سفارش طراحی گرافیکی
فرزند هنر باش نه فرزند پدر؛که فرزند هنر زنده کند نام پدر
درباره سایت هنر گرافیک


این سایت در زمینه گرافیک و طرح های زیبا و حرفه ای گرافیکی فعالیت میکند،علاقه مندان به این رشته میتوانند به بحث و گفت و گو و تبادل نظر با همدیگر در مورد کارها بپردازند و کارهای خود را برای نمایش دادن در سایت به ایمیل honaregraphic1@gmail.com ارسال کنند.
خواهشمند است در نقد و بررسی کارها از بیان نظرات غیر هنری خودداری شود،با تشکر ازحضور گرمتان،در سایه خداوند زیبایی ها موفق و سرافراز باشید.


نحوه ارتباط با ما:
honaregraphic1@gmail.com
همچنین از طریق بخش نظرات میتوانید ایمیل خود را به صورت صحیح درج کرده و درخواست خود را ارسال کنید

با به روزترین و متنوع ترین وبگاه هنری ایران همیشه همراه ما باشید.

مدیر سایت : هنر گرافیک
نویسندگان
سفارش طراحی کارهای گرافیکی به صورت حرفه ای
{ آمارگیر

istvan orosz یک نقاش مجارستانی، طراح گرافیک و کارگردان فیلم های انیمیشنی مجارستانی  است که در ۲۴ اکتبر ۱۹۵۱ در شهر کچکمیت مجارستان  متولد شده است.
او یکی از کارگردانان فیلم انیمیشن در استودیو فیلم پانونیای بودا پست، استاد دانشگاه soporn در غرب مجارستان، عضو انجمن بین المللی طراحان گرافیک (AGI) و آکادمی هنری مجارستان و از بنیان گذاران انجمن پوستر مجارستان است. ...

برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : گفت و گو با هنرمندان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 9 اردیبهشت 1396
هنر گرافیک

ابتدا یک تعریفی از پرفورمنس داشته باشید و بعد تفاوت آن را با پرفورمنس آرت برایمان بگویید؟

ارائه تعریف در هنر و به خصوص هنر معاصر اگر نه ناممکن اما دشوار است. در هنر معاصر زمانی‌که شما تعریفی را ارائه می‌کنید بلافاصله بر ضد خودش عمل می‌کند و تعریفی جدیدتر سربرمی‌آورد. بنابراین من معمولا تاکید می‌کنم که به جای تعریف، ویژگی‌ها را مشخص کنیم، در واقع ویژگی‌های پرفورمنس آرت بیان شود و نه یک تعریف مشخص از آن.

هنرمند معاصر می‌تواند با هر اثر هنری خود تعریفی منحصر به فرد از هنر و مدیوم‌های آن ارائه کند امری که برآمده از فردیت هنرمند است به این ترتیب هر اثر هنری می‌تواند مرزهای تعریف را گسترش دهد و حتی دگرگون کند. بنابراین من هم سعی می‌کنم بر ویژگی‌های پرفورمنس‌آرت متمرکز شوم. اما درباره بخش بعدی سوال شما، یکی از مسائلی که ما از سال اول شکل‌گیری "فستیوال سی پرفورمنس، سی هنرمند، سی روز" روی آن تاکید ویژه‌ای داشته‌ایم، همین تفاوت پرفورمنس و پرفورمنس آرت بوده است. منشا سوء تفاهم‌ها ناشی‌ از شباهت واژه‌های پرفورمنس و پرفورمنس آرت است که اولی به "اجرا" و دومی به دنبال آن و به اشتباه به "هنر اجرا" ترجمه شده است. به همین دلیل هم تاکید دارم تا واژه‌هایی این‌چنین که اسامی خاص هستند ترجمه نشوند. "اجرا" جزیی‌ از بسیاری از آثار هنری در حوزه‌های گوناگون است، مثل تئاتر و موسیقی‌ و... اما هر اجرایی، پرفورمنس آرت نیست. به بیان دیگر اجراهای موسیقی، نمایش و ... پرفورمنس هستند، اما پرفورمنس آرت نیستند. پرفورمنس‌آرت برآمده از حوزه هنرهای تجسمی است و یک سابقه، خاستگاه و تاریخ مشخص دارد، در نتیجه ویژگی‌های مشخصی هم برای آن بیان می‌شود. من این ویژگی‌ها را به طور خلاصه این‌گونه بیان ‌می‌کنم، پرفورمنس آرت پروسه خلق اثر هنری است در تعامل بین پرفورمر و مخاطب در زمان و مکانی واقعی.

برای مشخص شدن این تفاوت‌ها اگر امکان دارد هرکدام از این ویژگی‌ها را کمی توضیح دهید؟

به دلیل برخی اشتباهات و شباهت‌ها و صرفا برای درک بهتر من برخی از مثال‌هایم را در تقابل با تئاتر کلاسیک خواهم آورد. امری که در پرفورمنس آرت بسیار مهم است پروسه خلق اثر هنری است، آن روندی که اثر خلق می‌شود و نه آن اثر و نتیجه ملموس نهایی. در مدیوم‌های کلاسیک مانند نقاشی و مجسمه اثر نهایی و ملموس و به بیان دقیق‌تر آبجکت نهایی اهمیت دارد، اما در پرفورمنس آرت آن مسیری که شما قرار است به آن اثر برسید مهم‌تر است و اصلا اهمیتی ندارد که در پایان شما به یک آبجکت برسید یا نرسید. در تئاتر یک برنامه‌ای دارید و از یک نقطه‌ای آغاز و در نقطه‌ای ختم می‌کنید، پیشتر امری را در ذهن دارید و آن‌را به ذهن مخاطب منتقل می‌کنید. اما در پرفورمنس آرت چنین چیزی وجود ندارد، بلکه کل پروسه‌ای که طی می‌شود مهم است. قرار بر این نیست تا چیزی به ذهن مخاطب منتقل شود بلکه قرار است چیزی در ذهن مخاطب ساخته شود. در طی این پروسه مخاطب خود نقش فعال دارد به این‌گونه که از حضور صرف او تا مشارکت عملی‌اش زمینه‌ساز شکل‌گیری فضا و اثر خواهد بود. حتی جاگیری مخاطب در مکان اجرا اهمیت می‌یابد. فکرکنم به طور خلاصه اهمیت مخاطب و مفهوم تعامل روشن شده باشد چون گاه ویژگی تعامل به اینتراکشن عملی کاسته می‌شود و این آسیبی جدی در بسیاری از آثار است.

دو ویژگی دیگر زمان و مکان واقعی است، که بازهم مقایسه آن با تئاتر کلاسیک راه‌گشا است. شما در تئاتر معمولا یک دکور دارید، یعنی مکان را به یک مکان فرضی تبدیل می‌کنید و قراردادی بین شما و مخاطب شکل می‌گیرد که به عنوان مثال اینجا یک جنگل است و یا یک دفتر کار، در حالی‌که در پرفورمنس آرت مکان هویت خود را حفظ می‌کند اگر شما در گالری شماره ۵ موزه هنرهای معاصر تهران مشغول اجرا هستید، همچنان مکان همان گالری شماره ۵ است. درباره زمان هم اگر در تئاتر ما با مخاطب خود قرارداد می‌کنیم که در اجرا در سال ۱۹۶۵ اتفاق می‌افتد و یا در آینده و حتی در زمانی نامعلوم، در پرفورمنس آرت اما، زمان زمان واقعی است. یعنی اگر در روز 26 دی‌ماه ۱۳۹۴ ساعت ۵ پرفورمنس‌آرت اجرا می‌شود همچنان زمان همان 26 دی‌ماه ۱۳۹۴ ساعت ۵ است. در نهایت این‌که پرفورمنس‌آرتیست، مخاطب و زمان و مکان واقعی، بخشی از کانتکست (context) خلق پرفورمنس‌آرت هستند.

کانتکست (بستر) خلق اثر هنری چه اهمیتی در این مدیوم دارد؟

مدیوم‌های معاصر و پرفورمنس‌آرت به عنوان بخشی از آن کانتکس‌چوال (contextual) هستند به عبارتی با بستر خلق خود نسبتی مستقیم دارند. بحث در این زمینه بسیار گسترده است اما سعی می‌کنم با مثالی مسئله را تا حدودی روشن کنم. همین اتاقی که من و شما در آن هستیم را در نظر بگیرید این اتاق بدون من و شما مکانی است که حال با حضور من و شما فضایی پیدا می‌کند. به این ترتیب حضور هر شخص دیگری هم فضا را دگرگون می‌کند. از سویی این‌که امروز و در این تاریخ و در این مکان و با توجه به تمام شرایط ما مشغول صحبت هستیم یک فضا ایجاد می کند که اگر فقط عنصر زمان در این‌ مثال تغییر می‌کرد -به عنوان نمونه فردا- این گفتگو صورت دیگری می‌یافت. پس هر پرفورمنس‌‌آرت با توجه به تغییر کانتکست هر بار که اجرا می‌شود اثری است جدید. از سویی به دلایل ذکر شده باید توجه داشت که پرفورمنس‌آرت یک مدیوم سایت اسپسیفیک (Site- specific) هم هست یعنی مکان محور است و در آن مکان به فضا تبدیل می‌شود.

پس این مدیوم واجد ویژگی‌های بومی هم هست...

بله بارها از من پرسیده‌اند که پرفورمنس‌آرت ایران چه ویژگی‌ای دارد. همواره پاسخ من این است که پرفورمنس‌آرتی که در ایران با پرفورمنس‌آرتیست ایرانی و با مخاطب ایرانی اجرا می شود اثری است منحصر به فرد و نیاز به وام‌گیری عناصر بیگانه و یا حتی تاکید فرمال بر عناصر بومی ندارد. البته همواره می‌توان نسبت ایده با کانتکست اثر را سنجید و نقد کرد.

همین‌جا باید این را هم اضافه کنم که به دلیل کانتکس‌چوال بودن این مدیوم ما چیزی به نام کپی کردن در پرفورمنس‌‌آرت نداریم. بسیاری از بزرگان این حوزه آثار دیگر هنرمندان را بارها اجرا کرده‌اند اما چون کانتکست تغییر یافته است با اثری دیگر مواجه هستیم که اصطلاحا به آن ری‌پرفورمنس (reperformance) می‌گویند.

اما هنوز انتظار مخاطب ایرانی از پرفورمنس‌آرت این است که یک اجرا و یک حرکتی داشته باشد ویک نوع بازی نزدیک به بازی تئاتر را شاهد باشد آیا به خاطر این است که پرفورمنس‌آرت برای مخاطبان جا نیفتاده است و یا مخاطب به دنبال یک تئاتر محیطی است؟

این امری طبیعی است. حدود پنج سال پیش که من اولین فستیوال را برگزار کردم ، ۳۰ پرفورمنس‌آرتیست برای فستیوال را نمی‌توانستم پیدا کنم یعنی ما این تعداد هنرمند فعال در این زمینه نداشتیم. تعداد کمی نسبت به این مدیوم شناخت داشتند و به ندرت اجراهایی در مکان‌های مختلف و به همین نام دیده می‌شد. غالبا این اجراها هم در بهترین حالت پرفورمنس بودند و نه پرفورمنس‌آرت. بنابراین شما در ایران با یک مدیوم نسبتا جدید مواجه هستید. گو این‌که ما از اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه به طور مشخص هم آثار و هم فعالیت‌هایی در این زمینه داشته‌ایم اما مواجهه متاخر ما از اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود بوده است که به طور جسته و گریخته دوباره حرکت‌هایی در این حوزه شکل می‌گیرد تا فستیوال سی پرفورمنس، سی هنرمند، سی روز. پس طبیعی است که مخاطب خیلی راحت و ساده نتواند با این مدیوم ارتباط برقرار کند چرا که هنوز آشنایی کافی نسبت به آن ندارد. اگر شما برگردید به تمام نوشته‌ها و مصاحبه‌هایی که ما از سال‌های اول تا به امروز داشته‌ایم، می‌بینید که یکی از نقاط تاکید ما بر این امر بوده است که می‌خواهیم مخاطبان و حتی هنرمندان حوزه‌های گوناگون را با این مدیوم آشنا نماییم. فکر می‌کنم در این زمینه تا حد زیادی موفق بوده‌ایم و البته تا فراگیر شدن این موضوع زمان لازم است.

پس شما معتقدید که مخاطبان باید آموزش ببینند...

بله. برای درک اثر هنری معاصر باید زمینه مشترکی از دانش میان هنرمند و مخاطب باشد. این دانش از طرق مختلف مانند آموزش مستقیم، رساته‌های دیداری، مطبوعات، موسسات آموزش عالی و … منتقل می‌شود. ما در این پنج دوره سعی کرده‌ایم در زمینه آموزش مستقیم به مخاطبان و هنرمندان، فعال باشیم که تا حد زیادی هم موفقیت‌آمیز بوده‌ است.

در یک دوسال گذشته برخی از چهره‌های سرشناس سینما و تلویزیون هم آثاری در زمینه پرفورمنس‌‌آرت ارائه کرده‌اند و برخی مخاطبان انتظار دیدن این چهره‌ها را دارند، فکر می کنید دلیل پرداختن این چهره‌ها به پرفورمنس‌آرت چیست؟

اجازه بدهید که به یک نکته مهم اشاره کنم. بسیاری از هنرمندانی که از حوزه‌های دیگر به اجرا رو آورده‌اند آثارشان پرفورمنس است و نه پرفورمنس‌آرت. خود من اولین فردی بوده‌ام که بنا به اهداف فستیوال برای معرفی پرفورمنس‌آرت به هنرمندان سایر حوزه‌ها از هنرمندانی همچون صابر ابر، شهرام مکری، محمد شیروانی، حسن معجونی، خانم رخشان بنی اعتماد، باران کوثری و … برای حضور در این فستیوال دعوت کرده‌ام. دلیل این دعوت‌ها همانطور که اشاره شد آشنا کردن این هنرمندان با این مدیوم بوده‌ است، و مانند سایر مدیوم‌ها برخی از این هنرمندان این مدیوم را در جهت بیان هنری افکارشان مناسب یافتند و در این زمینه به فعالیت ادامه دادند و برخی هم نه. مدیوم‌های هنری مختص عده‌ای خاص نیست و مثلا نمی‌توان گفت فلان شخص چون بازیگر سینما است پس حق ندارد پرفورمنس‌‌‌آرت اجرا کند همان‌طور که نمی‌شود گفت حق ندارد نقاشی کند! اما این‌که برخی از این هنرمندان بدون شناخت عمیق آثاری در حوزه‌هایی مثل تئاتر تجربی و از این دست خلق می‌کنند- که در نهایت هم یک پرفورمنس هستند- و با عنوان پرفورمنس‌‌‌آرت ارائه می‌کنند امری است دیگر که به شدت به مشکلات ما برای آموزش صحیح می‌افزاید. تجربه‌های اخیر توسط برخی از هنرمندان سینما و تئاتر از این دست هستند، که گاه منتقدان دوست برای جا دادن این آثار در حوزه پرفورمنس‌‌آرت دست به دسته‌بندی‌های عجیبی مانند پرفورمنس‌آرت تئاتری و پرفورمنس‌آرت تجسمی می‌زنند که پیشتر و به تفصیل دلایل مخالفتم با این نوع دسته‌بندی را اعلام کرده‌ام و از سویی برای من روشن نیست مگر عنوان تئاتر تجربی و یا به طور ساده اجرا چه اشکالی دارد که حتما باید از عنوان پرفورمنس‌آرت استفاده نمایند.

چقدر به اهدافی که از روز اول مدنظرتان بوده رسیدید؟

از ابتدا معرفی پرفورمنس‌آرت به مخاطبان و هنرمندان یکی از اهداف کلیدی ما بوده است. از سویی این معرفی فراگیر علاوه بر روش‌های غیر مستقیم مانند دعوت هنرمندان و مواجهه مخاطبان با اثر نیاز به فعالیت آموزشی مستقیم نیز داشته است. در مجموع تا حد بسیار زیادی در رسیدن به اهداف‌مان موفق بوده‌ایم. یکی از شاخص‌های این موفقیت حضور این فستیوال در موزه هنرهای معاصر تهران است. مانند هر مجموعه دیگری ما نیز افق‌های جدید را رصد می‌کنیم و به دنبال اهداف جدیدتری هستیم از آن جمله دعوت از هنرمندان بین‌المللی در این فستیوال یک از اهداف آینده نزدیک است.

در بخش آموزش مستقیم چگونه عمل کرده‌اید؟

هرساله و در طول فستیوال کارگاه‌هایی برگزار می‌شود که نتیجه عملی آن گروه بتا است و آخرین اجرای هر فستیوال توسط این گروه انجام می‌گیرد. گروه بتا در چند دوره گذشته محل آموزش بسیاری از هنرمندان این عرصه بوده‌ است که امروز برخی از آن‌ها به عنوان پرفورمنس‌آرتیست در همین فستیوال حضور دارند. این کارگاه‌ها با همین هنرجویان هر ساله تا شش‌ماه بعد از فستیوال فعالیت آموزشی تئوری و عملی دارد و بعد از آن هم فعالیت‌های خود را در عرصه عملی ادامه می‌دهد.

کمی در مورد مقالاتی که امسال قرار است ارائه بدهید بیشتر توضیح دهید؟

بخش تئوری فستیوال هرساله به واسطه تمی که برای کارهای عملی به هنرمندان پیشنهاد می‌شد به مخاطبان و سایر فعالان معرفی می‌گشت. البته هنرمندان در انتخاب این تم آزاد بودند و اصولا من درباره ایده هنرمندان دخالتی نمی‌کنم و صرفا مشاوره‌ها در جهت قرارگیری آثار در حوزه این مدیوم است یعنی گاه ممکن است با برخی از ایده‌ها مخالف هم باشم اما دخالتی در تغییر آن نمی‌کنم. این تم‌ها در چهاردوره گذشته عبارت بودند از نقش پرفورمر، نقش مخاطب، مکان واقعی و زمان واقعی. امسال این بخش را با محوریت تئوری پرفورمنس به صورت مجموعه‌ای از مقالات و یادداشت‌ها و بعد از پایان بخش عملی ارائه خواهیم کرد.

چقدر تاکنون از شما در این راستا حمایت شده است؟

در سال‌های گذشته تمامی هزینه‌های فستیوال را من و گالری ایست به عهده داشته‌ایم و اسپانسری هم اگر بوده‌ به شکل ارائه خدمات بوده‌است. امسال هم موزه هنرهای معاصر تهران این خدمات را بر عهده گرفته‌است اما همچنان اسپانسر مالی نداشته‌ایم. فعالیت در چنین شرایطی گاه کار بسیار سختی است اما خوشحالم که این سختی امروز نتایج خوشایندی به بار آورده است.

چرا عنوان سی پرفورمنس،سی هنرمند، سی روز را انتخاب کردید؟

انتخاب این عنوان بر اساس شکلی است که برای این فسیتوال در نظر گرفته‌ام. این شکل هم به دلیل ایجاد یک فضا در یک دوره فعالیت مستمر سی روزه جهت تاثیرگذاری بیشتر بوده‌ است. تاثیرگذاری آموزشی و در نهایت اجتماعی که از ابتدا مدنظرم بوده‌ است. اگر این دوره کوتاه‌تر بود تاثیرگذاری به این شکل امکان‌پذیر نبود و اگر طولانی‌تر بود امکان برگزاری آن دست‌کم در زمان آغاز اولین دوره وجود نداشت.

امسال از میان چند اثر این سی پرفورمنس را انتخاب کردید؟

امسال من از شصت پرفورمنس‌آرتیست جهت ارائه طرح‌های‌شان دعوت کردم، که در نهایت با در نظر گرفتن وجوه مورد نظرم سی نفر را انتخاب کردم. امسال تاکید من در انتخاب آثار توجه هنرمندان به پروسه خلق اثر هنری بوده است اما وجوه دیگری هم در انتخاب نهایی مدنظرم بوده است از جمله اینکه تمایل دارم تا حد امکان تعداد خانم‌ها و آقایان نسبت برابر داشته باشد، دیگر این‌که حضور هنرمندان شهرهای دیگر برایم بسیار مهم است و در آخر حضور چهره‌های جدید و هنرمندان جوان در کنار پیشکسوتان از اهمیت بالایی برایم برخوردار است به همین دلیل همواره نزدیک به ۷۰ درصد از هنرمندان چهره‌هایی جدید هستند که آنها را از میان هنرمندان فعال این عرصه انتخاب می‌کنم.

کمی هم در مورد کانون نیومدیا که در موزه هنرهای معاصر تاسیس شده است توضیح دهید، اینکه قرار است این کانون چه کاری انجام دهد و وظیفه‌اش چیست؟

از امسال و در پی سیاست‌های جدید موزه‌ هنرهای معاصر تهران کانون‌هایی در موزه تشکیل شدند. این سیاست‌ها مبتنی است بر این که آثار هنری معاصر بیش از پیش در موزه دیده شوند و نگاهی تخصصی در انتخاب این آثار دخیل باشد. این به این معنا نیست که نقاشی و مجسمه معاصر نیستند، بلکه آثار هنری با مدیوم‌های معاصر منظور نظر این کانون‌ها است. درپی این سیاست، کانون نیومدیا را در موزه هنرهای معاصر تهران تاسیس کردیم. این کانون در سه بخش فعالیت خواهد داشت. یک بخش اجرایی است که آثار هنری را به نمایش در می‌آورد، بخش دیگر، حوزه آموزش را در برمی‌گیرد و بخش دیگر تحقیقاتی است. ما هم اکنون با این فستیوال بخش اجرایی کانون را آغاز کرده‌ایم و بخش آموزشی هم همزمان در حال فعالیت است. در بخش تحقیقاتی هم از اساتید، کارشناسان، محققین و هنرمندان درخواست کرده‌ایم تا در این حوزه فعالیت نمایند که جلساتی هم به این منظور تشکیل شده‌ است. یکی از ایده‌هایمان این است که بتوانیم بخشی از جریانات هنری که در ایران وجود دارد را تجمیع و مشخص کنیم، به هر حال چیزی که به نظر می‌آید، این است که ما در چند سال گذشته نتوانسته‌ایم به طور مشخصی جریانات هنری را در جامعه ایران شناسایی کنیم. گاه جرقه‌هایی از نبوغ و فعالیت‌های ارزشمند این طرف و آن طرف دیده می‌شود که بسیار موفق هستند و گاه در سطح بین‌الملی هم معرفی می‌شوند، اما نماینده یک جریان و دوره نیستند. به این منوال در آینده و با نگاه به امروز این نقاط هستند که دیده می‌شوند بدون آن‌که موفق به شکل دادن به یک مسیر و درواقع جریان قابل بررسی‌ای شده‌باشند. بنابراین باید از یک جایی شروع کرد و یکی از کارهایی که در کانون "نیومدیا" قرار است انجام شود پرداختن به آسیب‌هایی این چنین و تلاش برای رفع آن‌ها است. انتهای پیام/

سمیرا افتخاری





نوع مطلب : گفت و گو با هنرمندان، 
برچسب ها : پرفورمنس، هنر گرافیک، گفت و گو، گفت و گو با هنرمند، گفت و گو با هنرمندان، هنر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک
پوستر

برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : گفت و گو با هنرمندان، 
برچسب ها : مصاحبه، گفت و گو، هنرمند، هنرمندان، تونی مائورو، تونی، گرافیک،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 27 اسفند 1395
هنر گرافیک
هنرگرافیک
تصویرگری

برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : گفت و گو با هنرمندان، 
برچسب ها : گرافیک، تصویرگری، تصویرسازی، مصاحبه، گفت و گو، هنرمند، هنرمندان،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 26 اسفند 1395
هنر گرافیک
هنرگرافیک
لهستان

برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : گفت و گو با هنرمندان، 
برچسب ها : مارسین بوندارویچ، مارسین، لهستان، تصویرگر، تصویرسازی، تصویر، کارتون،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 23 اسفند 1395
هنر گرافیک

برای مشاهده عکس های بیشتر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...


ادامه مطلب


نوع مطلب : گفت و گو با هنرمندان، 
برچسب ها : گفت، گو، گفت و گو، هنرمند، هنر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 21 اسفند 1395
هنر گرافیک
هنرگرافیک

عبدالحمید قدیریان سال ۱۳۳۹ در تهران متولد شد. او بنا به علاقه خود به نقاشی در سال ۱۳۵۷ وارد دانشكده هنرهای زیبا (دانشگاه تهران) گردید. وی سال ۱۳۸۰ مدرك فوق لیسانس (كارشناسی ارشد) خود را در رشته نقاشی از دانشكده هنر دریافت نمود و در سال ۱۳۸۹موفق به كسب گواهی درجه یك هنری در رشته طراحی صحنه و لباس از وزارت ارشاد اسلامی گردید. او از سال ۱۳۶۰ به عنوان نقاش فعالیت حرفه‌ای خویش را آغاز و بعد از آن در سال ۱۳۶۵ فعالیت سینمایی را با فیلم سینمایی گذرگاه به عنوان گریمور شروع نمود. قدیریان در سال ۱۳۶۶ با فیلم سینمایی هراس در عرصه طراحی صحنه و لباس مشغول به كار شد و آثار متعددی را تا به امروز طراحی نموده است. قدیریان در طول فعالیت‌های خود موفق به اخذ جوایز متعددی از جشنواره‌های مختلف شده است. فرصتی پیش آمد تا به بهانه برگزاری چهارمین جشنواره جهانی هنر مقاومت گفت‌وگویی با این هنرمند برجسته كشورمان داشته باشیم.

حمیدقدیریان

جناب قدیریان با توجه به وضعیت فرهنگی موجود مقاومت را چگونه تعریف می‌كنید‌؟

در بحث فرهنگی آن هم در موقعیتی كه ما هستیم، مقاومت چیز خوبی نیست. مقام معظم رهبری در ارتباط با موضوع فرهنگ از واژه تهاجم استفاده كردند و به این لحاظ اعتقاد من این است كه ما باید به دشمن، تهاجم فرهنگی كنیم، نه اینكه در مقابل او مقاومت كنیم. مقاومت فرهنگی این گونه است كه ما بایستیم و در مقابل هجمه‌های فشرده و مداوم دشمن ایستادگی ‌كنیم. چرا ما باید این كار را بكنیم؟ چرا باید بایستیم و در مقابل هجمه‌ها ایستادگی كنیم؟ ثمره‌اش همین چیزی است كه الان در جامعه می‌بینیم. روز به روز ضعیف‌تر می‌شویم چون مقاومت سخت است. شما یك جا می‌ایستید و در مقابل فشار بیرونی مقاومت می‌كنید و این شما را به اضمحلال می‌كشاند و ضعیف می‌كند و وقتی ضعیف شدیم، دشمن مرتب سیطره‌اش را بیشتر می‌كند. خیلی جالب است كه مراكز فرهنگی ما این همه كار فرهنگی می‌كنند و هزینه می‌كنند؛ حداقل در آمارهایی كه می‌دهند و هزینه‌هایی كه برای هنر و برای فرهنگ می‌شود بسیار زیاد است، پس چرا ما روز به روز به اضمحلال فرهنگی كشیده می‌شویم و رهبری معظم از سطح فرهنگی كشور ناراحت هستند. مشكل كجاست؟ معتقدم این اشكال به دیدگاه ما برمی‌گردد. یعنی تا وقتی كه ما بحث مقاومت را داریم و سعی می‌كنیم در مقابل هجمه‌های دشمن صرفاً ایستادگی كنیم و آهسته برویم و آهسته بیاییم تا نكند به ما انگ خشونت گرایی بزنند؛ ولی در مقابل، دشمن با بی‌حیایی، مدام به ما حمله می‌كند و با تكبر و غرور می‌گوید: شما را نابود می‌كنم و علناً تصمیم خود را اعلام می‌كند، طبیعی است كه این دو رفتار در مقابل هم، با هم همخوانی ندارند و باعث ضعف و نابودی ما می‌شود. ما در بعد فرهنگ و هنر باید به طرف تهاجم فرهنگی برویم یعنی همان رفتاری كه حضرت امام خمینی(ره) داشتند، ایشان هر روز، یك حركت كوچك انجام می‌دادند و دشمن را به چالشی بزرگ می‌كشیدند. من آن زمان دانشجو بودم، هر صبح كه از خواب بیدار می‌شدم منتظر بودم تا ببینم امام چه حركت فرهنگی جدیدی در مقابل دشمن می‌كنند و دشمن با همه اقتدارش چگونه به چالش می‌افتد و ذلیل می‌شد. چرا؟ برای اینكه امام تهاجم فرهنگی می‌كرد، مقاومت فرهنگی نمی‌كرد.


امدادهای غیبی، مهر ۱۳۶۲،اثر عبدالحمید قدیریان

منظور من از تهاجم فرهنگی ما فریاد كشیدن و بد اخلاقی كردن نیست، اگر به پیرامون خود دقت كنیم و اتفاقات اخیر را رصد نماییم، می‌بینیم كه خداوند در اربعین حسینی (ع) دارد بر دشمن تهاجم فرهنگی می‌كند. خداوند با اشاعه محبت، با اشاعه مرزبندی بین حق و باطل، دارد كاری هجومی می‌كند. هیچ كس نیست، كه به راهپیمایی اربعین برود و بی‌تفاوت برگردد. از منظر خوبان عالم، بهترین مبارزه با دشمن اشاعه تصویری شفاف از حق و معرفی آن است. از این روست كه ما در راهپیمایی اربعین شاهد تحقق كلمه «ودّ» یعنی محبّت آرمانی به اهل بیت(ع) هستیم و این یعنی امید، یعنی انگیزه، یعنی نمایش عشق و محبت به انسان‌ها، یعنی دمیدن روح به كالبد جامعه اسلامی. خداوند در راهپیمایی اربعین دارد فرهنگ‌سازی و پاك‌طینتان را آماده حوادث پیش رو می‌كند.

وظیفه ما در مورد جوانان امروز كشورمان در حوزه فرهنگ چگونه است‌؟

ما باید جوان‌هایمان را به سمت تهاجم فرهنگی خودمان هدایت كنیم، مخصوصاً در این سال‌های اخیر. در این زمانه خداوند راهپیمایی اربعین را كه از شگفتی‌های تاریخ است، راه انداخته، یعنی كاملاً معلوم است كه دست خدا دارد كار انجام می‌دهد و اربعین را ایجاد كرده و مردم را از ۸۰ كشور جهان در یك نقطه، در زمانی معین جمع می‌كند و در صحنه‌ای زیبا روی آنان كار فرهنگی می‌كند. باید از خود بپرسیم كه خداوند به چه دلیل این كار را شروع كرده است؟ به گمان من، این شروع تحقق همان وعده الهی درباره دو بار فساد بنی‌اسرائیل روی زمین و به تبع آن، نابودی اسرائیل است كه خداوند در اوایل سوره اسراء به آن اشاره می‌كند[إسراء۵]. باید در این زمان كه بحث حركت به سمت نابودی اسرائیل است و مقام معظم رهبری در یكی از فرمایشاتشان به این نكته اشاره كردند كه تا ۲۵ سال آینده، دیگر اسرائیلی وجود ندارد، ما خودمان را آماده كنیم و این ماجرا جز با هجوم فرهنگ اصیل اسلامی و شیعی به قلب‌های پاك‌طینتان تحقق نخواهد یافت. لذا ما نباید بایستیم و مقاومت كنیم، چه مقاومتی؟ ما باید هجوم بیاوریم. طرح‌ها و ایده‌هایی بدهیم كه حاكی از ذلیل بودن دشمن و قدرت مسلمین باشد. كار فرهنگی و انقلابی، صرفاً شعار دادن نیست، باید مفاهیم معرفتی اسلام را تبیین كنیم و به جامعه جهانی كه تشنه شنیدن است ارائه نماییم.


به نظر شما استراتژی فرهنگی ما در كشور به چه صورت است؟ آیا این استراتژی را قبول دارید؟

ما استراتژی فرهنگی نداریم، نیروها هرز می‌روند. نیروها به آن ثمری كه باید بنشینند، نمی‌نشینند. چرا؟ برای اینكه ما در كلان فرهنگی، برنامه و دورنمایی شفاف و تبیین شده نداریم. فرهنگ ما را وزارت امور خارجه هدایت می‌كند و به نوعی دارد لیبرالیسم را اشاعه می‌دهد، حتی در بُعد مقاومتی آن. در حال حاضر شرایط دنیا شرایطی نیست كه سیر حركت ما مانند چند سال پیش باشد و به راحتی از كنار لحظات بگذریم. لحظه به لحظه در دنیا دارد اتفاقات عظیم می‌افتد. خداوند بارها در قرآن تأكید می‌كند كه به آیات من توجه كنید و كسانی كه توجه نمی‌كنند را مورد شماتت قرار می‌دهد. یعنی به پیرامون خودتان نگاه كنید و دست مرا ببینید كه دارم كار انجام می‌دهم. من هستم و حضور دارم، من دارم در این عالم خدایی می‌كنم. هیچ برگی بدون اذن من نمی‌افتد. این همه صحنه‌ها پیرامون ما اتفاق می‌افتد و ما به نام اتفاق از كنار آنها رد می‌شویم. همه این صحنه‌ها دست خداست، اینها را به هم وصل كنیم و ببینیم خدا دارد چه كار می‌كند. خداوند دارد آیاتش كه حاكی از نشانه‌هایی برای آینده می‌باشد را به ما نشان می‌دهد، تا ما برای صحنه‌های پیش رو آماده شویم. لذا خوب است كمی بهوش بیاییم. اینقدر ننشینیم و محفلی عمل كنیم. باید سرمان را بالا بگیریم و جهان اسلام و بلكه جهان بشریت را نگاه كنیم. وقتی رهبری برای جوانان غرب پیام می‌دهد، معنایش این است كه ‌ای كسانی كه دارید كار فرهنگی می‌كنید، جهانی فكر كنید، نه منطقه‌ای، نه برای داخل كشور. لزوم جهانی فكر كردن داشتن اقتدار است. معتقدم كه در بعد مدیریت فرهنگی ما باید تبیین و استراتژی داشته باشیم، تبیین ما باید همگام با حركت‌هایی باشد كه خداوند دارد در منطقه و جهان انجام می‌دهد. سیری كه در پیش روی ماست، كاملاً مشخص است كه دارد به طرف نابودی اسرائیل می‌رود. شاید شما تا دو سال پیش نمی‌توانستید چنین جمله‌ای را بگویید، ولی امروز این موضوع كاملاً مشهود است و اگر كسی این را متوجه نشود، جای سؤال دارد. اگر مسئول فرهنگی این را متوجه نشود، مشكل دارد. اگر متوجه نشود و نفهمد كه این سیل جمعیت، در اربعین حسینی (ع) وقتی در یك نقطه جمع می‌شوند و در مسیری مستقیم با روش كاروان حسینی (ع) به سمت امام (ع) می‌روند، به چه معنایی است، یقیناً نمی‌تواند كار فرهنگی كند و چنین فردی اساساً با كار فرهنگی اسلامی و قرآنی آشنا نیست. بر طبق آیات قرآن، صحنه‌ها دارند به سمت نابودی اسرائیل می‌روند، در این صورت، منِ هنرمند، در جهت این حركت چقدر تلاش كرده‌ام؟‌ آیا كاری كرده‌ام؟‌ آیا اصلاً به این موضوع فكر كرده‌ام؟‌ چرا ما همیشه در بحث فرهنگی باید بنشینیم و منتظر اتفاق‌ها باشیم؟ چرا باید منتظر هجوم باشیم تا مقاومت كنیم؟ اگر به فرموده رهبر معظم انقلاب، دشمن هجمه فرهنگی می‌كند، چرا ما به عنوان جبهه حق كه پشتوانه عظیمی از معارف الهی و قرآنی را در اختیار داریم، دست به هجمه نزنیم؟ هجمه‌ای كه ثمره‌اش نه مردن افراد، بلكه احیا و زنده شدن ایشان است. خداوند در سوره‌ یس چنین می‌فرماید كه ما هستیم كه زنده می‌كنیم (یس ۱۲). همان گونه كه یك بار خداوند در سال ۵۷ با دمیدن روح در این ملت از طریق امام روح‌الله (ره) ما را زنده كرد، چرا ما با هجمه و بمباران ارزش‌های الهی، وسیله‌ای نشویم تا خدا از طریق ما انسان‌ها را زنده و احیا كند؟

پس با توجه به تأكید مقام معظم رهبری به نظر شما حركت‌های فرهنگی آنگونه كه باید قدرتمند و تأثیر‌گذار باشد نیست‌؟

این به خاطر بینش است. باید بینش خودمان را اصلاح كنیم، باید منظر خودمان را اصلاح كنیم، باید از منظری به انقلاب نگاه كنیم كه امام(ره) نگاه می‌كردند. ما هرچقدر از روح انقلاب فاصله می‌گیریم، مشكلاتمان زیادتر می‌شود. با فاصله سی و چند سال از انفجار نور انقلاب، اتفاقاتی می‌افتد كه آدم باورش نمی‌شود و از خود می‌پرسد: مگر ممكن است مؤمنینی باشند كه اینگونه اتفاق‌ها را رقم بزنند؟ این فسادها، این رانت‌خواری‌ها، اینها اصلاً در فرهنگ انقلاب ما جایگاهی ندارند. باید دید كه چه اتفاقی افتاده كه انسان می‌بیند این مسائل به راحتی در بین بعضی از مؤمنین ما وجود دارد و ایشان به راحتی به این ارزش‌های منفی مبتلا شده‌اند؟ ما وقتی از روح انقلاب فاصله بگیریم، طبیعتاً این اتفاق‌ها می‌افتد.


بهشت زهرا، ۱۳۶۱،اثر عبدالحمید قدیریان
به عنوان یك هنرمند به نظر شما فاصله گرفتن مسئولان از روح انقلاب چه مشكلاتی را برای ما ایجاد كرده است؟

ما هرچقدر از روح انقلاب فاصله می‌گیریم، مشكلاتمان زیادتر می‌شود. خیلی از ما دردمند هستیم كه چرا جنگ را با آن وضعیت به پایان رساندیم و جام زهر را به امام(ره) نوشاندیم. چه اتفاقی افتاد؟ آیا غیر از این بود كه ما از روح جنگ فاصله گرفتیم، آن روحی كه باعث حركت و اشتیاق در دفاع مقدس می‌شد. وقتی انسان از آن روح فاصله بگیرد، دیگر جنگ معنا ندارد و باید تمام شود. تا وقتی فضای دفاع مقدس روح داشت، زنده بود و می‌توانست حركت كند، در غیر این صورت جنگِ بی‌روح و انگیزه، جنگِ مرده است و باید تمام شود. اگر بخواهم روح جنگمان را در یك جمله توصیف كنم باید بگویم روح جنگ ما این عبارت بود كه «می‌روم تا انتقام سیلی زهرا (س) بگیرم». این جمله در جوانان ما، جوشش ایجاد می‌كرد؛ باعث می‌شد نوجوان ۱۳ساله به جبهه برود. یعنی به همان جایی كه بوی حضرت زهرا(س) استشمام می‌شد. حضرت زهرا (س) به استناد برخی احادیث، «روح‌القدس» هستند و هر جا روح باشد، حیات و نشاط و زندگی جریان دارد. بله! این روح جنگ ما بود و وقتی این را از جنگ گرفتند، جنگ مبدل به یك سری فعالیت نظامی شد و دیگر لزومی برای ادامه نداشت. اكنون انقلاب هم در همین وضعیت گرفتار شده است. وقتی روح انقلاب از آن گرفته می‌شود و قداست اهل‌بیت‌(ع) زیر پا گذاشته می‌شود و حضور خدا در زندگی افراد، كمرنگ و بلكه بی‌رنگ می‌شود، طبیعی است كه فساد می‌آید و به سادگی‌ هم بیرون نمی‌رود، مگر اینكه خدا رحم كند «الا ما رحم ربی»، البته خداوند نمی‌گذارد، خداوند كاری را كه شروع كرده ناتمام نمی‌گذارد و این انقلاب امانتی است الهی و باید به صاحبش برگردد و به قطع و یقین این اتفاق خواهد افتاد، و این وظیفه‌ ماست كه امانت را به اهلش و صاحبش برگردانیم.

شما در كل، كیفیت آثار ارسالی به جشنواره هنر مقاومت را چگونه ارزیابی می‌كنید؟

كیفیت خوب است. بچه‌ها بسیار زحمت كشیده‌اند ولی من معتقد به تأثیر فضای فرهنگی هستم. وقتی روح مقاومت در جامعه نیست، روح تهاجم در جامعه نیست، طبیعتاً در آثار افراد صرفاً پوسته‌ و شكل و فرمی از مقاومت دیده می‌شود. آن روح نیست. شما كارهای اوایل انقلاب بچه‌ها را نگاه كنید، همین دوستان كار كرده‌اند. هنوز كه هنوز است وقتی شما به آن آثار نگاه می‌كنید، روح انقلاب را در آن می‌بینید. با تمام خامی و جوانی كه از نظر تكنیكی داشتند، ولی به وضوح شما آن روح را احساس می‌كنید. ولی الان این‌گونه نیست. نه اینكه دوستان ما اتفاقی برایشان افتاده باشد، نه. گرایش جامعه به سمتی رفته كه طبیعتاً چنین نتیجه‌ای را دارد. طبیعی آن، ایجاد همین مفسده‌ها است. طبیعی آن، فاصله بین انسان‌هاست. طبیعی آن، دور شدن از بسیاری از ارزش‌ها است. این به خاطر این است كه ما از روح انقلاب فاصله گرفتیم. باید ان شاءالله همتی كنیم و دست به دست هم بدهیم و یك ماجرای فرهنگی راه بیندازیم. خدا دارد كار انجام می‌دهد. از ما «قالوا بلی» گرفته و ما قرار بود بیاییم به این دنیا و از اهل بیت رسول‌الله (ص) حمایت كنیم. همه باید دست به دست هم بدهیم كه این ماجرا تحقق یابد و ان‌شاءالله خدا دستمان را خواهد گرفت.

نظرتان در خصوص اثر بخشی جشنواره‌ها و به‌خصوص جشنواره هنر مقاومت چیست‌؟

سرعت حوادث در پیرامون ما و جهان بسیار زیاد است. تأثیرگذاری یك گروه فرهنگی - انقلابی باید خیلی زیادتر از این حرف‌ها باشد. توقع بالاست. ما الان در شرایط عادی نیستیم. توقع بالاست. همه دنیا از نظر فلسفی به پوچی رسیده‌اند و به دنبال نور امید هستند و ما معتقدیم این نور امید را می‌شناسیم، خب این اعتقاد و ادعای ما باید در آثارمان نمود داشته باشد. چرا ما به فرم‌گرایی و پوسته حوادث نگاه می‌كنیم؟ چرا به آن نوری كه باعث این انقلاب شد نگاه نمی‌كنیم؟ چرا از آن نوری كه باعث این مقاومت می‌شود، غفلت می‌كنیم؟ مقاومتی كه در ایران و بلكه در لبنان و سوریه و هر نقطه كه مظلومان از خود بروز می‌دهند و قیام می‌كنند، براساس این نور است. چرا ما به این نور توجه نمی‌كنیم؟ یعنی توقع‌ها بالاست. خواسته‌ها بالاست و همه از ما انتظار دارند. ادعای ام‌القرای كشورهای اسلامی كم چیزی نیست، این نباید یك ادعا و یك حرف باشد، در عمل ما باید ایده داشته باشیم، ایده كه می‌گویم منظورم این نیست كه موشك داشته باشیم، البته باید برای مقابله با ظلم دشمن، موشك هم داشته باشیم و موشك حداقل حركتی است كه ما باید داشته باشیم. اما در بعد فرهنگی و نجات انسان ما باید ایده فرهنگی داشته باشیم كه متأسفانه نداریم. به طوری كه رهبر معظم انقلاب بارها و بارها تذكر دادند ولی متأسفانه كمتر كسی به این فرمایش ایشان اعتنا نموده و باید گفت یك جورهایی انگار نه انگار.

شما فرمودید آثار باید حاكی از یك جور قدرت ما در مقابل دشمن باشد، آیا این روح را در آثار هنرمندان برجسته كه ارسال كرده‌اند مشاهده می‌كنید؟

وقتی با همین معیاری كه اكنون مطرح كردم به تابلوی خودم در این نمایشگاه نگاه می‌كنم، می‌بینم خیلی ضعیف است. این حرف‌هایی كه زدم به این معنا نیست كه كار من قوی است، كار من از همه كارها ضعیف‌تر است چون من هم در همین جامعه زندگی می‌كنم و من هم تحت تأثیر فرهنگ همین جامعه هستم. یك سری بچه مسلمان دلسوخته‌ای كه به دلایل شرایط فرهنگی، در خانه‌های خود كز كرده‌اند و احساس می‌كنند كسی حرفشان را نمی‌شنود. این هنرمند وقتی كار می‌كند، طبیعتاً كار او نمی‌تواند كار ایده‌ال و مورد نیاز این زمانه باشد. این كاری كه من انجام دادم. واقعاً در حدی كه باید باشد نیست. چرا؟ برای اینكه آن فضا وجود ندارد، آن فضای نورانی را باید ایجاد كنیم، دقیق‌تر اینكه باید از خدا بخواهیم كه برای ما آن فضا را ایجاد كند. آن موقع خواهیم دید كه آثار تولید شده، به‌رغم اینكه ممكن است همین فرم‌ها را داشته باشد، ولی دارای روح است. در هر شیئی، ظاهری و باطنی وجود دارد. اثر هنری ممكن است ظاهرش خیلی زیبا باشد، ولی باطنش چیست؟ آن چه اهمیت دارد این است كه آیا باطنش دل ما را به طرف ظلمت می‌كشاند یا به طرف نور می‌كشاند؛ این مهم است.

تلاش شما برای رساندن پیام مقاومت از طریق هنر نقاشی چگونه بوده است‌؟

در تابلویی كه كشیدم، سعی كردم خاطرات آن دوران را به تصویر بكشم. وقتی كه وصیتنامه‌ها را می‌خوانیم، وقتی كه با بچه‌های جبهه می‌نشینیم و صحبت می‌كنیم، همه حرف از یك چیز می‌زنند، ورای صحنه مادی، یك نیرویی، یك حضوری، یك محضریتی، حضور نوری تأثیرگذار، چیزی كه باعث حركت بچه‌ها بود، چیزی كه بچه‌ها وقتی زخمی می‌شدند و به بیمارستان منتقل می‌شدند، به محض مرخص ‌شدن از بیمارستان، ایشان را مستقیماً به جبهه می‌آورد. این چه نیرویی بود؟ چه چیزی ارزش دارد كه آدم اینگونه رفتار كند. آنها از نوری خدایی و محضریتی الهی سخن می‌گفتند.

به عنوان آخرین سؤال نظر شما در خصوص نمایشگاه هنر مقاومت چیست و نمایشگاه را چگونه دیدید؟

باعث خوشحالی است كه این فضا همچنان وجود دارد و هنوز هم كارهایی مرتبط با انقلاب و جنگ و راجع به بحث مقاومت می‌شود، هر چند دیگر آن رنگ و بوی قدیم را ندارد. این جای امیدواری است و جای شكر دارد. ما در هر صورت باید شاكر باشیم. ولی به هرحال یك ایده‌آ‌ل‌هایی است كه آدم یك ذره دلش می‌سوزد. مشكلی كه من با نمایشگاه مقاومت دارم این است كه معتقدم كلمه «مقاومت» كلمه درستی برای كار فرهنگی نیست. استفاده از این كلمه ممكن است در حیطه سیاسی یا نظامی درست باشد، ولی در حیطه فرهنگی، آن هم در این برهه از زمان درست نیست.

و كلام آخر؟

تصورم این است كه این نور، گمشده ماست. ما عكس همه را كشیدیم. همه شهدا، سرداران و ایثارگران را كشیدیم، ولی به این نور كم بها دادیم و تصورم این است كه باید خیلی بیشتر از اینها كار می‌كردیم. باید آثار ما اثبات كند كه این خدا بود كه ما را به حركت در ‌آورد و خدا بود كه ما را پیروز كرد و خدا است كه به‌رغم این همه اشتباهاتی كه در همه ابعاد اعم از فرهنگی و اقتصادی و حكومتی از ما سر می‌زند، باز هم مانند گذشته دست ما را می‌گیرد. خداست كه دارد ما را نجات می‌دهد و دست ما را گرفته است. ما باید این را در بُعد فرهنگی فریاد بزنیم. با این نگاه نه تنها راه خودمان، بلكه راه همه كسانی كه به دنبال نور هستند را در بحث فرهنگی باز كنیم و به آنها نشان دهیم و بگوییم:‌ای كسانی كه در اقصی نقاط جهان‌ طالب نور هستید، نور اینجاست. آدرس دارد، بیایید اینجا. و به عنوان آخرین كلام هم باید بگوییم كه الحمدلله رب العالمین.





نوع مطلب : گفت و گو با هنرمندان، 
برچسب ها : هنرگرافیک، هنر گرافیک، هنر، گرافیک، طراحی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 18 اسفند 1395
هنر گرافیک