی که اثر خلق می‌شود و نه آن اثر و نتیجه ملموس نهایی. در مدیوم‌های کلاسیک مانند نقاشی و مجسمه اثر نهایی و ملموس و به بیان دقیق‌تر آبجکت نهایی اهمیت دارد، اما در پرفورمنس آرت آن مسیری که شما قرار است به آن اثر برسید مهم‌تر است و اصلا اهمیتی ندارد که در پایان شما به یک آبجکت برسید یا نرسید. در تئاتر یک برنامه‌ای دارید و از یک نقطه‌ای آغاز و در نقطه‌ای ختم می‌کنید، پیشتر امری را در ذهن دارید و آن‌را به ذهن مخاطب منتقل می‌کنید. اما در پرفورمنس آرت چنین چیزی وجود ندارد، بلکه کل پروسه‌ای که طی می‌شود مهم است. قرار بر این نیست تا چیزی به ذهن مخاطب منتقل شود بلکه قرار است چیزی در ذهن مخاطب ساخته شود. در طی این پروسه مخاطب خود نقش فعال دارد به این‌گونه که از حضور صرف او تا مشارکت عملی‌اش زمینه‌ساز شکل‌گیری فضا و اثر خواهد بود. حتی جاگیری مخاطب در مکان اجرا اهمیت می‌یابد. فکرکنم به طور خلاصه اهمیت مخاطب و مفهوم تعامل روشن شده باشد چون گاه ویژگی تعامل به اینتراکشن عملی کاسته می‌شود و این آسیبی جدی در بسیاری از آثار است.

دو ویژگی دیگر زمان و مکان واقعی است، که بازهم مقایسه آن با تئاتر کلاسیک راه‌گشا است. شما در تئاتر معمولا یک دکور دارید، یعنی مکان را به یک مکان فرضی تبدیل می‌کنید و قراردادی بین شما و مخاطب شکل می‌گیرد که به عنوان مثال اینجا یک جنگل است و یا یک دفتر کار، در حالی‌که در پرفورمنس آرت مکان هویت خود را حفظ می‌کند اگر شما در گالری شماره ۵ موزه هنرهای معاصر تهران مشغول اجرا هستید، همچنان مکان همان گالری شماره ۵ است. درباره زمان هم اگر در تئاتر ما با مخاطب خود قرارداد می‌کنیم که در اجرا در سال ۱۹۶۵ اتفاق می‌افتد و یا در آینده و حتی در زمانی نامعلوم، در پرفورمنس آرت اما، زمان زمان واقعی است. یعنی اگر در روز 26 دی‌ماه ۱۳۹۴ ساعت ۵ پرفورمنس‌آرت اجرا می‌شود همچنان زمان همان 26 دی‌ماه ۱۳۹۴ ساعت ۵ است. در نهایت این‌که پرفورمنس‌آرتیست، مخاطب و زمان و مکان واقعی، بخشی از کانتکست (context) خلق پرفورمنس‌آرت هستند.

کانتکست (بستر) خلق اثر هنری چه اهمیتی در این مدیوم دارد؟

مدیوم‌های معاصر و پرفورمنس‌آرت به عنوان بخشی از آن کانتکس‌چوال (contextual) هستند به عبارتی با بستر خلق خود نسبتی مستقیم دارند. بحث در این زمینه بسیار گسترده است اما سعی می‌کنم با مثالی مسئله را تا حدودی روشن کنم. همین اتاقی که من و شما در آن هستیم را در نظر بگیرید این اتاق بدون من و شما مکانی است که حال با حضور من و شما فضایی پیدا می‌کند. به این ترتیب حضور هر شخص دیگری هم فضا را دگرگون می‌کند. از سویی این‌که امروز و در این تاریخ و در این مکان و با توجه به تمام شرایط ما مشغول صحبت هستیم یک فضا ایجاد می کند که اگر فقط عنصر زمان در این‌ مثال تغییر می‌کرد -به عنوان نمونه فردا- این گفتگو صورت دیگری می‌یافت. پس هر پرفورمنس‌‌آرت با توجه به تغییر کانتکست هر بار که اجرا می‌شود اثری است جدید. از سویی به دلایل ذکر شده باید توجه داشت که پرفورمنس‌آرت یک مدیوم سایت اسپسیفیک (Site- specific) هم هست یعنی مکان محور است و در آن مکان به فضا تبدیل می‌شود.

پس این مدیوم واجد ویژگی‌های بومی هم هست...

بله بارها از من پرسیده‌اند که پرفورمنس‌آرت ایران چه ویژگی‌ای دارد. همواره پاسخ من این است که پرفورمنس‌آرتی که در ایران با پرفورمنس‌آرتیست ایرانی و با مخاطب ایرانی اجرا می شود اثری است منحصر به فرد و نیاز به وام‌گیری عناصر بیگانه و یا حتی تاکید فرمال بر عناصر بومی ندارد. البته همواره می‌توان نسبت ایده با کانتکست اثر را سنجید و نقد کرد.

همین‌جا باید این را هم اضافه کنم که به دلیل کانتکس‌چوال بودن این مدیوم ما چیزی به نام کپی کردن در پرفورمنس‌‌آرت نداریم. بسیاری از بزرگان این حوزه آثار دیگر هنرمندان را بارها اجرا کرده‌اند اما چون کانتکست تغییر یافته است با اثری دیگر مواجه هستیم که اصطلاحا به آن ری‌پرفورمنس (reperformance) می‌گویند.

اما هنوز انتظار مخاطب ایرانی از پرفورمنس‌آرت این است که یک اجرا و یک حرکتی داشته باشد ویک نوع بازی نزدیک به بازی تئاتر را شاهد باشد آیا به خاطر این است که پرفورمنس‌آرت برای مخاطبان جا نیفتاده است و یا مخاطب به دنبال یک تئاتر محیطی است؟

این امری طبیعی است. حدود پنج سال پیش که من اولین فستیوال را برگزار کردم ، ۳۰ پرفورمنس‌آرتیست برای فستیوال را نمی‌توانستم پیدا کنم یعنی ما این تعداد هنرمند فعال در این زمینه نداشتیم. تعداد کمی نسبت به این مدیوم شناخت داشتند و به ندرت اجراهایی در مکان‌های مختلف و به همین نام دیده می‌شد. غالبا این اجراها هم در بهترین حالت پرفورمنس بودند و نه پرفورمنس‌آرت. بنابراین شما در ایران با یک مدیوم نسبتا جدید مواجه هستید. گو این‌که ما از اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه به طور مشخص هم آثار و هم فعالیت‌هایی در این زمینه داشته‌ایم اما مواجهه متاخر ما از اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود بوده است که به طور جسته و گریخته دوباره حرکت‌هایی در این حوزه شکل می‌گیرد تا فستیوال سی پرفورمنس، سی هنرمند، سی روز. پس طبیعی است که مخاطب خیلی راحت و ساده نتواند با این مدیوم ارتباط برقرار کند چرا که هنوز آشنایی کافی نسبت به آن ندارد. اگر شما برگردید به تمام نوشته‌ها و مصاحبه‌هایی که ما از سال‌های اول تا به امروز داشته‌ایم، می‌بینید که یکی از نقاط تاکید ما بر این امر بوده است که می‌خواهیم مخاطبان و حتی هنرمندان حوزه‌های گوناگون را با این مدیوم آشنا نماییم. فکر می‌کنم در این زمینه تا حد زیادی موفق بوده‌ایم و البته تا فراگیر شدن این موضوع زمان لازم است.

پس شما معتقدید که مخاطبان باید آموزش ببینند...

بله. برای درک اثر هنری معاصر باید زمینه مشترکی از دانش میان هنرمند و مخاطب باشد. این دانش از طرق مختلف مانند آموزش مستقیم، رساته‌های دیداری، مطبوعات، موسسات آموزش عالی و … منتقل می‌شود. ما در این پنج دوره سعی کرده‌ایم در زمینه آموزش مستقیم به مخاطبان و هنرمندان، فعال باشیم که تا حد زیادی هم موفقیت‌آمیز بوده‌ است.

در یک دوسال گذشته برخی از چهره‌های سرشناس سینما و تلویزیون هم آثاری در زمینه پرفورمنس‌‌آرت ارائه کرده‌اند و برخی مخاطبان انتظار دیدن این چهره‌ها را دارند، فکر می کنید دلیل پرداختن این چهره‌ها به پرفورمنس‌آرت چیست؟

اجازه بدهید که به یک نکته مهم اشاره کنم. بسیاری از هنرمندانی که از حوزه‌های دیگر به اجرا رو آورده‌اند آثارشان پرفورمنس است و نه پرفورمنس‌آرت. خود من اولین فردی بوده‌ام که بنا به اهداف فستیوال برای معرفی پرفورمنس‌آرت به هنرمندان سایر حوزه‌ها از هنرمندانی همچون صابر ابر، شهرام مکری، محمد شیروانی، حسن معجونی، خانم رخشان بنی اعتماد، باران کوثری و … برای حضور در این فستیوال دعوت کرده‌ام. دلیل این دعوت‌ها همانطور که اشاره شد آشنا کردن این هنرمندان با این مدیوم بوده‌ است، و مانند سایر مدیوم‌ها برخی از این هنرمندان این مدیوم را در جهت بیان هنری افکارشان مناسب یافتند و در این زمینه به فعالیت ادامه دادند و برخی هم نه. مدیوم‌های هنری مختص عده‌ای خاص نیست و مثلا نمی‌توان گفت فلان شخص چون بازیگر سینما است پس حق ندارد پرفورمنس‌‌‌آرت اجرا کند همان‌طور که نمی‌شود گفت حق ندارد نقاشی کند! اما این‌که برخی از این هنرمندان بدون شناخت عمیق آثاری در حوزه‌هایی مثل تئاتر تجربی و از این دست خلق می‌کنند- که در نهایت هم یک پرفورمنس هستند- و با عنوان پرفورمنس‌‌‌آرت ارائه می‌کنند امری است دیگر که به شدت به مشکلات ما برای آموزش صحیح می‌افزاید. تجربه‌های اخیر توسط برخی از هنرمندان سینما و تئاتر از این دست هستند، که گاه منتقدان دوست برای جا دادن این آثار در حوزه پرفورمنس‌‌آرت دست به دسته‌بندی‌های عجیبی مانند پرفورمنس‌آرت تئاتری و پرفورمنس‌آرت تجسمی می‌زنند که پیشتر و به تفصیل دلایل مخالفتم با این نوع دسته‌بندی را اعلام کرده‌ام و از سویی برای من روشن نیست مگر عنوان تئاتر تجربی و یا به طور ساده اجرا چه اشکالی دارد که حتما باید از عنوان پرفورمنس‌آرت استفاده نمایند.

چقدر به اهدافی که از روز اول مدنظرتان بوده رسیدید؟

از ابتدا معرفی پرفورمنس‌آرت به مخاطبان و هنرمندان یکی از اهداف کلیدی ما بوده است. از سویی این معرفی فراگیر علاوه بر روش‌های غیر مستقیم مانند دعوت هنرمندان و مواجهه مخاطبان با اثر نیاز به فعالیت آموزشی مستقیم نیز داشته است. در مجموع تا حد بسیار زیادی در رسیدن به اهداف‌مان موفق بوده‌ایم. یکی از شاخص‌های این موفقیت حضور این فستیوال در موزه هنرهای معاصر تهران است. مانند هر مجموعه دیگری ما نیز افق‌های جدید را رصد می‌کنیم و به دنبال اهداف جدیدتری هستیم از آن جمله دعوت از هنرمندان بین‌المللی در این فستیوال یک از اهداف آینده نزدیک است.

در بخش آموزش مستقیم چگونه عمل کرده‌اید؟

هرساله و در طول فستیوال کارگاه‌هایی برگزار می‌شود که نتیجه عملی آن گروه بتا است و آخرین اجرای هر فستیوال توسط این گروه انجام می‌گیرد. گروه بتا در چند دوره گذشته محل آموزش بسیاری از هنرمندان این عرصه بوده‌ است که امروز برخی از آن‌ها به عنوان پرفورمنس‌آرتیست در همین فستیوال حضور دارند. این کارگاه‌ها با همین هنرجویان هر ساله تا شش‌ماه بعد از فستیوال فعالیت آموزشی تئوری و عملی دارد و بعد از آن هم فعالیت‌های خود را در عرصه عملی ادامه می‌دهد.

کمی در مورد مقالاتی که امسال قرار است ارائه بدهید بیشتر توضیح دهید؟

بخش تئوری فستیوال هرساله به واسطه تمی که برای کارهای عملی به هنرمندان پیشنهاد می‌شد به مخاطبان و سایر فعالان معرفی می‌گشت. البته هنرمندان در انتخاب این تم آزاد بودند و اصولا من درباره ایده هنرمندان دخالتی نمی‌کنم و صرفا مشاوره‌ها در جهت قرارگیری آثار در حوزه این مدیوم است یعنی گاه ممکن است با برخی از ایده‌ها مخالف هم باشم اما دخالتی در تغییر آن نمی‌کنم. این تم‌ها در چهاردوره گذشته عبارت بودند از نقش پرفورمر، نقش مخاطب، مکان واقعی و زمان واقعی. امسال این بخش را با محوریت تئوری پرفورمنس به صورت مجموعه‌ای از مقالات و یادداشت‌ها و بعد از پایان بخش عملی ارائه خواهیم کرد.

چقدر تاکنون از شما در این راستا حمایت شده است؟

در سال‌های گذشته تمامی هزینه‌های فستیوال را من و گالری ایست به عهده داشته‌ایم و اسپانسری هم اگر بوده‌ به شکل ارائه خدمات بوده‌است. امسال هم موزه هنرهای معاصر تهران این خدمات را بر عهده گرفته‌است اما همچنان اسپانسر مالی نداشته‌ایم. فعالیت در چنین شرایطی گاه کار بسیار سختی است اما خوشحالم که این سختی امروز نتایج خوشایندی به بار آورده است.

چرا عنوان سی پرفورمنس،سی هنرمند، سی روز را انتخاب کردید؟

انتخاب این عنوان بر اساس شکلی است که برای این فسیتوال در نظر گرفته‌ام. این شکل هم به دلیل ایجاد یک فضا در یک دوره فعالیت مستمر سی روزه جهت تاثیرگذاری بیشتر بوده‌ است. تاثیرگذاری آموزشی و در نهایت اجتماعی که از ابتدا مدنظرم بوده‌ است. اگر این دوره کوتاه‌تر بود تاثیرگذاری به این شکل امکان‌پذیر نبود و اگر طولانی‌تر بود امکان برگزاری آن دست‌کم در زمان آغاز اولین دوره وجود نداشت.

امسال از میان چند اثر این سی پرفورمنس را انتخاب کردید؟

امسال من از شصت پرفورمنس‌آرتیست جهت ارائه طرح‌های‌شان دعوت کردم، که در نهایت با در نظر گرفتن وجوه مورد نظرم سی نفر را انتخاب کردم. امسال تاکید من در انتخاب آثار توجه هنرمندان به پروسه خلق اثر هنری بوده است اما وجوه دیگری هم در انتخاب نهایی مدنظرم بوده است از جمله اینکه تمایل دارم تا حد امکان تعداد خانم‌ها و آقایان نسبت برابر داشته باشد، دیگر این‌که حضور هنرمندان شهرهای دیگر برایم بسیار مهم است و در آخر حضور چهره‌های جدید و هنرمندان جوان در کنار پیشکسوتان از اهمیت بالایی برایم برخوردار است به همین دلیل همواره نزدیک به ۷۰ درصد از هنرمندان چهره‌هایی جدید هستند که آنها را از میان هنرمندان فعال این عرصه انتخاب می‌کنم.

کمی هم در مورد کانون نیومدیا که در موزه هنرهای معاصر تاسیس شده است توضیح دهید، اینکه قرار است این کانون چه کاری انجام دهد و وظیفه‌اش چیست؟

از امسال و در پی سیاست‌های جدید موزه‌ هنرهای معاصر تهران کانون‌هایی در موزه تشکیل شدند. این سیاست‌ها مبتنی است بر این که آثار هنری معاصر بیش از پیش در موزه دیده شوند و نگاهی تخصصی در انتخاب این آثار دخیل باشد. این به این معنا نیست که نقاشی و مجسمه معاصر نیستند، بلکه آثار هنری با مدیوم‌های معاصر منظور نظر این کانون‌ها است. درپی این سیاست، کانون نیومدیا را در موزه هنرهای معاصر تهران تاسیس کردیم. این کانون در سه بخش فعالیت خواهد داشت. یک بخش اجرایی است که آثار هنری را به نمایش در می‌آورد، بخش دیگر، حوزه آموزش را در برمی‌گیرد و بخش دیگر تحقیقاتی است. ما هم اکنون با این فستیوال بخش اجرایی کانون را آغاز کرده‌ایم و بخش آموزشی هم همزمان در حال فعالیت است. در بخش تحقیقاتی هم از اساتید، کارشناسان، محققین و هنرمندان درخواست کرده‌ایم تا در این حوزه فعالیت نمایند که جلساتی هم به این منظور تشکیل شده‌ است. یکی از ایده‌هایمان این است که بتوانیم بخشی از جریانات هنری که در ایران وجود دارد را تجمیع و مشخص کنیم، به هر حال چیزی که به نظر می‌آید، این است که ما در چند سال گذشته نتوانسته‌ایم به طور مشخصی جریانات هنری را در جامعه ایران شناسایی کنیم. گاه جرقه‌هایی از نبوغ و فعالیت‌های ارزشمند این طرف و آن طرف دیده می‌شود که بسیار موفق هستند و گاه در سطح بین‌الملی هم معرفی می‌شوند، اما نماینده یک جریان و دوره نیستند. به این منوال در آینده و با نگاه به امروز این نقاط هستند که دیده می‌شوند بدون آن‌که موفق به شکل دادن به یک مسیر و درواقع جریان قابل بررسی‌ای شده‌باشند. بنابراین باید از یک جایی شروع کرد و یکی از کارهایی که در کانون "نیومدیا" قرار است انجام شود پرداختن به آسیب‌هایی این چنین و تلاش برای رفع آن‌ها است. انتهای پیام/

سمیرا افتخاری





نوع مطلب : گفت و گو با هنرمندان، 
برچسب ها : پرفورمنس، هنر گرافیک، گفت و گو، گفت و گو با هنرمند، گفت و گو با هنرمندان، هنر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک
پوستر

برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : گفت و گو با هنرمندان، 
برچسب ها : مصاحبه، گفت و گو، هنرمند، هنرمندان، تونی مائورو، تونی، گرافیک،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 27 اسفند 1395
هنر گرافیک
هنرگرافیک
تصویرگری

برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : گفت و گو با هنرمندان، 
برچسب ها : گرافیک، تصویرگری، تصویرسازی، مصاحبه، گفت و گو، هنرمند، هنرمندان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 26 اسفند 1395
هنر گرافیک

برای مشاهده عکس های بیشتر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...


ادامه مطلب


نوع مطلب : گفت و گو با هنرمندان، 
برچسب ها : گفت، گو، گفت و گو، هنرمند، هنر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 21 اسفند 1395
هنر گرافیک