تبلیغات
هنر گرافیک - مطالب تحلیل کارهای گرافیکی
 
هنر گرافیک
فرزند هنر باش نه فرزند پدر؛که فرزند هنر زنده کند نام پدر
درباره سایت هنر گرافیک


این سایت در زمینه گرافیک و طرح های زیبا و حرفه ای گرافیکی فعالیت میکند،علاقه مندان به این رشته میتوانند به بحث و گفت و گو و تبادل نظر با همدیگر در مورد کارها بپردازند و کارهای خود را برای نمایش دادن در سایت به ایمیل honaregraphic1@gmail.com ارسال کنند.
خواهشمند است در نقد و بررسی کارها از بیان نظرات غیر هنری خودداری شود،با تشکر ازحضور گرمتان،در سایه خداوند زیبایی ها موفق و سرافراز باشید.


نحوه ارتباط با ما:
honaregraphic1@gmail.com
همچنین از طریق بخش نظرات میتوانید ایمیل خود را به صورت صحیح درج کرده و درخواست خود را ارسال کنید

با به روزترین و متنوع ترین وبگاه هنری ایران همیشه همراه ما باشید.

مدیر سایت : هنر گرافیک
آرشیو سایت هنر گرافیک
نویسندگان
سفارش طراحی کارهای گرافیکی به صورت حرفه ای
{ آمارگیر

hossein vala manesh 20

براساس ثبت تاریخ، اصطلاح هنر مفهومی به جریانی اطلاق می‌شود که اوج آن بین سال‌های ۱۹۶۶ و ۱۹۷۲ میلادی در غرب بوده است.

آنچه هنر مفهومی را یکپارچه کرده نه تنها مقابله با الگوی «مدرنیستی هنر» است؛ بلکه آموزه‌هایی است؛ که از سایر جنبش‌های قرن بیستم فرا گرفته است؛ به عبارتی، غلبه بر افقی است؛ که در آن هدف اصلی هنر خلق چیزی زیبا یا به لحاظ زیبایی‌شناسانه لذت بخش نمی‌باشد.22 Thorn ladder 2002

به زعم نخستین هنرمندان این جنبش، اگر هنر ما را به فکر وا ندارد چیزی زاید است. با این حال بیش‌تر نگرش‌های هنری موجب تأمل نمی‌شوند و همچنان اصالت خود را در رفتاری مصرف گرایانه از هنر و هنرمندان مبتنی بر زیبایی و مهارت فنی می‌دانند.

هنر مفهومی به کندوکاو در مرزهای اثر هنری می‌پردازد. همچنین به پرسشگری در این خصوص که قلمرو امر هنری کجا پایان می‌یابد و قلمرو سودمندی کجا آغاز می‌شود. هنر مفهومی سودآوری اقتصادی شی‌ء هنری را مورد شک قرار می‌دهد و با رسانه‌های سنتی نظیر نقاشی و یا مجسمه‌سازی متعارف میانه‌ای ندارد.13 You will become earth 2004

ویژگی اساسی‌تر هنر مفهومی نگرشی است که خود را هنر ذهن و تعقل می‌نامد و نه هنر حواس و محسوسات. این خاصیت، اثر هنری را در تعارض با ساحت شی‌ء صرف در جایگاه ایده‌ها قرار می‌دهد.

این هفته در گالری پروژه‌های آران شاهد برپایی نمایشگاه حسین والامنش هنرمند مفهومی ساکن استرالیا هستیم. حسین والامنش متولد ۱۳۲۷ در تهران است. وی دیپلم نقاشی را از هنرستان هنرهای زیبا تهران دریافت نمود و فارغ‌التحصیل دانشگاه هنرهای زیبای استرالیای جنوبی است. همچنین والامنش در کارنامه کاری خود چهل نمایشگاه انفرادی را ثبت کرده است.Hossein Valamanesh On Reflection

اکنون پس از سال‌ها وی به وطن خود بازگشته و نمایشگاهی با مضمون «از کجا آمده‌ام» را در معرض دید هموطنان خود قرار ‌داده است. آثار والامنش اغلب چیدمان‌هایی هستند که بدنه مادی قدرتمندی نداشته، اما خلاقیت روحی و نگاه تیزبین و طبیعت محوری را براساس نظام‌مندی هنر مفهومی بازتاب می‌دهند. تمایز این نمایشگاه با دیگر آثار قبلی هنرمند در ماندگاری و حضور شی‌ء اثر هنری است. اغلب کارهای این کارنما قابلیت ارایه و فروش دارند، نکته‌ای که چرخش این روزهای هنر مفهومی را در ابعاد جهانی مشخص می‌کند. برخورد والامنش با ادبیات و مظاهر هنر ایرانی اسلامی نه از روی انتقاد و نه در مقام تأکید هویت محور است؛ بلکه او تنها در پی ارایه مفاهیم و افق‌هایی است که دغدغه ذهن جست‌وجوگر  و ایده پردازش حول آن می‌گردد.15 Architecture of the sky no.2

استفاده از زبان و تکرار کلماتی چون عشق، مستی، هستی و آزادی جایگاه هستی‌شناسانه و سؤال برانگیزی برای مخاطب ایجاد می‌کند. ساختار دقیق آثار، ارجاعات ظریف بصری‌ را به‌همراه دارند؛ که کلیتی غیرقابل انکار را حاصل آورده‌اند؛ رؤیای هنرمند نه در فرم که در نحوه سامان بخشی و برخورد کنش‌گرایانه وی متصور است.1 Hasti Masti 2016

ارجاع میان متنی کلمه حافظه یا مموری به چوب خط آنچنان که خود وی توضیح می‌دهد، تنها برای خالق اثر قابل انکشاف است. استفاده از چوب برای بافت نوشتاری نکته‌ای است که در تابلوی دیگری شاهد آن می‌باشیم. جداسازی پدیداری کلماتی مانند مستی و هستی جانانه بازگشتی به مفاهیم عارفانه ادب فارسی در قالبی نوین همراه با سادگی است. این فرم‌های گیاهی و خط نوشته‌ها در آثار ده سال اخیر هنرمند ظاهر گردیده‌اند.11 Memory Stick 2008

امکان تداعی لحظات ظریف الهام و رفتار هنری هنرمند نکاتی است که مخاطب به‌خوبی آن را درمی‌یابد. در اثر دیگری که بیننده با شعری از مولانای رومی (از کجا آمده‌ام  آمدنم بهر چه بود …) مواجه می‌گردد، حضور خداگونه‌ای در گستره نقشه جهان تمایز میان مفهوم و مکان را بازخوانی می‌کند. پدیده مهاجرت‌های امروز بشری در تناقض با جست‌وجوی عارفانه وطن ابدی انسان (آنچه در شعر مقصد است) قرار‌ می‌گیرد، لحظه‌ای ذهنی را  شکل داده است؛ گویا هنرمند پای در جهان دارد و سر در آسمان.5 ‘Where do I come from ’ 2013

پارادوکس‌های بصری مفهومی والامنش در تمامی آثارش مشهود است. کتابی که باز خوانده می‌شود، ولی دارای اوراقی لایه لایه و پیچیده و فرمی از سردیس انسانی دارد. این میان ماندن، لذت عقلانی وافری برای بیننده به ارمغان می‌آورد، که پاسخی برای آن ندارد و تنها موقعیتی است؛ که پذیرش ادراک افق‌های بلند و نامفهوم هستی را فراهم آورده.hossein vala manesh 1

رویکرد والامنش به گذشته و خاطراتش در اقلیم مادری خود حاکی از سبک‌بالی و فراخ‌نگری جریان سیال طبیعت در این فرهنگ است. او خود می‌گوید «عناصری مانند فرم، محتوا و زیبایی شناسی در هنر من جدا نمی‌گردند، تنها دری باز می‌شود و اجمالاً واقعیت را می‌توان حس کرد و متوجه خاصیت فناپذیری طبیعت شد؛ که مفاهیمی مانند فقدان، مرگ، چرخه ابدی، بودن و نبودن را یادآوری می‌کنند.» در اثری به نام دوطرف قصه، زمانی که دو شمع در کتابی باز و در مقابل آن قابی خالی قرار می‌گیرد، اشاره‌ای شاعرانه به تولد و مرگ دارد. علاقه والامنش به درک و دریافت آزادگی انسان در عین تعلق به ذات طبیعت، ماده خام شاعرانگی عقلانی را در آفرینش هنری او شکل داده که متضمن نگاهی ساده و در عین حال متعهد به اخلاقی انسانی است.

hossein vala manesh 4





نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 آبان 1396
هنر گرافیک
احساس واقعی نشأت گرفته از خلوتی است که جبر تن، مکان و زمان بر ما تحمیل می‌کند، بازتاب تصاویر در هم نقاش، راه نجاتی بر تألم ناچاری و ادامه دادن است.
اتاق‌ها و فضاهای تصویری رضا سمیعی، معصومانه حیات خوابگردی پاییزها را قوام بخشیده است؛ خشونتی نه چندان غیر قابل باور و لطافتی که سراپا پدیداری احساسات نقاش را بازگو می‌کند.reza samiee 10
رمانتیسم سمیعی از جنس معاصر زندگی است. در خیابان‌های تهران نوستالژی دور افتادن نه یک تقدیر تاریخی معمول، بلکه یک ایجاب و شتاب‌زدگی غیر طبیعی است. هنگامی که در مقابل تابلوی ترجمه‌ی تنهایی سمیعی ایستادم، بدن تکه تکه در فضای محفظه‌ای طاقچه‌ای با رنگ‌های خاکستری و گاهاً فام تنها چشمان نیم تنه را به خود جذب کرد. ملحفه‌ای از خشونت، نفرت و انهدام اندام‌های مانکن‌های درهم پیچیده شده.reza samiee 20
سمیعی با قدرت، جنس دوگانه‌ای از بافتار تصویری، یعنی کلاژهای واقعگرای عکس‌گونه و نقاشی را شکل می‌دهد. مخاطب در نظر نخست این تمایز را درک نمی‌کند، اما با گذر زمان جنس تصاویر عکس گونه از بدنه نقاش جدا شده و شکلی از آوارگی و تناقض نمایی را ارایه می‌دهند. گریز نقاش از هارمونی نه در عمد تکنیکی بلکه در فقدان پذیرش همگنی آنچه واقعیت اطراف می‌نامند هویت می‌یابد.reza samiee 16
در کارنمای سمیعی آثار بزرگ‌تر عقلانیتی استوار به خاطرات زندگی دارد. خاطرات فراق، این جدایی‌ها حاصل سفرها و مرگ‌ها نیست، بلکه در عین حضور فیزیکی رخ می‌دهد که ماحصل ماسک‌های متداولی است؛ که در زیست اجتماعی قطورتر گردیده و در زندگی‌های خصوصی ملموس‌تر می‌گردد و در انتها به حقیقتی مهیب‌تر مبدل گردیده است؛ حقیقت تنهایی و مسئولیت فردیت بر شانه‌های تمامی انسان‌ها.reza samiee 13
موریس بلانشو در کتاب آخرین انسان می‌سراید:
– چه کسی باید ستایش شود، که به سراغ‌مان می‌آید، که به انتظار ماست!
– «مارما»
– و خورشید ـ خورشید نورش را از کجا می‌آورد.
– فقط و فقط از ما
– و آسمان ـ آسمان دقیقاً چیست؟
– انزوایی که درون ماست.
– پس به که باید عشق ورزید؟
– «من»reza samiee 14
سبُکی تحمل ناپذیر زیستن امروز، رنگی از دلنگان ماندن در مکعب‌های خاکستری و رنگین با حباب‌های کذب مصطلح و بخاراتی دارد که سمیعی آن را معنا بخشیده است؛ پرده‌ای نه چندان تابع زیبایی و نه چندان مطبوع سبک‌های متداول تاریخ هنری، تراژدی روایت نقاش آرام و طغیان‌گر نیست. در این آثار هنرمند تحت قیومیت اسطوره‌های قومی تمایلی به طغیان، نبرد و تخاصم ندارد. مانکن‌های نقاش در هیأت گارسون رستوران، روزمرگی خوراک صورتک‌های دیجیتال را سرو می‌کند.reza samiee 18
کیفیت استعاره‌ای منطق تصویری سمیعی در بیان قدرت انضباطی جامعه مدرن شکل گرفته است؛ قدرتی مبتنی بر تفرد و انزوای پنهان شبکه‌های فضایی؛ آیا دیوارهای نقاش سلول‌های انفرادی معاصر است!reza samiee 5
چراغ‌های خاموش پنجره برج‌های گرانقیمت و یا اطاق‌های ارزان‌قیمت پانسیون‌ها کارمندی نیست. این سود مداری امروز آیا حاصل فردباوری نیست؟ تنه‌های جامانده میان دو فضا تمثیل چیست؟ عشق و …، فردیت و فرد چیست. کدام جهان را سامان می‌دهد کدام چند درصد باعث خرید بیشتر می‌گردد و جهان رنگارنگ تابلوهای تبلیغات را گسترش می‌دهد. هیچکدام تنها دلنگان ماندن میان این دولت که فواصل نامطبوع را معنا می‌کند.




نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 آبان 1396
هنر گرافیک
mahnaz minavand 16 خاطرات مجموعه‌ای از چیزهایی است که در یادها می‌مانند، گاهی همان‌گونه که واقعاً بوده‌اند و گاهی آن گونه که ما دوست می‌داریم به یادشان بیاوریم. طاقچه، در قصه و خاطره ایرانی ما حضور داشته و دارد و هنوز ردپای آن را می‌توان در ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات روزمره بازجست.
مهناز میناوند، عکاسی است که طاقچه‌ها را جست‌وجو کرده و آن‌ها را ثبت نموده است. طاقچه به مثابه نمودی از فرهنگ خاطره پرست ایرانی است. خود طاقچه‌ها اغلب محلی برای نگهداری اشیایی بودند که برای خانواده عزیز و دارای خاطره محسوب می‌گشت. اما سرانجام سودجویی‌ها بر این خاطرات خط بطلان کشیدند و این تمایل عجیب به نو شدن بی‌ریشه نسل طاقچه‌ها را در خطر انقراض قرار داد.
mahnaz minavand 13 مهناز میناوند در مجموعه عکسی که در نگارخانه عمارت روبرو ارایه داشته، گذری برحال امروزین طاقچه‌ها داشته است. او توانسته مجموعه گسترده‌ای از این عنصر معماری و حواشی مربوط به آن را ثبت کند و در این نمایشگاه به تماشا بگذارد.
طاقچه‌هایی در یک یا چند خانه، طاقچه‌هایی ساده یا گچ‌بری شده و مدل‌دار و رابطه ظریف آن با فضای خانه‌ای که پیرامونش حضور دارد و آن را مانند عنصری بدیهی در خود پذیرفته است.
mahnaz minavand 11 آثار گزارشی و پژوهشی میناوند که دارای زیبایی‌شناسی مطلوب و تکنیک عکاسی مرتب و بی‌اشکالی هستند، راوی تناقض‌ها، علایق پنهانی و سنت طاقچه آرایی ایرانی هستند. این مجموعه، هرچند ظاهری نوستالژیک و خاطره مآبانه دارد، اما در باطن بیشتر به یک مطالعه جامعه‌شناسانه می‌ماند و با ظرافت لایه‌های فرهنگی و قومی ما را به مدد نشانه‌های آشکار شیئی به تماشا می‌گذارد.
در این تصاویر، با انبوه اشیایی مواجهیم که طاقچه نشینی‌شان نشان دهنده اهمیت آن است و در این مجموعه از اشیا ارزشمند تا نمادها و نشانه‌های مذهبی را می‌توان پی گرفت.
mahnaz minavand 3 آثار میناوند همچنین انواع مختلف طاقچه را نیز نشان می‌دهد که خود قابل صورت‌بندی به طاقچه‌های گود و طاقچه‌های برآمده است و در هر دو گروه می‌توان ردپای پیشرفت صنعت بنایی را به درستی مشاهده کرد. همچنین کاربردهای سنتی و نوین آن را. هرچند در روزگار ما با خانه‌های کوچک و اندوهگین، طاقچه‌ها کارکرد خود را از دست داده‌اند و به ندرت در یک خانه مدرن اثری از آن یافت می‌شود. اما جایگاه آن در خاطرات متولدین دهه‌های چهل، پنجاه و قبل‌تر پررنگ و قابل توجه است، به همین خاطر هم هست که دیدن آن در تصاویر میناوند خاطره انگیز است.mahnaz minavand 4 نکته دیگر حائز اهمیت این نمایشگاه، توجه به تولید و ارایه این دست از آثار است. آثاری که زاویه دید روایی مبتنی بر ثبت و گردآوری را پیش می‌گیرند. در این نوع آثار تصویر از فرو رفتن به رمانتیسیزم احتراز می‌کند و بیان شاعرانه را کنار می‌گذارد.
تصاویر میناوند هر قدر که شفاف و رو راست هستند، همان قدر نیز رنگارنگ و جذاب می‌توانند باشند و مملو هستند از نشانه‌های تصویری قومی و مذهبی که در تک تک اشیاء درون کادر خود را نشان می‌دهند، حتی در حضور اشیا مدرن روی طاقچه‌ها، اما در عین حال کنارهم نشینی آثار در یک مجموعه کامل و گسترده با موضوعی واحد وجهی پژوهشی و استنادی به آن می‌دهد.
در آثار میناوند چیدمان صورت نگرفته و زادیه دید تصویر اول دوربین، و انتخاب لنز خنثی است و به مخاطب اجازه نمی‌دهد علی‌رغم بار قوی اشیا درون کادر با آن برخوردی احساسی داشته باشد.
mahnaz minavand 2 میناوند دفترچه‌ای از مستندات به جای مانده جامعه‌شناسانه یا مردم شناسانه از یکی از عناصر معماری ایرانی را پیش روی ما می‌گشاید که بیانگر سبک زندگی سنتی متأخر ایرانی است؛ که به‌سرعت در حال از بین رفتن است؛ همانند بسیاری از سنت‌های دیگر.mahnaz minavand 17 (امروزه در معماری خانه‌های مدرن تقریباً هرگز طاقچه‌ای در نظر گرفته نمی‌شود. شاید علت آن صرفه‌جویی در فضای خانه) یا جایگزینی کمدهای دیواری یا بوفه‌ها و ویترین‌ها به جای آن باشد. این سنت حتی شاید به جابه‌جایی‌های ناگزیر یا تنوع طلبی در چیدمان خانه اشاره کند. به هر حال نتیجه‌گیری از این مجموعه عکس برعهده جامعه شناسان است. و میناوند در این میان نقش خود را به‌درستی ایفا نموده است.
در رابطه با این مجموعه همچنین باید به ارزش این نوع عکاسی اشاره کرد که در جامعه ما مغفول مانده و هرچند به صورت پروژه‌های دانشگاهی به آن پرداخته می‌شود، اما در ارایه حرفه‌ای کمتر به آن اقبال می‌شود، در حالی که این آثار چه به لحاظ محتوی و چه به لحاظ فرمی دارای ارزش مختص به خود هستند که هم می‌تواند از نظر شیئی و هم از نظر فرهنگی جایگاه خوبی را ارایه دهد، و دیدن این آثار در این نمایشگاه قابل توجه است.




نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 آبان 1396
هنر گرافیک
هنر محمد علی بنی‌اسدی را نمی‌توان به یک مدیوم مشخص محدود کرد، با این وجود در نمایشگاه رنگ-رخسار، بنی‌اسدیِ نقاش را می‌بینیم. امیر سقراطی در یادداشت خود بر نمایشگاه، تصویری کلی از پایه‌های تفکر این هنرمند و تفاوت‌های آثار تازه‌تر او با گذشته به دست می‌دهد و در قسمت‌هایی با توصیفات شاعرانه مخاطب را برای مواجهه با هجوم رنگ آماده می‌کند. این مجموعه شامل بیست و دو تابلو است که می‌توان در سه قسمت مجزا بررسی کرد؛ نخست آثاری که لحن روایی و نشانه‌شناسی اسطوره‌ای در آن‌ها مشهود است، دوم آثاری که ارجاع تاریخ هنری دارند و سوم پرتره‌هایی تک افتاده در ابعاد کوچک. آثار این مجموعه -جز در مواردی اندک- ابژه هماره مکررِ تاریخ هنر نقاشی را در وجوه مختلف آن احضار می‌کنند و البته از آن فراتر می‌روند؛ آن ابژه همیشگی “زن” است.

baniasadi00
در تابلوهای دسته نخست، با تصویرِ انسان در وضعیتی نمادین و در ارتباط بی‌واسطه با کهن الگوها روبرو هستیم که گویی در کسوت آنیما ظاهر می‌شود اما در دیگر آثار وجوهی خودآگاهانه و ملموس‌ می‌یابد. در اینجا او نماینده یک کاراکتر نیست بلکه یک تیپ است؛ مخاطب با داستانِ شخصی هنرمند مواجه نیست بلکه با قصه سروکار دارد، با همان وضعیت بی کنشِ زمان “یکی بود یکیی نبود”. انسان در این آثار در حال استحاله به امر مجرد است و خلاصه‌سازی‌های کوبیستی در اینجا برای نقاش یک مطالعه دیداری نبوده بلکه وسیله تجرید فرم در خدمت معناگرایی است.baniasadi01
در گروه دوم، هرکجا که می‌توان ارجاع به رفتار نقاشانه و نوع دیدن را به جای ارجاع مستقیم فرم و ترکیب‌بندی دنبال کرد، نقاش در از آن خود سازیِ بخشی از تاریخ هنرموفق‌تر بوده است. آنجا که تلفیقی از رویکردهای مدرن نقاشی با مهارت هنرمند گرد می‌آیند مخاطب با نگاهی تازه در حوزه دیدن روبرو است اما برای نمونه در دوشیزگان آوینیون، دیدن به سبک کوبیسم به چالش کشیده نشده بلکه تنها ظاهر فرمِ کوبیستی در جهت احضار اثر مورد ارجاع برای سوار کردن اثر تازه بر بستر معنایی آن به کار گرفته می‌شود. اثر مورد ارجاع قالبی است در دست نقاش برای به تصویر کشیدن زن در وجوه مختلف آن؛ در وجه جادووش، در تیپی ازلی، در تصویری اغواگر و در کاراکتری روزمره و آشنا.mohammad ali baniasadi 7 1
تصویر زن در آثاری که از نظر زمانی، اواخر مجموعه محسوب می‌شوند به سوی تیپ زن اغواگر کاملا زمینی متمایل می‌شود. اما در این میان زاویه‌ای دیگر از زن نیز در تعدادی آثار به چشم می‌خورد که باز وجهی ازلی به آن می‌دهد و آن زن-مرد است. دخترانی با موی کوتاه و بدنی قرص و محکم و صورت‌هایی بی‌حالت که می‌توانند در آن واحد هم زن و هم مرد باشند. حذف جنسیت از این پرتره‌ها بویژه در آثار کوچک که در آن از تراکم تاش‌های رنگی خبری نیست و نقاش توانسته با چند حرکت ساده به موفق‌ترین آثار این مجموعه دست یابد، تصویری بکر از انسان بی‌روح و بی‌حالتی نشان می‌دهد که با لبخندی گنگ یا نگاهی خیره مثل ماسک یا عروسکی بی‌احساس خشک شده است. این پرتره ها تصویری واقعنمایانه تر از انسان تنهای معاصر به دست می‌دهند. در این آثار هنرمند توانسته از اغواگری عمل نقاشانه و بازیگوشی رنگارنگ دیگر آثار عبور کند و در کادری کوچک آرام بگیرد. در اینجا که همه چیز حذف می‌شود، کادر بسته می‌شود و دیگر نیازی به پرکردن خلاء هستی متجلی در بوم نیست، راحتی و ناخودآگاهی هر تاش مجال حضور می‌‌یابد.baniasadi03
با وجود این دسته بندی، هنرمند استراتژی مشترکی را در خلق اغلب آثار این مجموعه پی گرفته است. در اکثر آثار بزرگ با یک پترنِ انتزاعیِ اکسپرسیو مواجه هستیم که یک استخوان بندی مرکزگرا آن را متمرکز می‌کند. پالت رنگی متنوع مجموعه که تسلط و جسارت هنرمند را به نمایش می‌گذارد، مخاطب را در‌بر‌می‌گیرد و لایه لایه تا خاکستری سرد زیر آستر فرو می‌برد. اما هنرمند او را در این پیچش‌های رنگارنگ رها نمی‌کند و با عنصری ایستا به این آشفتگی انسجام می‌بخشد.baniasadi04 این نیاز به ایستایی فرم و از طرف دیگر پویایی بی‌محابای رنگ، رفتاری دوگانه است که اثر را در نقطه‌ای امن نگه می‌دارد. نقاش مدام بین رها کردن و پاگیر کردن خود، میان احساس و تعقل در رفت و آمد است. آنچه عصیان او را مهار می‌زند خود را در ترکیب بندی مرکزگرا و گاه قرینه، تمامیت و یکپارچگی بدن و دورگیری‌های مشخص نمایان می‌کند. این عنصر مرکزی، یا همان مسئله اصلی هنر بنی اسدی که همچون قهرمان قصه در مرکز کادر قرار می‌گیرد، انسان است؛ انسانی وانهاده که در تلاش است با اتصال به هویتی جمعی به تلاطم شرایط زیست فردی خود انسجام ‌دهد.baniasadi05






نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 آبان 1396
هنر گرافیک

kaveh irani 2
زمان بازیچه است، بازی کن

اسمبلاژهای کاوه ایرانی هم از هنرمندان موسوم به نئودادا اقتباس می‌کند و هم با ترکیبی از عناصر تجسمی دم‌دستی فضای بصری پویایی را برای‌مان می‌سازد. از یک طرف واجد کیفیت تجربی است و از سوی دیگر آن‌قدر با دقت اجرا شده‌اند که بیننده را با ترکیب بصری چندگانه‌اش همراه کنند. از طرف دیگر اما مجموعه آثار کاوه ایرانی واجد یک مضمون‌پردازی پر از طنازی هم هست که در کنار کلیت آثار به نمایش درآمده سلسله‌ای از تداعی‌های معنایی را در ذهن متبادر کنند.

kaveh irani 12
مجموعه‌ی حاضر تحت عنوان کنجکاوی‌برانگیز «خیال‌بافی – اقتباسی از گذشته و حال؛ حالی که هر لحظه گذشته می‌شود» شامل چند اثر با حال و هوا و اجرای کم و بیش مشابه است، با این‌حال هنرمند در دامنه‌ی به‌نسبت محدود فکرها آن‌قدر نمونه‌های گوناگون ساخته که بیننده را از تماشای اشکال مشابه دچار ملال نکند. پس در حالی که در ورودی دستان با چهار اثر کم و بیش شبیه مواجه می‌شویم، به سرعت بر دیوار دوم نمونه‌های گوناگون دیگری از آثار را می‌بینیم که هر کدام نه فقط تکه‌ای از جورچین کلی نمایشگاه را ساخته‌اند که در عین‌حال با ایجاد تنوعی بصری در قالب فکر اصلی مجموعه را از یکنواختی درمی‌آورند.kaveh irani 3
اما این تنوع بصری که مشخصاً در اجرای واریاسیون‌های مختلف آثار نمایشگاه به چشم می‌آید به عمل‌کرد هنرمند در اجرای هر تک‌اثر هم معنی می‌دهد؛ پس کم و بیش هر کدام از آثار مجموعه‌ی « خیال‌بافی…» واجد دو یا چند سطح بصری مختلف است. به این ترتیب واریاسیون‌های هنرمند که در اشکال اجرایی مختلف آثار دیده می‌شود در اجرای منفرد هر تک‌اثر هم به چشم می‌آید.kaveh irani 1 1

بر این اساس عنوان نمایشگاه که واجد بازی‌ای با حال و گذشته است، به شکلی بصری در تنوع شکلی هر اثر ساخته می‌شود و لاجرم بیننده را تشویق می‌کند تا در این فضاها به دنبال مضمون مورد نظر هنرمند بگردد. به واقع در نمونه‌های بزرگ‌تر خود فضای بصری هر اثر نه فقط از دو بخش مجزا تشکیل شده‌ که در عین‌حال خود پرده نیز به طور مشخص از دو تکه‌ی جداگانه ساخته شده، دو تخته‌ی چوبی انگار که به هم متصل شده‌اند. پس صحبت فقط از دو سطح بصری مجزا نیست که مشخصاً هنرمند ترجیح داده که تفاوت را در شکل سرهم کردن خود پرده‌‌ها هم ایجاد کند.kaveh irani 8
اما به کارگیری لوله‌ی بخاری در آثار به طور ضمنی به بیننده امکان خیال‌پردازی می‌دهد (واژه‌ی خیال‌بافی در عنوان نمایشگاه تداعی می‌شود). این لوله‌ی بخاری نه فقط سطح بصری تازه‌ای را به اثر اضافه می‌کند که در عین‌حال با بازی هنرمند تداعی‌گر حتی دستگاه گوارش هم هست. در حالی که در تعدادی از آثار این فضای محصور در داخل لوله دو سطح کاملاً جداگانه را بر روی اثر ممکن ساخته در نمونه‌های دو تکه، لوله به شکلی با تمامیت اثر یک بازی بصری را باعث می‌شود؛ به واقع هنرمند با جدا کردن دو سطح از یک‌سو و اضافه کردن لوله‌ بخاری نه فقط به دو فضای بصری متفاوت دست پیدا کرده که تداعی فضای بیرونی و داخلی را هم ممکن کرده است، پس اگر فضای بالایی را بیرون در نظر بگیریم (به واسطه‌ی بیرون‌زدگی لوله بخاری)، فضای وسیع‌تر پایین‌تر می‌تواند درون را نمایندگی کند (در پاره‌ای از آثار این تداعی از طریق نوع اجرای هنرمند تسهیل می‌شود).kaveh irani 11
با این‌حال آن‌چه ما در این‌جا فضای داخلی خواندیم، به گونه‌ای متفاوت در نمونه‌های دیگر هم به شکل منفرد به چشم می‌آیند. به این ترتیب اگر لوله‌ها را به واسطه‌ی بیرون‌زدگی‌شان فضای خارج در نظر بگیریم، این مجموعه از آثار را می‌توان معادل درون فرض کرد. پس بر اساس همین تداعی‌ها خیال‌بافی به نوعی در قالب یک فرایند انتقال از بیرون به درون به چشم می‌آید. ولی در نظر گرفتن این دو فضا به عنوان گذشته و حال کم و بیش توسط هنرمند در آثار تبیین نشده و کاوه ایرانی کوشیده تا با عنوان نمایشگاه‌اش این ترکیب را کامل کند، یعنی بیننده را تشویق کند تا بیرون را مثلاً به عنوان حال در نظر بگیرد و درون را معادل گذشته.kaveh irani 10
نمایشگاه کاوه ایرانی از جهت بازیگوشی هنرمند در اجرای آثارش کم و بیش موفق است و دیدنی. به این ترتیب او به مدد این کنار هم چیدن مواد کار یک بازی تازه‌ی بصری را فراهم کند و از تکرار الگوی آشنای مواجه با این مفهوم که معمولاً در قالب یک ایده‌ی نوستالژیک متوقف می‌شود، فرار کرده و تعبیری تازه را برای‌مان آماده کند. «خیال‌بافی – اقتباسی از گذشته و حال؛ حالی که هر لحظه گذشته می‌شود» تجربه‌ای جالب است و از همین‌رو دیدنی و جذاب.





نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 آبان 1396
هنر گرافیک

مهرداد ختایی، متولد سال ۱۳۵۵ در تبریز است. او که کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته نقاشی اخذ کرده، بیش از بیست نمایشگاه انفرادی و گروهی در ایران و سایر کشورها برگزار نموده است. از مهمترین جوایزی که این هنرمند تاکنون دریافت کرده می‌توان به لوح تقدیر از دوسالانه طراحی در سال ۱۳۸۰ اشاره کرد. او همچنین برگزیده دوسالانه نگارگری در سال ۱۳۸۷ می‌باشد. در سال‌های اخیر نیز جوایز معتبری از دوسالانه‌های جهانی دریافت نموده است.

mehrdad khatai 1
موضوع انسان در مجموعه آثار مهرداد ختایی، که در گالری ماه به نمایش در آمده است، محور اصلی نمایشگاه می‌باشد. به نحوی که در یک طرف انسان به عنوان مخاطب و در طرف دیگر، انسان به عنوان موضوع و درونمایه، در درون اثر به تصویر کشیده شده است. ختایی از جمله هنرمندانی است که در ابعاد متفاوت، قدرت و توانایی خود را به منصه ظهور گذاشته و این هنرمند تلفیق زیبایی از ارزشهای نگارگری به همراه هنر مدرن در هنر تجسمی ایران را بوجود آورده است. چنانکه هنرمند با تکنیک خاصی که از نگارگری وام گرفته، توانسته وضعیتی را تولید نموده که در آن، انسان به تصویری از خودش در درون اثر نگاه می کند.
چنان که می دانیم، در نظام زیباشناختی نگارگری، همزمانی فضا(spatial simultaneity)، نمایش نماهای مختلف از لحاظ مکانی و زمانی، به طور همزمان در یک تصویر است (پاکباز، ۱۳۷۹: ۶۰۰) هر بخش نماها و مکانها حاوی رویدادی خاص و مستقل است.(نصر، ۱۳۷۳: ۸۰)
mehrdad khatai 2 نگارگر ایرانی هرگز در پی بازنمایی طبیعت نبود بلکه تلاش می کرد اصل و جوهر صور غیر طبیعی متجلی در باطن خود را، تصویر کند. در نگاره نه زمان و نه مکان معینی مجسم است و نه نمودی از کمیت های فیزیکی بروز می کند و نه قوانین رویت جهان واقعی، کاربرد دارند.(پاکباز، ۱۳۷۹: ۵۹۹)
اگر عمق نمایی در هنر تجسمی را به دو قسمت عمق نمایی خطی و عمق نمایی همزمان تقسیم کنیم، نگارگری ایران، همواره از عمق نمایی همزمانی در آثار استفاده نموده است. این نوع عمق نمایی در پیش از رنسانس، در اروپا نیز کاربرد داشته است. اما بعد از رنسانس به عمق نمایی خطی گرایش پیدا کردند.(کوپر، ۱۳۸۲: ۷)
از آنجا که مهرداد ختایی، سالها نگارگر بوده و آشنایی کاملی به آن دارد، در این آثار، با استفاده از تکنیک همزمانی در نگارگری، اشیاء، ابزار و وسایلی را در کنار عنصر انسانی قرار می دهد. شکل کلی بیشتر این آثار تقریبا از همین الگوی ترکیبی تکراری پیروی می کنند. یعنی کادرهای آثار، شامل یک سر انسانی که بازنمایی طبیعتگرایانه ای دارد به همراه ابزار و وسایل و چیزهایی که در محیط معلق هستند تشکیل می شود. این تکرار، مخاطب را به سمتی سوق می دهد که شروع به انکشاف معنا نماید و تعدد این ترکیب بندی تکراری به این انکشاف معنا تاکید می ورزد.
mehrdad khatai 3 با همه اینها، اما همزمانی در آثار ختایی، با همزمانی در آثار نگارگری، کمی متفاوت است. یکی از این تفاوتها این است که در نگارگری، ترکیب فضاهای مختلف، یادآور حال صوفیانه است که مکان و زمان دیگری مطرح می شود و بیانگر نوعی همزمانی و لحظه حال بی زمان صوفیانه است.(ناظری،۱۳۸۷: ۲۳) اما این حال صوفیانه در آثار ختایی دیده نمی شود. به نظر می آید که همزمانی در آثار او، بیش از آنکه حالتی سرخوشانه را پیش مخاطب بگذارد، قوه فکری او را طلب می نماید.
تفاوت دیگر این است که در آثار این هنرمند، بیشترین سطح دید متمرکز بر سر انسان است که در تراز (پلان) اول قرار گرفته. اما در نگارگری، از خصوصیت همپوشانی سطوح، استفاده می شود.(بترز،۱۳۷۰: ۷۹) و هر سطح، بخش دیگری را به عقب می‌راند و سطوح پی در پی، بعد سوم را القا می کند.(تجویدی، ۱۳۷۵: ۱۴)
در واقع می توان ملاحظه نمود که ختایی در آثار جدید خود، به وسیله رعایت پرسپکتیو غربی، و پرداخت طبیعتگرایانه به سر انسان و دیگر عناصر، عمق نمایی خطی را و به وسیله تکنیک نگارگری، عمقنمایی همزمانی را ایجاد نموده است.




نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 آبان 1396
هنر گرافیک
در هنر ایران طبیعت نقشی والا داشته است. ایرانیان سعی در حفظ و نگهداری مظاهر طبیعی داشته و در میان عناصر طبیعی مورد توجه هنرمندان ایرانی، خاک جایگاهی خاص را به خود اختصاص داده است. مهم‌ترین کارماده مصرفی اشیا در زیست روزانه سفال بوده. سفال ایرانی در طول قرن‌ها بستر زایش هنر و نقوش حاصل از تأمل انسان در جهان پیرامون خود بوده است. بی‌شک از منظر متخصصان جهان باستان تکنیک و گستره‌ی زیبایی‌‌شناسی، سفال بومی ایران در میان تمدن‌های باستانی منحصر به فرد است و مراکز تولید این دست ساخته انسانی از هزاره چهارم قبل از میلاد مسیح تا قرون معاصر بی‌وقفه درگیر تولید و تکثیر در قالب‌های خلاقانه بوده‌اند.maryam salour 7 هنر مدرن ایرانی با شکل‌گیری خود از سال‌های ابتدای قرن بیستم به این متریال نگاهی ویژه داشته و هنرمندان در قالب‌های متنوعی چون مجسمه و اشیا کاربردی سعی در اجماع این میراث ارزشمند نیاکان خود داشته‌اند.
کار با خاک روی بوم‌های نقاشانی چون مارکو گرگوریان و پرویز کلانتری تا تولید مجسمه‌های سفالی پرویز تناولی همگی حاکی از این رنسانس به مواد و مفاهیم کهن دارد.این هفته شاهد برپایی نمایشگاه نقاشی و چیدمان تحت عنوان قاصدک از هنرمند صاحب نام مریم سالور بودیم. سالور را به سفالگری و مجسمه‌سازی می‌شناسیم و در تداوم کار مجسمه‌سازی با استفاده از مواد و مصالح متفاوت وی به‌سمت نقاشی سوق پیدا کرده است.
maryam salour 9 طبیعت، خاک و تجربه‌گری مهم‌ترین ارزش‌های تفکر و پویش هنری سالور می‌باشد. وی متولد سال‌های ۱۳۳۳ در تهران است و تحصیلات خود را در خارج از ایران در رشته‌های کامپیوتر و سفالگری به انجام رسانده. او از سال‌های ۱۳۶۶ تاکنون بی‌وقفه در تلاش و تولید و شکل دادن به نمایشگاه‌های خود بوده است. بررسی حجم تولیدات و تجربیات سالور در طی سی سال گذشته از حوصله این مقال خارج است؛ چراکه وسعت این فعالیت‌ها خود نیازمند زمانی بسیار است.نخستین نمایشگاه سالور در قالب مواد جدید و نقاشی در فرهنگسرای نیاوران و تحت عنوان رؤیت زمین شکل گرفت. تسلط بسیار وی در کار با سرامیک و گِل عمده آثار وی را تحت سیطره شکلی این مواد حتی در نقاشی قرار داده. مسیر سالور از سفال و اشیا به مجسمه سپس سطوح نقاشی جنبش خلاقانه‌ی او را به سمت مفاهیم غیرمادی‌تر هنر نشان می‌دهد، و امروز می‌توان نام او را در میان بنیان‌گزاران و هنرمندان سفال و مجسمه مدرن ایران قرار داد.maryam salour 11 درنمایشگاه قاصدک، سالور با ۱۲ تابلو و یک چیدمان حضور پیدا کرده است. بیانیه هنرمند سراسر شاعرانگی و مواجهه لطیف با پدیده‌ای طبیعی به‌نام قاصدک است. نگاه گفتگوگرانه و یا دوگانه‌ وی حاکی از چالش نیروهای زیستن انسان همچون خیر و شر، مثبت و منفی، و خاک و آب در بافت فکری اوست، اما در اینجا گفتگو توسط واسطی به‌نام قاصدک شکل گرفته. موجودی که در باورهای فولکلور ما پیام آور دوستان و یاران دور از هم است. این فراق و جداافتادگی دلالتی از شفافیت قدرت شهود هنرمند در تجربه زیستن و پختگی و درک مراتب شکل‌گیری زندگی است.طبیعت زندگی با لطافت ذهن سالور رقصی زیبا را شکل می‌دهند، تابلوهای هنرمند آکنده از یک حس درونی و مکاشفه‌ی درخشان همراه با شور و شیفتگی او نسبت به معرفت طبیعت است.maryam salour 22 در بررسی سیر نقاشی‌های سالور از سال‌های هشتاد تاکنون شاهد حضور این لطافت و گسترش قطعات الحاقی همچون آینه‌ها در این آثار هستیم. حضور مجدد فرم واقعگرایی همچون قاصدک، گرچه در هیئت تجریدی به نوعی تعادل بخش و بازگشت مفهومی تجربه زیبایی‌شناسانه وی است. استفاده از رنگ‌های سفال و بافت ترک خورده بستر نقاشی‌ها قوام‌بخش یگانگی و منحصر به فرد بودن آثار سالور می باشد. حضور چیدمانی از قاصدک‌های فلزی که از قلع ساخته شده‌اند در بدو ورود به نمایشگاه همراه با بازتاب نور آینه‌های نصب شده به‌عنوان دنباله‌های این قاصدک‌های در حال پرواز مخاطب را با حسی از نورهای پاییزی مواجه می‌کند.maryam salour 16 این قاصدک‌ها آنچنان که هنرمند در بیانیه خود آورده است در فضای بی‌کران می‌رقصند و می‌چرخند و با بازیگوشی زمین و آسمان را به‌هم نزدیک می‌کنند. زمین تشنه با بارش، ساقه ترد را هل می‌دهد و ساقه پیام زمین را به آسمان می‌برد. رابطه بین زمین و آسمان دوگانه ای است ، که شکل‌گیری این کارنمای سالور را محقق میکند.. قاصدک از دل خاک سربرمی‌آورد و مالامال از تجربه زیستن، به‌سمت سکوت بی‌نهایت آسمان می‌رود.



نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : مریم، هنر، تحلیل، نقد، انتقاد، هنری، گرافیکی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 آبان 1396
هنر گرافیک

محمد حسن جواهری (زاده ی سال ۱۳۳۴ خورشیدی) جز نسل دوم نقاشان نوگرای سمنان است. نسلی که به واسطه‌ی زیرکی والدین و مدیریت صحیح آموزشی در سال‌های دبستان به کانون پرورش فکری هدایت شدند و بازیگوشی و شیطنت‌های کودکانه‌ی خود را با رنگ و قلم مو همراه کردند. این نسل طلایی به واسطه‌ی دو معلم دلسوز (استاد یدالله درخشانی و استاد اسدالله شریعت پناهی) که خود دانش آموخته هنر بودند رشد کرد و پرورش یافت. علاوه بر جواهری، محمد علی بنی اسدی، حبیب درخشانی، رضا درخشانی، مجید درخشانی، احمد امین نظر و مسعود سعدالدین را نیز می‌توانیم نام ببریم. از این جمع جز جواهری، بقیه برای ادامه تحصیل در رشته هنر به تهران رفتند و امروز نقاشان/هنرمندان بزرگ و پر آوازه‌ای هستند، برخی در ایران و برخی در دنیا. جواهری اما به آن شهرت و آوازه نرسید اما در خاطره‌ی تاریخی ِهنرِ این شهر ماندگار شد. ماندگاری او دو دلیل اصلی دارد : اول تداوم او در راهی که انتخاب کرد یعنی هنر.mohammad hasan javaheri 3
جواهری به طور مداوم و حتی در سخت ترین سالها هم دست از نقاشی برنداشت. به پرکاری مشهور است و انرژیِ‌اش مثال زدنی. جواهری از دهه ی ۵۰ تا امروز حدود چهار دهه است که نقاشی می‌کند. دومین دلیل مانایی جواهری تاثیرگذاری او بر نسل‌های بعد از خود است. گشاده دستی او در آموزش آنچه که با تجربه و تمرین آموخته است؛ او را معلمی سخاوتمند و موثر ساخته است.
واسیلی کاندینسکی نقاش روسی سده بیستم معتقد است: «آفرینش یک اثر هنری در حکم آفرینش یک جهان است». با قدری تسامح می‌توان مهمترین آثار نقاشی جواهری در طول سه دهه‌ی اخیر را در دو حوزه‌ی «مردم نگاری» و «موضع نگاری» جای داد. مردم نگاری به معنای نماش صحنه‌های زندگی مردم عادی است. چنانچه نشانه‌ای از مضمون‌های مذهبی و اساطیری یا اشخاص معین و مشهور در آن دیده نمی‌‍شود. موضع نگاری نیز به معنای بازنمایی ویژگی‌های طبیعی و ساختمانی یک مکان معین است. موضع نگار غالبا سعی می‌کند اطلاعات دقیقی را از یک محل ارائه دهد.
اما آنچه انکار ناشدنی است اینکه جواهری در این دست از آثار از تعاریف کلاسیک عبور می‌کند و پا را فراتر از دنیای بازنمایی صرف می‌گذارد. جواهری با تجربه‌ی زیستی خود و نگاهی پیوسته به زادبوم خود به دنبال خلق جهان ذهنی و درونی است. جهانی که از میان تکیه ناسار در سمنان آغاز می‌شود و تا طبیعت بکر روستاهای فیروزکوه گسترده می‌شود. علایق و دلمشغولی‌های دیگر جواهری نیز در خلق این جهان به یاری‌اش می‌آیند. انچنانکه نقاشی‌هایش نشانه‌هایی از جواهریِ بازیگر و شاعر و گویش ور دارد. این هم آوردی علایق و انسجام آن در نقاشی‌هایش به شکلی درست و دلنشین بازنمود پیدا می‌کند. جواهری همانقدر که به گویش سمنانی علاقه دارد به خانه‌های کاهگلی و دالان‌های کهنه دژ به چشم موضاعاتی در خور توجه برای نقاشی نگاه می‌کند.mohammad hasan javaheri 5

در نمایشگاه اخیر، جواهری از دو ابزار بیانی و بصری متفاوت برای خلق دنیای خود بهره می‌گیرد. این تفاوت نه در جهت پراکندگی ذهنی نقاش بلکه در بازنمایش حالات ذهنی و حس درونی وی از سوژه‌هایی که انتخاب کرده است آشکار می‌شود.
در بخشی از آثار مخاطب با آثاری امپرسیونیستی برای نمایش طبیعت و یا منظره‌ای از معماری سنتی روبرو است. ضربه قلم‌ها با اطمینان بر بوم نشسته است و بداهگی در رنگ‌گذاری جان طراحی را در نقاشی‌ها حفظ کرده است. پالت رنگین و تنوع در بافت‌ها کسالت موضوعات تکراری را از چشم مخاطب دور نگه می‌دارد. انتخاب کمپوزوسیون‌های پویا و در عین حال منسجم، هم‌نشینی خوشآیند رنگ‌ها به علاوه بازی نور و سایه‌ها مجموعا ترکیبی لذتبخش و دلنشین به مخاطب ارائه می‌دهد، آنچنان‌که حس می‌کند در لذت تماشای جهان نقاش سهیم است. مهارت و دانش نقاشی، اولین نیاز خلق این جهان است آنچه که جواهری با تجربه و تکرار به دست آورده است. منظره پلکانی شهر فیروزکوه، کوچه‌های روستای آبخوری و خیابان امام سمنان از این دست هستند.
ناگفته پیداست که جستجوهای هوشمندانه و زیرکانه‌ی جواهری برای کشف دوباره و چندباره‌ی دنیای پیرامون، آثارش را از قاب منظره‌های عامه پسند بازاری دور کرده است و ازین لبه‌ی تیغ به سلامت عبور کرده است.mohammad hasan javaheri 4
دسته‌ی دوم آثار ارائه شده در نمایشگاه‌، آثاری اکسپرسیونیستی است. نقاش به مدد انتخاب زاویه دید خاص، پالت رنگی پر کنتراست، رنگ گذاری با لایه‌های ضخیم‌، ضربه قلم‌های درشت و محکم سعی دارد از جنبه‌های بازنمایانه‌ی اثر کم کند و لایه‌های بیانی آن را پر رنگ‌تر کند، آنچنان‌که شناخت و درک موضع یا محل در درجه‌ی دوم اهمیت قرار می‌گیرد. سوژه توسط ذهن نقاش استحاله شده است. به مدد شکل‌های رنگین سازمان‌یافته، جهان مرئی به دنیایی دیگر که در ذهن نقاش واقعیت می‌یابد، بدل شده‌است. جهان برونی در مجازی از شکل‌های رنگین و نمادین بازآفرینی می‌شود، در عین حال که می‌تواند بازتابی از جهان درونی هنرمند باشد.
اینجاست که نقاش آسمان را به رنگ زرد و اخرایی در می‌آورد و زمین را با آبی‌ها و کبود‌ها می‌پوشاند. نمایی از مسجد را انتخاب می‌کند با زوایای تند و خطوط مورب تند و تیز، و رنگ‌های خالص و درخشان. نه از سکون و سکوت آسمانی خبری هست و نه از دلنشینی منحنی رواق‌ها. آنچه دیدنی است نوعی هیجان، پویایی و دلهره است که از پشت رنگ‌های ضخیم و خالص خودی نشان می‌دهد. اینجا نیز معماری سنتی شهر از دنیای جواهری بیرون نرفته است. دالان‌های مخروبه‌ای که دهان باز کرده‌اند و گویی با رنگ‌ها و بافت‌های قلم موی نقاش به فریاد آمده‌اند. خرابه‌ها با لایه‌های پی در پی رنگ بر سر مخاطب آوار می‌شود و فرو ریختن کوچه‌های کودکی نقاش لمس می‌شود. در این آثار از خوشایندی و همنشینی لذتبخش کارهای قبل خبری نیست و همه‌ی عناصر در راستای نوعی بیانگری سامان یافته است. اگر نگوییم بیان اعتراضی، دست کم ناخرسندی از آنچه که بر سر زیست بوم نقاش آمده است نمودی پررنگ دارد.
جواهری نقاش تجربه‌ها است. آنچه دارد را با تکرار و تمرین و زندگی آموخته است و آنچه که به مخاطب ارائه می‌کند نیز بازتابی از جهان ذهنی او از زیستن است. آثارش بی‌غش است و تا به امروز رنگ و لعاب گالری داران و دلالان هنر را به خود نگرفته است. این خاصیت نقاشان شهرستانی است. با نقاشی زندگی می‌کنند و زندگی را نقاشی می‌کنند.





نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : محمد حسن جواهری نقاش زندگی | بازتاب جهان ذهنی هنرمند از زیستن، محمد، نقد، انتقاد، هنر، تحلیل،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 آبان 1396
هنر گرافیک
هانی نجم به درستی خود را نقاش می‌داند و مایل نیست مشخصا عنوان کیوریتور یا هر ترجمه‌ای برای این کلمه را به خود نسبت دهد. اما به هر روی، این هنرمند نمایشگاهی گروهی با موضوعیت طبیعت بیجان ترتیب داده است. هانی نجم هنرمند خلاقی است که در روند کاری خود، رویکرد متفاوتی نسبت به شیء داشته و آثار قابل توجهی با استفاده از اشیاء روزمره و یافته‌ها خلق کرده. حال در قالب یک نمایش گروهی با هدف ارائه آثاری «در سبک‌های مختلف با رویکرد معاصر و زاویه دید خاص» به دغدغه خود پرداخته است.stillLife10 استیتمنت نمایشگاه، سیر تاریخ هنری ژانر طبیعت بیجان را مرور می‌کند و از آنجا که متنی است ترجمه شده از تکه‌های مجزا و مختصر تعریف ویکیپدیا از Still Life تبدیل به یک کلی‌گویی شده که خط فکری شخصی هنربان را مشخص نمی‌کند و تنها کلیدی که به دست مخاطب می‌دهد آن است که مقصود از طبیعت بیجان در اینجا مشخصا همان Still Life بوده است. با این کلید می‌توان حضور تعدادی از آثار نمایشگاه را به پرسش کشید چرا که به وضوح موضوعی متفاوت را دنبال می‌کنند، و همین امر ضعف نظری مجموعه را به رخ می‌کشد.stillLife09 گذشته از این ضعف، حضور ۴۳ هنرمند در یک نمایشگاه گروهی باعث آشفتگی در چیدمان شده است. تعدد غیر ضروری آثار باعث شده در ظاهر با تنوع روبرو باشیم اما در واقع می‌توان تعداد زیادی از آثار را در یک دسته قرار داد. عدم طبقه‌بندی آثار در چیدمان سبب شده مخاطب با یک هرج و مرج دیداری روبرو شود. حال آنکه با دقت در انتخاب و دسته بندی درست آثار، این نمایشگاه می‌توانست تبدیل به یک کارنمای پژوهشی شود، چراکه هر چند جای سبک‌های بسیاری همچنان خالی است اما به نظر می‌رسد نمایشگاه دارای لحنی تاریخ هنری است که البته رویکرد معاصر هنر را پوشش نمی‌دهد و می‌توان گفت رویکرد مدرن بر «طبیعت بیجان» نجم غالب است. رویکرد مدرنی که در بسیاری موارد با خام‌دستی یادآور حرکت‌های مشابه در تاریخ هنر غرب است.stillLife12 اگرچه آثار قابل توجهی نیز در این نمایش گروهی به چشم می‌خورد به ویژه در میان طراحی‌ها و معدود عکس‌های نمایشگاه اما به دلیل نوع نامناسب چیدمان و نورپردازی گالری، این آثار مجال دیده شدنِ درخور نیافته‌اند. در میان آثار نقاشی که اکثریت تابلوهای نمایشگاه را به خود اختصاص می‌دهند، می‌توان تنها به یک مورد اشاره کرد که در فاصله زیادی از دیگر آثار می‌ایستد. اثر هومن بیات -که همچون دیگر تابلوهای دوتایی کاملاً غیر استاندارد نصب شده نقطه قوت نمایشگاه است. این اثر دولتی همزمان نقاشی و عکس و اساساً دیدن را به چالش می‌کشد و صرفاً به تولید فرم‌گرایانه یا نمادگرایانه همچون اغلب آثار نمی‌پردازد.stillLife21HoomanBayat هانی نجم هنرمندی است که آثارش از لحاظ زیرمتن، کارمایه و تکنیک جایگاه خود را تا حد زیادی در هنر تجسمی یافته. او با طنازی و باریک بینی انتقادی، لحن شخصی خود را تثبیت کرده؛ لحنی که در این نمایشگاه نمی‌توان رد مشخصی از آن یافت. همین فاصله گرفتن از بیان شخصی و نیز تغییر جایگاه هنرمند از نقاش به هنربان، منجر به شکل‌گیری نمایشگاهی ناموفق شده است و نشان از آن دارد که هنرمند آنجایی نیست که باید باشد.



نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : گرافیک، نقد، تحلیل، هنر، هنری، گرافیکی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 آبان 1396
هنر گرافیک

محمد صادق نیک نهاد متولد ۱۳۵۵، عکاس میلیونی و جزو معدود افرادی است که به قیمتی بالای پنجاه میلیون تومان در ایران موفق به فروش عکس شده‌ است. او مجموعه جدیدی از آثارش با عنوان «مکاشفه» را به گالری گلستان آورده و برای نمایش ارایه داده است.

محمد صادق نیک نهاد در آثاری زیبا با رنگ‌آمیزی بدیع، تصاویری انتزاعی را پیش چشم مخاطب قرار می‌دهد که بی‌شک تعریف کلاسیک زیبایی را اغنا می‌کند.

برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : محمدصادق نیک نهاد، محمدصادق، محمد، صادق، نیک نهاد، نقد، انتقاد،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 5 آبان 1396
هنر گرافیک
delgosha gallery 5 1

آیرونی شگردی از بیان است که در ادبیات نمودی روایی، نقاشی و داستانی دارد. و با مفهومی متفاوت، مطایبه‌آمیز، متضاد و مخالف با ظاهر کلام بیان می‌شود، به عبارتی آیرونی که از واژه لاتین یونانی Eironeia گرفته شده نوعی صنعت ادبی است. در یونان این تکنیک به معنای ریا و برخلاف واقع نشان دادن است؛ آنچنان که به مفهومی واقعی و ظاهراً صریح معنایی متفاوت می‌بخشد که دارای سویه‌ای دوگانه است؛ و از سویی معنایی مثبت دارد، ولی در رابطه با عمل و موقعیت واقعی درست نیست. به‌طور مثال آنگاه که حافظ می‌گوید:
چون به هنگام وفا هیچ ثباتیت نبود                می‌کنم شکر که بر جور دوامی داری
این مدح شبیه به ذم در ادبیات و گفتار، به‌خصوص طنز، دارای کاربردهای متفاوتی است. این مقدمه از بحر آن گفته شد تا بتوانیم آثار به نمایش درآمده‌ی نیاز باباتبار، هنرمند نقاش، را توصیف و تشریح کنیم.


برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...



ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : نقد نمایشگاه، باباتبار، تبار، نقد، نمایشگاه، دلگشا، دل،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 5 آبان 1396
هنر گرافیک

 گاهی به نظر می‌رسد عکاسی دیگر یک گونه هنری محسوب نمی‌شود، بلکه به یکی از ارکان بدیهی زندگی روزانه تبدیل شده‌است. تا چندی پیش از روزگار شبکه‌های اجتماعی و امکانات گسترده اشتراک عکس و پیشرفت‌های شگفت دوربین‌های تلفن‌همراه، عکاسی داشت به مرور به سمت تبدیل شدن به هنری مردمی و جدی در حوزه آماتوری می‌رفت.

از اواخر دهه پنجاه شمسی و با بالا گرفتن تب انقلاب بسیاری از افرادی که دوربین عکاسی در اختیار داشتند، به عکاسی از صحنه‌های انقلاب پرداختند و از دل همین افراد که عکاسی را نه به عنوان حرفه بلکه برای سرگرمی دنبال می‌کردند بعضا عکاسان خوبی زاده شدند. اسماعیل داوری، بهرام محمدی‌فر، حمزه رازدشت و رسول ملاقلی‌پور از جمله افرادی هستند که این مسیر را پیموده‌اند.


برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...



ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : عکاسی، علیرضا، آماتور، آماتوری، عکاس، عکس، عکاسی ها،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 5 آبان 1396
هنر گرافیک

بنابر اندیشه معاصر، هنری که درک نگردد و ارتباط برقرار نکند کامل نیست. هر اثر هنری باید حاوی یک مفهوم باشد، ولی نامگذاری ژانری به نام هنر مفهومی به دلیل ارجحیت ایده بر بدنه مادی و شیئی اثر  صورت گرفت؛ به عبارتی، تقدم نظام اندیشه‌ی انسانی بر دریافت شهودی صرف در سازوکار تولید امر زیبا.

هنر مفهومی شکلی از بیان هنری است که در تلاش است تا جنبه‌ی فیزیکی و ظاهری کار را تا حد امکان تنزل بخشد و به جای آن نیروی ذهن ناشی از اثر هنری را تقویت نماید.

mohamadreza arab khazali 8

برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...



ادامه مطلب


نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 2 آبان 1396
هنر گرافیک

گالری فردا در روندی ادامه دار اقدام به نمایش نادیده‌هایی از اساتید و بزرگان هنر ایران کرده‌است. پیش از این در نمایشگاهی با عنوان از طراحی تا نقاشی به نمایش آثار فرامرز پیلارام پرداخته و اینک در تازه‌ترین نمایشگاه خود، آثار منصور قندریز را به تماشا گذاشته‌است.


برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : آثار منصور قندریز، آثار، منصور، قندریز، هنر، هنری، گالری،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 2 آبان 1396
هنر گرافیک

elnaz bandegi azad art gallery 26

در جستجو……

نیاز به کشف «هستی» و «هست بودن» و تأمل در گستردگیِ راز‌ و ‌رمز آن از اهداف اولیه‌ی مجموعه‌یِ «در جستجو» به‌شمار می‌روند: هستنده‌ها (جانداران و اشیاء) در مقابل چشمان ما رژه‌ای نامتناهی از نشانه‌ها و نمادها را به‌نمایش می‌گذارند تا از کلاف داستان‌ گره‌گشایی ‌کنند. ارتباطات زنجیروار و پیچیده‌یِ اشکال انتخابی در این آثار ما را به نوعی از هستی معرفی می‌کنند که پویا و گشاینده و همواره زایاست.


برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...



ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : الناز بندگی، گالری، نقد، انتقاد، منتقد، نقاد، ن،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 2 آبان 1396
هنر گرافیک
saeed emdadian1 نقاشی منظره از ابتدای پیدایش آن نه تنها چهره‌ی فیزیکی جهان را بازنمود کرده است؛ بلکه رابطه‌ی انسان و طبیعت و در نهایت روابط انسان‌ها در طبیعت را هم به تصویر کشیده است.

برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : سعید امدادیان، عینک، تحلیل، نقد اثر، نقد کردن، نقد، انتقاد،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 2 آبان 1396
هنر گرافیک

elahe farmanian 1
در نمایشگاه اخیر گالری بن، الهه فرمانیان ماحصل سه سال نقاشی خود را به تماشا گذاشته‌است. در این کارنما با عنوان «دگردیسی» فرمانیان نقاشی‌های فیگوراتیو خود با ته مایه اکسپرسیو را که در طیف گسترده‌ای از خاکستری‌های رنگی به تصویر درآمده‌اند به مخاطب عرضه کرده‌است.
جهان در نقاشی‌های الهه فرمانیان از تصویر چهره زنی در میان جمع آغاز می‌شود، این چهره که می‌توان گفت محور تمام آثار اوست و بعضا شاید نقطه شروع تابلو نیز باشد، گاه به شکلی کاملا واقع‌گرا و گاه به صورتی رها و بدوی ظاهر می‌شود. زنی که در بیشتر آثار در مرکز قاب قرار گرفته و یا به نحوی در نقطه تمرکز تابلو واقع شده‌است. این تصویر در بیشتر آثار تکثیر می‌گردد و به شکل صورت‌های کوچکی در گرداگرد تصویر محوری یا صورتکان ریزی که تمام پس زمینه را پر کرده‌اند ادامه می‌یابد. این صورت‌ها گاهی به شخصیت‌هایی جاندار بدل می‌شوند و گاهی تنها بازتاب صورت شخصیت اصلی هستند. به صورتی که گویی دگردیسی تصویر مرکزی را نمایش می‌دهند.elahe farmanian 2
وقایع و رخدادهای زندگی، یا به عبارتی «زوال» حاصل از زمان، موضوع پیوسته آثار فرمانیان است. او دگردیسی و اضمحلال حاصل از گذشت زمان را بر چهره شخصیت‌های آثارش می‌نشاند و برای این‌کار از ترکیب چاپ و آکریلیک و همچنین رنگمایه‌های خاکستری گسترده سود می‌برد.
فرمانیان از واژه «هنردرمانی» برای برخی از آثارش استفاده می‌کند، گویی رنج حاصل از وقایعی که او را عمیقا متاثر کرده‌اند را با لایه‌های برهم نهاده رنگی التیام می‌بخشد. به همین دلیل نیز تم روایی در برخی از آثار او دیده می‌شوند.گویی او دست‌اندرکار گفتن قصه‌ای است که به واسطه نقاشی برای مخاطب گفته می‌شود. به طور کلی آثار فرمانیان در مرز باریکی بین تصویرسازی و نقاشی حرکت می‌کند، مانند آثار شاگال که نه به طور کامل به روایت داستانی تن می‌دهد و نه به طور کامل از آن مبرا هستند.

elahe farmanian 4 او که در گذشته نیز تجربه تصویرسازی را در کارنامه کاری خود داشته است در این نمایشگاه نیز در برخی از آثارش به سمت روایت می‌رود، اما به دلیل درونی شدن و شخصی شدن موضوع، اثر به طور کامل به تصویرسازی بدل نمی‌شود بلکه در جایی در میانه آن می‌ایستد یعنی می‌تواند با برانگیختن تخیل به مخاطب اجازه دهد از حد روایت فراتر رود و در میان لایه‌های بر هم گذاشته شده رنگ و بافت جستجوی حسی و عقلی خود را دنبال کند. این انگیختن نیز حاصل برهم زدن قطعات روایت است. به عبارتی فرمانیان به دلیل شخصی‌تر کردن موضوع تابلوهایش سعی نموده هرچه بیشتر بر احساسات خود از وقایع تاکید کند و تخیل واقعه را بر عهده مخاطب گذاشته است.elahe farmanian 5
در واقع فرمانیان آثارش را بر مبنای برون ریز لایه‌های متناوب احساسات فردی شکل می‌دهد، به گونه‌ای که از برایند آن یک لحظه یا خاطره تولید می‌شود اما اتصال آن با گذشته و آینده‌اش نا معلوم است و ازین جهت روایت آن در حوزه تخیل باقی می‌ماند و اثر از تصویرسازی دور می‌شود. به همین سبب فیگورهایی که در آثار فرمانیان حضور دارند در عین اینکه دارای شخصیت هستند اما در بستر اثر قصه نمی‌گویند.
از دیگر شباهت‌های آثار فرمانیان به شاگال استفاده از فرم‌های منحنی، و رها و ترکیب بندی سیال و مشابه صحنه تئاتر است.elahe farmanian 3
علاقه فرمانیان به تئاتر در شکل‌گیری فضای آثارش نقشی اساسی دارد. این علاقه به ویژه در دو اثر از نمایشگاه مشخصا دیده می‌شود. حضور عناصر مرتبط با تئاتر، نورپردازی متمرکز مانند صحنه نمایش و انبوه چهره‌های تماشاچیان در این دو اثر، به وضوح نشانگر رابطه او با تئاتر است که در آثار شاگال نیز بسیار دیده می‌شود.
فرمانیان به تکثیر و تعدد در بیشتر آثار خود پرداخته‌ا‌ست. انسان در برخی از آثار او تبدیل به موتیف شده و در برخی دیگر به صورت همزاد یا چهره‌های گوناگون یک شخصیت محوری درآمده‌است که در نحوه طراحی نیز از یک الگو پیروی می‌کند و نتیجه حاصل در فرم نیز مشابه است.
نکته جا مانده از آثار فرمانیان فضا است. او در تنوع و گسترش فرم همچنین در ایجاد بافت‌های چندلایه بصری به خوبی عمل می‌کند، اما از این ویژگی برای فضاسازی کمتر بهره می‌یرد و می‌توان گفت عمق در بسیاری از آثار او کم و محدود است. آثار همچنین در محدوده شخصیت اصلی تصویر بسته می‌شوند و در بیشتر آثار فضای منفی حول این شخصیت و تمرکز بر او می‌ماند.elahe farmanian 7
در برخی آثار نیز شخصیت‌هایی درون قاب حضور دارند که از پشت فیگور پیش‌زمینه به ما می‌نگرند و شاید به « از یاد رفته» هایی اشاره می‌کنند، که فرمانیان در بیانیه خود از آن نام برده‌است. افرادی که در حاشیه قرار گرفته‌اند و در جایی دورتر از ما حضور دارند. افرادی که به او یا خاطره‌ای بستگی دارند و حضورشان مانند شخصیت‌های دیگر خنثی نیست. این تصاویر اغلب در کل تابلو کنش‌گر بوده و واکنش بصری مخاطب را بر می‌انگیزند، توجه او را به خود جلب می‌کنند و در تقابل و تبادل انرژی با فیگور اصلی تابلو هستند.
فرمانیان با سطوح بازی چندگانه‌ای انجام می‌دهد، او از سطح برای درهم بردن و یا تفکیک کردن فضاهای میان خیال و واقعیت و یا درون و بیرون استفاده می‌کند، اما همان‌طور که گفته شد این فضاسازی را به تکامل نمی‌رساند. آثار او نمایش درونیات پیوسته فردی و احساسات برانگیخته شده از بیرون هستند، که به شدت او را متاثر کرده‌اند و او توانسته با کمک رنگ و بوم به این احساسات، جسمیت ببخشد.elahe farmanian 6
الهه فرمانیان متولد ۱۳۶۳ و دانش‌آموخته رشته گرافیک است. او شانزده سال پیاپی را به آموختن نقاشی و تصویرسازی مشغول بوده و در سال ۹۴ به عنوان نفر اول جشنواره شروه و در سال ۹۶ به عنوان نفر اول جشنواره صلح برگزیده شده‌است.
در این نمایشگاه فرمانیان نشان داده‌است که همزمان با توانایی تکنیکی، توانسته است، پل میان جهان فردی و جهان بیرون را نیز برقرار سازد و برای وقایع روزانه، اندوه‌ها و تجربه‌هایش مابه ازایی تصویری خلق نماید.





نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : الهه فرمانیان با مجموعه دگردیسی | نقد نمایشگاه نقاشی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 30 مهر 1396
هنر گرافیک
طبق آمار سازمان جهانی حفاظت از منابع طبیعی حدود ۱۶ هزار گونه از حیوانات و گیاهان در خطر انقراض‌اند و بسیاری از اکو‌سیستم‌ها، تالاب‌ها، جنگل‌ها و … در حال انحطاط و تخریب هستند.
اما تخریب محیط زیست در واقع به چه معناست؟ یکی از مهم‌ترین کارکردهای اکوسیستم‌ها کمک به کاهش فقر و افزایش فرصت‌های توسعه اقتصادی برای جوامع است.
azarsharifi 100x140 4 و هنگامی که این چرخه‌های حیاتی دچار نقصان و تخریب شوند، اولین بازخورد آن از دست رفتن بخشی از چرخه زندگی مادی انسان است که به طبع آن کل چرخه دچار آسیب‌دیدگی شده و به مرور از حرکت باز می‌ایستد.
این به این معناست که از بین رفتن جنگل‌های گلستان همان اندازه که بر یک شهروند گرگانی تأثیر می‌گذارد بر ساکنین تهران، اصفهان، شیراز، بندرعباس و حتی نیویورک تأثیر خواهد گذاشت. انبوه سیل‌ها، خشکسالی‌ها، رانش زمین، طوفان‌ها و گردبادها، ریزگرد و هزارها مصیبت طبیعی دیگر که روزانه در سرتاسر کره زمین مشاهده می‌شود؛ حاصل و نتیجه حرص، طمع و بی مسئولیتی بشر است؛ نسبت به آن‌چه به او داده شده‌.
azarsharifi 100x140 2 در نمایشگاه وارونگی، آذر شریفی نقاشی‌های خود را با محور تخریب محیط زیست به تماشا گذاشته‌ است.
۸ تابلو رنگ و روغن در ابعاد نسبتاً بزرگ در فضایی سورئالیستی که همنشینی نامأنوس طبیعت را با دست ساخته‌های انسان نشان می‌دهد، در زمینی صاف و بی درخت که گاهاً تکه تکه شده و در هوا پراکنده گشته است.
azarsharifi 130x180 شریفی در آثار خود بر مثله شدن و از بین رفتن تأکید ورزیده و عناصر حیوانی و طبیعی در آثارش در برابر دست‌ساخت‌های انسانی، خرد و نحیف شده‌اند.
حیوانات اعم از اهلی و وحشی در میان فضاهای ناکجایی سرگردانند و جهان اطرافشان مملو است از اشیایی که در فضا معلق مانده‌اند. تعلیقی که در فضای امروزین انسان پدید آمده و حاصل قطع ارتباط او با مبدأ آفرینش خود است.
azarsharifi 100x140 3 فضاها نیز اغلب ابری و گرفته هستند که با حذف شفافیت رنگ‌ و تسلط ته‌مایه رنگ خاکستری بر همه رنگ‌ها و اشیاء نمود یافته در تصویر اتمسفری غمگین و ناتمام را به نقش درآورده‌ است. او همچنین از وارونگی به طور مستقیم در آثار استفاده کرده تا وجوه فراواقعی و رویاگونه آن را تقویت کند.azarsharifi 100x130 انبوه حیواناتی که در تصویر سرگردان هستند، اغلب حیوانات اهلی را شامل می‌شوند و تراکم کم آنان در منظره بسته شاید اشاره‌ای است به زوال آنان.
اما آن‌چه بیشتر تکرار شده و در آثار این مجموعه قوام یافته‌است، نگاه به حیوانات به طور کلی و به عنوان نمایندگان طبیعت و گونه‌های جانوریست، که هم‌نشینی‌شان با عناصری آلوده کننده مانند لاستیک و قوطی‌کنسرو نشان دهنده چالش آنان با تأثیرات تخریب کننده انسانی است؛ که با فاصله و جدا از انسان به تصویر در آمده‌.
شریفی از واژه آنتروپومورفیسم در بیانیه خود بهره برده که به معنی انسان انگاریست، نوعی تلقی انسان‌گونه از طبیعت که آن را به قالب انسانی درآورده و با معیارهای انسانی می‌سنجد.
azarsharifi 100x140 به دلیل عدم حضور انسان، رویکرد مستقیمی به این انگاره در آثار این کارنما دیده نمی‌شود. اما اثرات آن قابل رؤیت است. در واقع موجودیت خود انسان حذف شده و پسماندهای او برجای مانده‌است و این بدین معنی است که نقاش نیز انسان را بخشی از طبیعت نمی‌داند و اثرات انسانی ناشی از جدا انگاری خود انسانی با طبیعت است. وقتی طبیعت و عناصر درون آن به «دیگری» بدل می‌شوند و انسان خود را از منشأ زیستی خود جدا می‌کند، حساسیت و علاقه او نسبت به آن از بین می‌رود و رابطه‌اش براساس نیاز تعریف می‌گردد و همین منظر برتری طلبانه است که به بریدن بن از سر شاخه منجر گشته‌.
به عبارتی هنگامی که انسان جهان را با محک خود سنجید و آن را در بازتاب خود معنا کرد، گسست بین او و طبیعت رخ داد، که نتیجه آن همان چیزی است که امروزه شاهد آن هستیم. طبیعتی ویران شده و انسانی سرگردان.




نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : تحلیل، گرافیک، آثار، هنر، طبیعت، نقاشی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 30 مهر 1396
هنر گرافیک
kiarash mosayebi 8 در تعریف سونات گفته شده، فرمی در موسیقی است که برای نواختن همزمان یک یا گروه کوچکی از سازها تنظیم می‌گردد که در کنار هم درباره یک موضوع یا حس خاص صحبت می‌کنند. حسی از درد، عشق، رنج و غیره. حسی که در میان سازها تقسیم می‌شود و همانطور که همه آن‌ها بار آن را به دوش می‌کشند همه بخشی از یک موسیقی یکپارچه و یکدست هستند.
در نمایشگاه سونات زخم، هنربان، رامین سعیدی سعی کرده با کنار هم گذاشتن عکس‌های کیارش مسیبی و تک گویی‌های عاشقانه رولان بارت، نشانه‌شناس فرانسوی سوناتی را تنظیم کند. مسیبی در بیانیه با اشاره به جمله بارت «که عکس را باید به مثابه یک زخم کاوش کرد» به دنبال زخم‌های خود در دل آثار مسیبی رفته‌است.
kiarash mosayebi 3 کیارش مسیبی متولد ۱۳۶۹ است و از سال ۹۲ به عکاسی تئاتر اشتغال دارد. مسیبی در این کارنما ۱۲ عکس از میان ۷۰۰۰ فریم عکاسی خود از صحنه نمایش را به دست سعیدیان سپرده است تا از میان آن‌ها به دنبال مفهومی شخصی شده برود و رامین سعیدیان نیز احساس درونی خود را با جملاتی عاشقانه از متفکری گره زده است که تاملاتش پیرامون پدیده‌ای به نام عکس جهان عکاسی را زیر و زبر کرد. آقای بارت در کتابی که پیرامون عکاسی نوشت با عنوان «اتاق روشن» که ترجمه شده‌است، به رابطه بسیار شخصی و درونی هر فرد انسانی با عکس پرداخت و آن را به دو سطح عمومی و خصوصی تقسیم بندی کرد. این رابطه که توسط تصویر ایجاد می‌شود، برخاسته از همه کلیت یک عکس است که در عین نشان دادن چیزی که روزی بوده و واقعیت داشته است، آن را از واقعیت خود تهی می‌کند.kiarash mosayebi 5 در این نمایشگاه که با ۱۲ تابلو در ابعاد ۵۰*۷۰ سانتی‌متر و رنگی ارائه شده‌است، مسیبی لحظات جدا افتاده‌ از یک نمایش را به ما نشان می‌دهد، نمایشی که ما چیزی از آن را نمیبینیم بلکه تنها لمحه‌ای از وقوع یک لحظه را شاهد هستیم که حسی را در ما بر می‌انگیزد. این درحالی است که ما از اصل قضیه دور هستیم و در عین حال با تصویری مواجهیم که به دلیل موضوع خود بازنمایی از واقعیتی در مرتبه دوم است. واقعیت نخست واقعیت زندگیست که در تئاتر به صحنه رفته‌است و واقعیت دوم تئاتر است که توسط مسیبی به عکس تبدیل شده است. و البته در این میان واقعیت سومی نیز پدیدار می‌شود. نمایشگاهی که در آن تعدادی عکس با کارماده مشخص، از نظرم فرم و شکل قرار دارند و فرد دیگری بر آن شرحی نوشته است که خود این شرح از جای دیگری نقل می‌شود.kiarash mosayebi 7 بنابراین مخاطب قرار است در ورود به نمایشگاه در برابر همه این لایه‌های اثر قرار بگیرد، اما این اتفاق نمی‌افتد. مخاطب مجموعه‌ای از عکس‌های تئاتر را می‌بیند با نوشته‌هایی ریز و کوچک بدون هیچ‌گونه تاکیدی بر آن و تصاویری که البته به دلیل نورپردازی خاص تئاتر و رنگ و جلای صحنه در نگاه اول زیبا هستند، اما ترکیب‌بندی‌های مرکزی تکرار شونده و عدم استفاده از هرگونه امکانی که رسانه عکس در اختیار عکاس قرار می‌دهد و بسنده کردن به گرفتن عکس درست و جدا ماندن از پرورش خلاقیت عکاسانه در همان ابتدا به نمایشگاه صدمه می‌زنند.
در بیانیه نمایشگاه بر رابطه عکاسی و تئاتر و همنوایی آن با نت ادبیات اشاره شده، که آن هم به دلایلی که ذکر شد در تحقق خود ناکام مانده‌است و نمایش از عکس‌ها پیش است، عکس خود را به بازنمایی صرف محدود کرده‌اند و ما را از آن خود نمی‌کنند.
kiarash mosayebi 6 مشکل دیگر جداماندن ارتباط بین سایر قطعات، یعنی عکس و ادبیات است که در تنظیم موسیقیایی این سونات مشکل ایجاد کرده‌ است.
اما نکته برجسته اراده به انجام این عمل به طور کلی است. سعیدیان طبق متد بارت قاعدتا عکس‌هایی را انتخاب کرده که او را زخم زده‌اند، یعنی با دیدن آن حسی در عمق قلب او برانگیخته شده و او را وادار کرده‌است تا درباره آن عکس بیاندیشد بنابراین می‌توان ایراد اشکالات فنی به عکس‌ها را کنار گذاشت، اما در مورد پیوند نوشتار و عکس که او با دقت و حساسیت از کتاب « سخن عاشق» استخراج کرده، نمی‌توان اغماز را پذیرفت، این پیوند سست و ناپایدار است و بیننده را با خود همراه نمی‌کند و او را به خواندن و اندیشیدن و مقایسه تشویق نمی‌کند. کاری که از آن انتظار می‌رود بیش از شرحی ساده بر عکس یا توضیحی پیش پا افتاده است، زیرا قرار است این جملات در همنوایی با تصویر کلیتی جدید بیافرینند، همچون یک سونات موسیقی که در همنوایی سازها ایجاد می‌شود و نواختن یک ساز به تنهایی همان حس یا مفهوم را منتقل نمی‌کند.
نمایشگاه سونات زخم به هر روی تلاشی در جهت حرکت از نمایش عکس صرف و بدون هدف است به سوی افق‌های بلندتر و کیانوش مسیبی با تجربه نمایشگاه‌های گروهی و فعالیت در زمینه عکاسی تئاتر در کنار فرد دیگری که هنربانی نمایشگاه خود را به او سپرده است، قدمی بزرگ در جهت دستیابی به این مهم برداشته و امید است با تداوم به نتیجه مورد نظرش دست یابد.




نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : عکس، ادبیات، هنر، نقد، تحلیل، تجزیه و تحلیل، آثار،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 30 مهر 1396
هنر گرافیک
در پارکینگ پروانه من بسیاری از تصاویر را که کسی به دنبال آن نیست خریداری می‌کنم. عکس‌های قدیمی، تصاویر خانوادگی بی‌ارزش، مکان‌های نامعلوم یا تبلیغات قدیمی، فیلم‌ها و کارت پستال‌های ساده و دیده نشده.
این تصاویر را تهیه می‌کنم تا در کنار هم به بازی خودم مشغول باشم؛ بازی جذابی که می‌تواند خلاقانه داستان‌سرایی ذهن رویاپرداز من را تقویت کند.arman stepanian 5 وقتی در لابه‌لای جعبه‌ها و اثاث کهنه و آلات دست‌ساز و صفحه‌های گرامافون هزاران شیئ تزئینی به دنبال این تصاویر می‌گردم. هیجان برخورد با این تصاویر ذهن من را به خود مشغول می‌کند و این‌که تصویر بعدی چه می‌تواند باشد؛ شمایلی چاپ شده در قاب چوبی یا خانواده‌ای که دیگر اثری از آنان نیست‌: بی‌نام و نشانی بودن آن‌ها جذابیتی ندارد ولی وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند، با بیش‌پا افتادگی خود داستانی را شکل می‌دهند که فواصل مفقود آن را ذهن من پر می‌کند. آن‌چه در ذهن من رخ می‌دهد به نوعی نوستالژی آغشته است که بسیاری از عکاسان درگیر آن هستند چرا که ذاتاً عکاسی نعش‌کش است و جنازه‌ی اتفاق و زمان حال را برای آینده حمل می‌کند. اما وقتی رویاپردازی به این خصلت عکاسی اضافه شود،حاصل متفاوت می‌گردد، چیزی از جنس تصویرسازی یا عکاسی صحنه‌آرای و یا هرآنچه که از عکاسی لحظه‌ای می‌تواند وسیع‌تر گردد. به نوعی باز عکاسی از عکس رخ می‌دهد. عکسی جامد، یا صحنه‌ای که عکس شده است. آرمان استپانیان از عکاسانی است که با من در این رفتار مشترک است؛ رفتار بازخوانی عکس‌ها، در مجموعه‌های متعددی که طی سی سال به نمایش گذارده. از نمایشگاه سال ۱۳۶۵ لهستانش تا امروز او این عادت را به دوش کشیده و از آن لذت برده است.
نمی‌دانم اگر سارکوفسکی زنده بود، این را عکاسی می‌دانست یا نه، ولی قدر مسلم دنیا آن را هنر می‌داند. گاهی در بعضی مجلات داخلی می‌گردید و اسم چند نفر را می‌بینید که در کل ده سال تولید، ده هزار بار اسمشان تکرار می‌شود ولی اسم یک نفر یا نیست، یا خیلی کم‌تر آمده است.
اما چه باک، استپانیان آن‌قدر کار کرده و نمایشگاه داشته است که نام او ثبت شده، چه بخواهیم و چه نخواهیم. عکاسانی از جنس او که کم‌تر از آکادمی‌های الکن عکاسی فارغ‌التحصیل شده‌اند، خیلی بیشتر دیده شده‌اند و در دنیا مطرح گردیده‌اند. استپانیان فارغ‌التحصیل گرافیک است. با تصویر و دنیای دیجیتال عکاسانه خیلی راحت‌تر برخورد می‌کند و حقیقت انقلاب کداک برایش حال و هوایی هنری داشته و توان ترجمه‌ی احساسات خود را بر روی کاغذ آرت پرینت به خوبی داراست.
arman stepanian 4 جنس عکاسی استپانیان کم‌تر به دوربین وابسته است؛ چرا که او مانند یک راهنما عمل می‌کند. تصور کنید کسی شما را صدا می‌زند، به جایی می‌برد، به یک قبرستان قدیمی و وادارتان می‌کند در مقابل تصویر نصب شده روی سنگ قبر از زاویه‌ای به‌خصوص قرار گرفته، آن‌را بررسی نمایید. در این زمان او شی‌‌ای کنار تصویر می‌گذارد، او سعی می‌کند با این عمل چه چیزی را نشان دهد؟ مرگ را؟ یا زیبایی مرگ را؟ ولی قطعاً هیچ‌کس نمی‌تواند لحظه‌ی اتفاقات منجر به مرگ را حدس بزند؛ حتی در جبهه‌ی جنگ عکس سرباز تیر خورده‌ی کاپا چرا مهم است؟ چون کاپا در درون خود توانسته بود با لحظه‌ی مرگ عجین شود نوعی مراقبه و حضور است که عکاسی خبری را شأن می‌دهد و عکاسی مستند در روایت زمان‌های از دست رفته‌ی زندگی شأن می‌گیرد. فروکاستن مرگ و زندگی‌ بیش‌تر امری فلسفی و پدیداری است تا ارایه‌ی زیبایی .اما زیبایی و امید قطعاً با تفکر ناب و عامدانه ایجاد می‌گردد. این تفکر از جنس عقل‌گرایی جزمی علمی نیست، از جنس بازخوانی نیّت هنر برای زیستن است. این پاسخی است؛ به این‌که عکاسی تنها هنر نیست، بلکه فن است. عکاسی استپانیان و امثال او هنر خالص است که امر فنی را ذیل خود قرار می‌دهد. اما دوربین لایکا واجب است برای حضور عکاسی مستند و خبری…arman stepanian 1 سنت عکاسی استپانیان تنها متعلق به روزهای پست‌مدرن نیست. به خصوص در ایران عکاسان نقاشی‌ مانند مهدی طائب و بسیاری از شاگردان عکاسی دهه‌های نخست حضور عکاسی، همگی از نقاشان و هنرمندانی بودند که در این عرصه صحنه‌آرایی کردند و از نقاشی‌های خود عکس می‌گرفتند و این عکس‌ها را مجدداً دست‌کاری می‌کردند، مانند بعضی از عکس‌های استپانیان که چیدمان میوه‌های سزان و یا تابلوی مونه در آن بازخوانی شده است. عناصر چیدمانی عکس‌های وی غالباً با انسان همراه است و قطعاتی که در جایگاه منفرد گهگاه متنی مستقل به‌شمار می‌روند؛ زنی نشسته روی صندلی با چادر و پوشش سنتی در مقابل تصویر زنانی از زمانی دیگر و یا ماهی مرده بر روی قاب شکسته و منهدم شده. این متون در کنار هم مفاهیم بنیادینی خلق می‌کنند، هنرمند علاقه‌ وافری دارد به بازنگری در تاریخ و گاهی تاریخ هنر. این‌که استپانیان ارمنی است قطعاً در نگرش او به مقولات تاریخی حائز اهمیت است. حضور و نقش اقوام ارمنی در سرنوشت سرزمین ایران قطعاً امری مسلم است. مهاجرت‌های متعدد آنان از کوه‌های آرارات به گوشه و کنار این جغرافیا نشان از ارزش والای فرهنگ‌ساز تمدن ایران دارد. آن هم در جهانی که ادیان سامی ستون فقرات تمدن‌های رقیب را شکل بخشیده‌اند. و مسیحیت و اسلام در نبردی دائم به سر می‌بردند که وجود اقوام مسیحی در اقلیم مسلمانان ایرانی حاکی از حضور تکثر و غنای فرهنگ این سرزمین است.arman stepanian 2 در آخرین مجموعه‌ای که استپانیان در گالری افرند تحت عنوان «آرامستان» ارائه داد، بازگشتی به تاریخ و تأکید بر ریشه‌های ارامنه در ایران دارد، اگرچه خود او مرگ‌اندیشی را محور می‌داند و می‌گوید که در گذشته آن‌کس که به عکاس‌خانه‌ می‌رفت و عکسی می‌گرفت می‌اندیشید که این عکس شاید روزی عکس روی سنگ قبر او شود، ولی امروز دیگر کم‌تر این مفهوم در ذهن سوژه‌ی عکاس دیده می‌شود. وی از سویی معتقد است این عکس‌ها بازخوانی کاراکتر روانی مردان و زنان در ۵۰ سال پیش است.
روحیه‌ی شاعرانه‌ی وی آغشته به لحن قومی ارامنه است. این هنر قرن‌هاست که برای حضور خود در فرهنگ ایرانی رنج برده است و امروز با شدت گرفتن روند مهاجرت ارامنه به غرب، استپانیان اندوه خود را بیان می‌کند. آیا مخاطب او تنها ایرانیان مسلمان هستند؟ او سعی دارد که ریشه‌های فرهنگی و وابستگی‌های ارامنه به این خاک را یادآوری کند.
تصاویر مجموعه‌ی «آرامستان» عمدتاً شامل یک عنصر الحاق شده بر روی عکس سنگ قبر در قبرستان ارامنه است. این‌که شناسایی اولیه با عکس رخ می‌دهد امری مشخص است؛ اما عکاسان و نقاشان مایل به شناختی ژرف‌تر از ظاهر و نمای خارجی آدم‌ها هستند. زمانی که یوسف کارش از فاکنر عکس می‌گیرد قواعد عکاسی پرتره را برهم می‌زند، چرا که فاکنر هم قواعد نوشتاری زمان خود را برهم زده است.
arman stepanian 3 اما استپانیان با قرار دادن اشیا در کنار تصویر فرد متوفی سعی در روایت‌پردازی شخصی دارد. تکیه‌ی او بر شناخت عمیق انسان‌هاست. او هویت آنان را بازسازی می‌کند. همان زیستن در روزگاران گذشته و امروز، که به واقع یادآوری حقیقت بودن و رفتن است.
پرسوناژهای این هنرمند پرکار ایرانی در میان تاریخ و زندگی، تأویل‌پذیری هویت را به چالش می‌کشد. نوستالژی با طعم مدرن با این اشیا و موقعیت‌ها قابل بازخوانی است، گویا هویت ما دستخوش چالشی است که تنها با چاشنی این طنز و مطایبه‌ی استپانیان می‌توان تأمل و توجه مخاطب را جلب نمود.




نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : آرمان استپانیان | هرچه پیش‌پا افتاده‌تر بهتر، تحلیل، گرافیک، گرافیست، هنر، هنری، هنرگرافیک،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 30 مهر 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک
رعنا فرنود

برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : روی کاغذ، کاغذ، رعنا، رعنا فرنود، فرنود، گرافیک،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 28 اسفند 1395
هنر گرافیک
هنرگرافیک
خودروهای مشهور

برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : آرم، لوگو، ماشین، لوگوی ماشین، آرم ماشین، لوگوی خودرو، آرم خودرو،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 24 اسفند 1395
هنر گرافیک
هنرگرافیک
رنگ در نگارگری

برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، اخبارگرافیکی، 
برچسب ها : نگار، نگارگری، تحلیل، کارها، گرافیک، رنگ، معنی رنگ،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 23 اسفند 1395
هنر گرافیک
هنرگرافیک
رولان توپور

برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : رولان توپور، رولان، توپور، کارتون سیاه، معرفی هنرمند، هنرمند، گرافیست،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 22 اسفند 1395
هنر گرافیک
هنرگرافیک
دیویدلیواین
برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب


نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : هنرگرافیک، دیوید لیواین، دیوید، لیواین، کاریکاتوریست، چهره، کاریکاتورچهره،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 22 اسفند 1395
هنر گرافیک
هنرگرافیک
محسن نوری نجفی

برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : کارتون، کاریکاتور، محسن نوری، محسن نوری نجفی، محسن، نوری، نوری نجفی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 22 اسفند 1395
هنر گرافیک
هنرگرافیک
داستان های گرافیکی دنباله دار

برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب


نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : کارتون، کاریکاتور، هنر، گرافیک، گرافی، گراف،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 22 اسفند 1395
هنر گرافیک
هنرگرافیک

گورمه

برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب


نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : گورمه، گرافیک، هنر، کارتون، کاریکاتور، هنری، گرافیکی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 22 اسفند 1395
هنر گرافیک
هنرگرافیک

جواد علیزاده
من کاریکاتورهای قبل از انقلاب را می توان در چند شاخه تـقسیم‌بندی کـنم، در واقع کاریکاتور دهه پنجاه به چند عامل مـرتبط می‌شود...

برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...



ادامه مطلب


نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : هنرگرافیک، کاریکاتورقبل انقلاب، کاریکاتوربعد انقلاب، هنری، هنر، گرافیک، رشته هنر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 22 اسفند 1395
هنر گرافیک

هنرگرافیک
محمدحسین نیرومند

گرچه بحثی را که برگزیده ایم، ممکن است کمی عجیب به نظر آید، ولی شنیدن و به کار بستن آن بی شک می تواند اولا به برخی از اساسی ترین سئوالاتی که هر هنرمندی، بخصوص هنرمندان کاریکاتوریست، با آن روبرویند، پاسخ دهد و ثانیا دست کم بعضی از ریزه کاریهای یک ارتباط درست را برای آنها روشن کند...

برای مشاهده کامل متن به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...


ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : منتقد، نقد، محمدحسین، انتقاد، نقدهنری، نقدکارتون، محمد،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 22 اسفند 1395
هنر گرافیک


( کل صفحات : 2 )    1   2