سفارش طراحی گرافیکی
فرزند هنر باش نه فرزند پدر؛که فرزند هنر زنده کند نام پدر
درباره سایت هنر گرافیک


این سایت در زمینه گرافیک و طرح های زیبا و حرفه ای گرافیکی فعالیت میکند،علاقه مندان به این رشته میتوانند به بحث و گفت و گو و تبادل نظر با همدیگر در مورد کارها بپردازند و کارهای خود را برای نمایش دادن در سایت به ایمیل honaregraphic1@gmail.com ارسال کنند.
خواهشمند است در نقد و بررسی کارها از بیان نظرات غیر هنری خودداری شود،با تشکر ازحضور گرمتان،در سایه خداوند زیبایی ها موفق و سرافراز باشید.


نحوه ارتباط با ما:
honaregraphic1@gmail.com
همچنین از طریق بخش نظرات میتوانید ایمیل خود را به صورت صحیح درج کرده و درخواست خود را ارسال کنید

با به روزترین و متنوع ترین وبگاه هنری ایران همیشه همراه ما باشید.

مدیر سایت : هنر گرافیک
نویسندگان
سفارش طراحی کارهای گرافیکی به صورت حرفه ای
{ آمارگیر
هنرگرافیک
11




نوع مطلب : نقاشی، 
برچسب ها : سبک نقاشی، نقاشی فوتوریسم، هنر فوتوریسم، هنری، مکتب فوتوریسم، فوتوریسم چیست،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 31 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک
آینده‌ گری یا فوتوریسم یا فیوچوریسم (به انگلیسی: Futurism) یکی از جنبش‌های هنری اوایل قرن بیستم بود.
انقلابی ترین نگرش نسبت به جهان مدرن و مقتضیات و خصوصیات آن در جنبش فوتوریسمدر ایتالیا در پیش از جنگ جهانی اول ظهور کرد . بانیان و پدید آورندگان این مکتب فکری و هنری خواستار جهانی بودند که یکسره خود را با شرایط جدید به وجود آمده در اثر انقلاب صنعتی و ظهور تکنولوژی جدید تطبیق دهد و آنچه را که مربوط به گذشته و جهان قبل از صنعت مدرن است ، به بوته فراموشی ،و یا بعبارتی به زباله دان تاریخ بسپرد .

 بنیانگذار این سبک ، نویسنده و نقاش ایتالیایی فیلیپوتوماسو مارینتی تحصیل کرده دانشگاه سوربن فرانسه بود . وی درسال 19099 در روزنامه معروف فیگارو در پاریس منشو ر فوتوریسم را منتشر کرد. او در بخشی از این منشور می نویسد : ما تاکید می کنیم که زیبایی جهان توسط زیبایی جدیدی به نام سرعت ، غنای فزون تری یافته است .

 این جمله را می توان به موضوع اصلی این سبک تلقی کرد. این جنبش به سرعت حوزه فکری و هنری پیشرو در ایتالیا را تحت تاثیر قرار داد . در طی مدت کوتاهی ، نویسندگان ، نقاشان ، مجسمه سازان ، معماران ، طراحان صحنه ، موسیقیدانان و فیلمسازان معروف ایتالیا به این جنبش گرویدند . آنها معتقد بودند که تحولات بنیادی که با سرعتی شتابان جهان قرن جدید را تغییر داده ، باید در همه عرصه ها نمود و بروز پیدا کند و می بایست خود را کاملا در مسیر آهنگ این تحولات قرار داد . عصر حرکت و سرعت باید نمودی بارز در هنر مناسب این عصر داشته باشد . برای اولین بار پس از گذشت حدود سه قرن از ظهور سبک باروک در ایتالیا (قرن 17 ) بود که مجددا این کشور بعنوان خاستگاه اندیشه و سبکی جدید در هنر مطرح گردید.

 به همین دلیل پیروان این جنبش خود را نخستین جوانان ایتالیا پس از قرن ها خواندند . بعد از پیوستن یک معمار جوان و تازه فارغ التحصیل به نام آنتونیوسانت الیا و انتشار منشور معماری فوتوریست در سال 1914 توسط  وی ، سبک فوتوریسم رسماً وارد حوزه معماری شد . نکات مهم ذکر شده توسط سانت الیا در این منشور که زیر بنای فکری این جنبش در حیطه معماری و شهرسازی را تشکیل می داد به این قرار است :

ما در خیابانهایی که برای نیازهای بشر چهار، پنج، شش قرن پیش ساخته شده زندگی می کنیم . محاسبات براساس مقاومت مصالح ، استفاده از بتن آرمه و فولاد ، مانع از معماری به مفهوم قدیمی و کلاسیک شده است  .

 ما دیگر این احساس را نداریم که مردان کلیساهای بزرگ ، قصرها و تریبون ها هستیم . ما مردان هتلهای بزرگ ، ایستگاه های راه آهن ، خیابانهای وسیع ، بنادر عظیم ، بازارهای سر پوشیده ، رواقهای روشن ، جاده های مستقیم و تخریب های سودمند هستیم .
ما باید شهر فوتوریسم را همچون یک کارگاه کشتی سازی پهناور و پر هیاهو ، متحرک و فعال با تمام جزئیاتش ، ابداع و مجددا بازسازی کنیم . خانه فوتوریسم باید همانند یک ماشین عظیم باشد . آسانسور ها  دیگر نباید همچون سوراخ های کرم  در گوشه های راه پله پنهان شوند . خود قفسه راه پله به دلیل بلا استفاده بودن ، باید حذف شود . آسانسور ها می بایست همانند اژدهایی ساخته شده از آهن و شبیه بر  پیکر ساختمان بالا روند . خانه ساخته شده با بتن شیشه و آهن و عاری از نقاشی و مجسمه و غنی به سبب زیبایی خطوط و برجستگی هایش ، و بسیار بد رنگ به لحاظ سادگی مکانیکی اش ، با توجه به احتیاجات و نیازها و نه بر طبق قوانین شهرداری ساخته خواهد شد.
.بیایید بناهای تاریخی ، پیاده رو ها ، مارکیت ها و راه پله ها را واژگون کنیم . بیایید خیابانها و میدان ها را پایین ببریم و سطح شهر را بالا بیاوریم . همانگونه که پیشینیان منبع الهام خود در هنر را در طبیعت جست و جو می کردند ، ما باید منبع الهام خود را در جهان مکانیکی که بوجود آورده ایم پی جویی کنیم  . هر نسلی باید شهر خود را بسازد .




 سانت الیا در ابتدا تحت تاثیر نهضت هنر نو و خصوصا البریش  قرار داشت . اگر چه سانت الیا هیچ ساختمانی به سبک فوتوریسم احداث نکرد ، ولی کار بزرگ او علاوه بر تبیین منشور معماری فوتوریسم ، ترسیم شهر جدید مطابق با اصول نظری جنبش فوتوریسم بین سالهای 1914-1913 بود . تصاویر این شهر خیالی بسیار مدرن شامل یکسری آسمانخراشهای بسیار مرتفع ، بدون هیچگونه تزئینات و رجعت به تاریخ بود . از زیر و مجاور این سازه های بتنی و فولادی عظیم ، پل ها و خطوط ارتباطی برای اتومبیل ، قطار و مترو در چندین طبقه عبور می کرد . وی شهرهایی را در ذهن خود تصور کرده بود که مشابه آن در آن  زمان در اروپا وجود نداشت . شاید فقط نمونه های ناقص و ابتدایی آنها را می شد در نیویورک و شیکاگو ، پیش از جنگ جهانی اول در آمریکا مشاهده کرد . طرح های سانت الیا به اتفاق سایر طرفداران این جنبش ، از جمله ماریو چیاتونه و مارسلو نیزولی در سال 1914 در میلان در نمایشگاهی به نام «  گذارده شد و بسیار مورد توجه محافل هنری و معماری قرار گرفت . از سانت الیا حدود سیصد تصویر برجای مانده است .

آمبرتو بوتچونی نقاش ، پیکره ساز و نظریه پرداز ایتالیایی . او برجسته ترین هنرمند در جنبش فوتوریسم بود .  در رم زیر نظر بالا  هنر آموزی کرد .با بهره گیری از بیانیه ی فوتوریست مارینتی در سال (1909) «بیانیه ی فنی نقاشان فوتوریست»  را انتشار داد. در نمایش آثار فوتوریست ها در پاریس شرکت کرد و نظرات خود را در کتابی با عنوان  نقاشی  و پیکره سازی فوتوریست گرد آورد پس از نامنویسی برای خدمت سربازی در حادثه ای کشته شد  . پویش همزمان  و پیاپی سطوح در فضا ،  مهمترین مشغله ی ذهنی بوتچونی-  و بیشتر نقاشان فوتوریست بود او در پیکره هایش از کاربست خطهای سر راست خود داری میکرد و «نیروی شکل» و «نیروی رنگ» در اشیاء  بود  که تقابل شئ با محیطش را می نمود . او همچنین پیکره هایش را از تلفیق موادی چون آهن ، چوب، و شیشه  می ساخت . بوتچونی در کتاب خود مدعی شد که هدف فوتوریسم ترکیب تمامی لحظات ممکن برای ثبت پیچیدگیهای واقعیت است . ولی بر خلاف جهان نگری عینی کوبیسم ، نقاشی فوتوریست را بیان «حالتهای روح » می دانست از شاخص ترین آثارش،پرده ی  شهر بر می خیزد و مجسمه صور یگانه از استمرار در فضا است.

 شروع جنگ جهانی اول ، آغازی بود بر پایان جنبش فوتوریسم . در سال 1915 ایتالیا وارد جنگ شد و بسیاری از پیروان فوتوریسم با توجه به افکار ملی گرایانه خود و به طرفداری از افکار انقلابی فاشیست ها راهی جبهه های جنگ شدند . سانت الیا هم در جنگ شرکت کرد و یک سال بعد در سال 1916 در خط مقدم جبهه کشته شد . اگر چه بعد از پایان جنگ نمایشگاه هایی از کارهای فوتوریست ها در دهه 1920 و اوایل دهه 1930 بر گزار شد ، ولی اهمیت این جنبش بعد از جنگ چندان مورد توجه نبود . عمر جنبش فوتوریسم نسبتا کوتاه بود . هیچ ساختمان مهمی به این سبک ساخته نشد . این جنبش بعنوان یک نظریه فکری فراگیر فقط در شمال ایتالیا مطرح بود ولی با وجود همه این موارد ، به علت مباحث مطرح شده توسط نظریه پردازان این سبک ، که همه در راستای تبیین عصر جدید و خصوصیات و مقتضیات جهان مدرن بود ، این جنبش حائز اهمیت بسیار است . خصوصا در اشکال و تصاویر کشیده شده توسط سانت الیا و سایر معماران فوتوریسم ، شهرهایی به نمایش گذاشته شد که پس از نیم قرن ، یعنی در دهه 1960 ، به منصه ظهور رسید . سیطره اتومبیل و تکنولوژی باعث بوجود آمدن شهرهایی شد که تنها در تصور و ذهن این معماران انقلابی وجود داشت . مطالب نظری معماری فوتوریسم همچون توجه به علم و تکنولوژی و جهان آینده ، حمل و نقل سریع السیر ، گسست از گذشته ، حذف تزئینات ، بلند مرتبه سازی و نمایان کردن اجزای عملکردی و تکنولوژیک ساختمان ، همه مواردی بودند که بعد ها تاثیر بسیار زیادی بر افکار و طرح های معماران مدرن متعالی ، همچون کوربوزیه و گرو پیوس و همچنین سبک هایی چون کانستراکتیویسم (ساختارگرایی) وهای – تک داشتند .

 در پایان باید عنوان کرد که هنرمندان جنبش فوتوریسم ، زبان هنری عصر مدرن را بصورتی شفاف و عریان تبیین کردند و چهره جهان مدرن در قرن بیستم را بسیار پیش از سایرین در تصاویر خود نشان دادند .




نوع مطلب : آموزش، 
برچسب ها : فوتوریسم، هنر، هنر فوتوریسم، فوتوریسمی، هنری، سبک، سبک فوتوریسم،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 31 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک

آینده‌گری یا فوتوریسم یا فیوچوریسم (به انگلیسی: Futurism) یکی از جنبش‌های هنری اوایل قرن بیستم بود.
فتوریستها از گذشته بدشان میاید و مخصوصا از فکرهای گذشته در مورد هنر و سیاست خیلی بدشان میاید. آنها در جنبش فتوریست عشقی به سرعت، تکنولوژی و خشونت نشان می دهند. برای فتوریست‌ها ماشین، هوا پیما و شهرهای صنعتی نشانه‌های بسیار مهمی هستند بخاطر این که پیروزی انسان را بر طبیعت نشان میدادند.

اساس شیوه ی «فوتوریسم» بر این است که : «حرکت اشیاء در فضا درست مانند نوسانات نور یا صوت سبب افزایش و یا تغییر شکل آنها می شود. 
معمولاً ذات «حرکت» موضوع کارهای هنرمندان «فوتوریست» است . نقاشان فتوریسم موضوعات جدیدی را وارد نقاشی نمودند . مثال: «هیاهوی خیابان به درون اتاق نفوذ می‌کند»، «قطار تندرو»، «آیین دفن یک هرج و مرج طلب» و نظایر آن. 
نقاشان فوتوریست عمومن با تکرار حرکت شکل ها و خطوط سعی در نمایش حرکت و تغییر داعمی شکل ها داشتند.
از ضرب-آهنگ خطوط منحنی و شکسته در تابلو برای نمایش حرکت استفاده شده است.

نمونه ای از نقاشی های فتوریسم از اثار بورلیک

.


 

نمونه ای از نقاشی های فتوریسم از اثارCarlo Carrà

.

نمونه ای از نقاشی های فتوریسم از اثار بوسینی





نوع مطلب : آموزش، 
برچسب ها : فوتوریسم، هنرفوتوریسم، آشنایی با سبک، تعریف سبک، سبک هنری چیست، سبک هنری، هنر گرافیک،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 31 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک

بطور کلی هنرمندان فوتوریست تلاش می کردند تا جنبه های گوناگون زندگی ماشینی قرن بیستم را پرتوان و نیرومند و در عین حال خشن تصویر کنند. آنها با تکرار ، شکستن و در هم کردن اشکال به این خواسته نزدیک می شدند. حرکت را می شد در تلفیق پیاپی اشکال مجسم کرد ، همان گونه که در صحنه فیلمبرداری این کار انجام می گیرد.

امبرتو بوتچونی در بیانیه خود به سال 1910 م درباره اصل همزمانی و حرکت چنین نظر می دهد: " هرچیزی در حال حرکت است. هر چیزی میدود، هر چیزی شتابان می دود، پیکره ای که در برابر خود می بینیم هیچ گاه ساکن نمی شود بلکه تا ابد پدیدار و ناپدید می شود و دراثر پایداری تصویرها بر شبکیه چشم ، اجسام متحرک به تعداد بیشتر و یا شکلی دیگر دیده می شوند و هم چنین امواج در فضا از پی یکدیگر می آیند، مثلا اسبی که تاخت می دود ، چهار پا ندارد ، بیست پا دارد و حرکات این پاها مثلثی شکل است." (1)

اگرچه مرکز فعالیت فوتوریستها در میلان بود، ولی اولین " بیانیه فنی نقاشان فوتوریست " را امبرتو بوتچونی که از برجسته ترین هنرمندان این جنبش بود در رم انتشار داد. او همچنین نظریات خود را در کتاب دیگری تحت عنوان " نقاشی و پیکره سازی فوتوریستی" به سال 1914 گردآوری کرد. وی دراین کتاب هدف فوتوریسم را ترکیب تمامی لحظات ممکن برای ثبت پیچیدگیهای واقعیت بیان نمود و این ثبت پیچیدگیها را بیان حالتهای روحی می دانست. از دیگر مشغله های ذهنی بوتچونی حرکت همزمان سطوح در فضا بود او در ارتباط با درک این مفهوم به خلق آثاری دست زد که در آنها خطوط راست و یکنواخت وجود ندارد. تندیس "صور یگانه" یا " پیوستگی در فضا" یکی از آثار برجسته بوتچونی در این مقوله است. در اینجا او حرکت یک پیکره را در فضا به نمایش درآرده است. پیکره فردی در حال راه رفتن که به نظر می رسد در فضا در حال از هم گسستن و از هم متلاشی شدن است. " حذف مطلق و کامل خطوط مشخص و تندیس محصور، ما پیکره آدمی را از هم می گشاییم و در محیط محصورش می کنیم." (2)

 از دیگر مشغله های ذهنی بوتچونی حرکت همزمان سطوح در فضا بود او در ارتباط با درک این مفهوم به خلق آثاری دست زد که در آنها خطوط راست و یکنواخت وجود ندارد. تندیس "صور یگانه" یا " پیوستگی در فضا" یکی از آثار برجسته بوتچونی در این مقوله است. در اینجا او حرکت یک پیکره را در فضا به نمایش درآرده است. پیکره فردی در حال راه رفتن که به نظر می رسد در فضا در حال از هم گسستن و از هم متلاشی شدن است. " حذف مطلق و کامل خطوط مشخص و تندیس محصور، ما پیکره آدمی را از هم می گشاییم و در محیط محصورش می کنیم."

تصویر 1 یکی از آثار بوتچونی است که بازی نور و حرکت را در کارش مشخص می کند. او که به سال 1916 در یک تصادف از دنیا رفت در آخرین سالهای زندگی اش به خلق پیکره هایی پرداخت که کمک قابل توجهی به این جنبش هنری کرد. او کوشید پیکره ها یا اشیای را که خلق می کند با محیط اطرافش پیوند دهد و فضا به عنوان یک عنصر مهم در آثارش نقش بازی می کند. بوتچونی در پیکرتراشی از هر ماده ای استفاده می کرد و هیچ محدودیتی برای مواد کارش قائل نبود. شیشه، چوب ، مقوا، اهن، سیمان، چرم، پارچه، فلز ، مو و غیره وسایل کار او بودند و این نامحدودی مواد به کار او گسترش می داد.

هنرمندان فوتوریسم

جاکومو بالا در میان اعضای این گروه میانسال تر بود. او نیز در رم مشغول به کار بودو در آثارش تاکید بسیار بر حرکت و دیدهای همزمان داشت. او در این ارتباط سعی می کرد شکلهای مختلف حرکتی اشیا را به تصویر درآورد. تابلوی " حرکت یک سگ با ریسمان" (تصویر2) توله سگی را در حال دویدن نمایش می دهد. به واسطه دویدن حالتهای مختلفی در دستها ، پاها، دم، بدن و سر سگ ایجاد شده است ک همچون فیلم متحرکی در صحنه یک تابلو به تصویر درآمده است.بالا که در آثار خود به مفهوم نوینی در حرکت فرم رسیده بود، بعدها به سمت انتزاع گری پیش رفت.

جینو سورینی، از دیگر اعضای پایه گذار جنبش فوتوریستی ، تقریبا تمامی عمر هنری خود را در پاریس گذراند. او بیش از هنرمندان هم شیوه اش به کوبیستها احساس نزدیکی می کرد و پس ا ز جنگ جهانی اول نیز به کوبیستها پیوست. او در کتابی تحت عنوان " کوبیسم تا کلاسیسیزم" که به سال 1921 م نوشت، نظرات خود را در باب هنر ارائه داد.

کارلو کارا اگرچه از نقاشان فوتوریستی به حساب می آمد و بیانیه سال 1910 را نیز امضا کرده است، ولی خصیصه نقاشی های او نیز بیشتر به کوبیسم نزدیک می شود.

مارسل دوشان نقاش فرانسوی از دیگر هنرمندانی است که اثر معروفش " زنی از پلکان پایین می آید" نگاهی فوتوریستی را به مخاطب القا می کند. گرچه او هرگز خود را یک نقاش فوتوریست قلمداد نکرد ولی دراین اثر و چند اثر دیگر به شیوه نگاه فوتوریستها در باب حرکت نزدیک شده است.





نوع مطلب : آموزش، 
برچسب ها : فوتوریسم، سبک هنری، سبک نقاشی، سبک، سبکها، سبک فوتوریسم، س،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 31 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک

ابزار نقاشی

• قلم موی نقاشی 
• کاردک 
• پالت (از جنس چوب یا پلاستیک که در هنگام نقاشی رنگ را روی آن قرار داده و استفاده می کنند) 
• اسفنج 
• گیره 
• سه پایه 
• قوطی اسپری رنگ 
• اسپری رنگی دارای هوای فشرده

تکنیکهای نقاشی

• رنگ زنی غلیظ 
• آبرنگ 
• لعاب دادن 
• نقاشی یا رنگ مومی ( نقاشی یا رنگی که با موم آب کرده بسازند) 
• نقاشی دیواری که معروفترین نوع آن فرسکو می باشد. 
• سایش و نقاشی نقطه ای 
• فوماتو 
• سامی – ای 
• کلاژ 
• نقاشی بر روی تخته 
• نقاشی یا اسپری « گرافیتی ) 
• (نقاشی) با مواد جدید 
• نقاشی یا کامپیوتر

حلال های رنگ

حلال ماده ای است که رنگدانه در آن حل یا قرار داده می شود. تقریباً تمامی حلالهای طراحی در نقاشی نیز قابل استفاده هستند.

برخی از آنها عبارتند از :

• رنگ روغن ، شامل رنگهای جدید قابل اختلاط با آب 
• رنگ اکریلیک 
• سایه روشن 
• رنگ انگشتی 
• مرکب 
• پاستل ، شامل پاستل خشک ، پاستل روغنی و موادهای پاستل 
• تمپرا (رنگهای آمیخته تا زرده تخم مرغ) 
• رنگ مومی 
• آبرنگ

What is Art7 هنر نقاشی چیست؟

سبک های معروف نقاشی

سبک های نقاشی می توانند با روشهای بکارگیری و یا با توجه به جنبش هنری که بیشترین تطبیق را با مشخصات غالب و حاکمی که نقاشی نشان می دهد دارند، مشخص شوند. سبک های معروف عبارتند از:

• رئالیسم (واقع گرایی) 
• امپرسیونیسم (برداشت گرایی) 
• پوینتولیسم 
• هنر ابتدایی 
• کوبیسم (حجم گری) 
• مدرنیسم (نوگرایی) 
• آبستره (انتزاعی) 
• پست مدرنیسم (فرا نوین) 
• آوانگارد (پیشگام ، وابسته به مکتب های هنری نوین و غیر سنتی) 
• ساختار گرایی 
• کتاره سخت 
• گرافیتی 
• نقاشی اصیل ایرانی

اصطلاحات معمول نقاشی

• تمثیل 
• بادگن 
• پوینیلیسم (گذاشتن نقطه های رنگین روی سطح سفید) 
• فانتزی 
• نقاشی فیگور (پیکر) 
• تصویر سازی 
• صنعتی 
• منظره 
• طبیعت گرا 
• چهره 
• علمی تخیلی 
• طبیعت بی جان 
• سورئالیسم (فرا واقع گرایی) 
• جنگ





نوع مطلب : آموزش، 
برچسب ها : ابزار، اکریلیک، گواش، مرکب، قلم، قلم مو، قلم نی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 30 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک

ساختگی بودن، حساسیت، و هنر نقاشی های بغداد از طرحهای کشیده شده در کتاب “خمسه نظامی” کاملا مشهود است. این قطعه با ارزش و فوق العاده هم اکنون در موزه بریتانیا قرار دارد. در این قسمت از معماران و مهندسان مشغول ساختمان سازی هستند. این نقاشی در سال ۱۴۹۴ میلادی در هرات نقاشی شده است. 
بهزاد، بهترین استاد سبک مدرسه هراتی، این هنر را بسیار بسط داد. او سبک را اختراع کرد که قبل از او هرگز استفاده نشده بود. 
یکی از برجسته ترین کارها کتاب شاهنامه فردوسی است که در کتابخانه گلستان ایران قرار دارد. این شاهنامه در زمان سلطان بایسغر که یکی از شاهزادگان تیموری بود؛ به سبک مدرسه هراتی نقاشی شده است. 
نقاشی های این کتاب از نگاه رنگ آمیزی و تناسب ترکیب دهنده تصاویر، در بالاترین حد زیبایی و استحکام قرار دارد. 
در دوران صفویه مرکزیت هنر به شهر تبریز آمد. و برخی از هنرمندان هم در شهر قزوین ماندگار شدند. اما اصل سبک نقاشی صفویه در شهر اصفهان بوجود آمد. 
مینیاتورهای ایرانی، در دوره صفویه در شهر اصفهان، از سبک چینی جدا شده و قدم در راهی جدید نهاد. این نقاشان بعدها به سبک طبیعی متمایل شدند. رضا عباسی مؤسس سبک “مدرسه نقاشی صفوی” بود. در نقاشی های دوران صفوی دگرگونی بسیار عالی در نقاشی ایرانی رخ داد. طرحهای این دوره یکی از بهترین و زیبا ترین و با سلیقه ترین طرحهای نقاشان ایرانی است که نشان دهنده ذوق نقاشان ایرانی است. 
مینیاتورهای خلق شده در این دوره(مدرسه صفوی)، هیچکدام منحصراً با هدف مزین کردن کتابها کشیده نشده اند. سبک صفوی بسیار بهتر و ملایم تر از سبک مدرسه تیموریان (هراتی) و مخصوصاً سبک مغولی است. 
در نقاشی نقاشان دوران صفوی آشکار شدن تخصص آنها در این رشته بوضوح مشخص است. بهترین معرف از این دوره نقاشی های هستند که در عمارت چهل ستون و عالی قاپو کشیده شده است. 
در نقاشی های صفوی، موضوع اصلی شکوه و زیبایی این دوره است. موضوعات نقاشی ها بیشتر حول محور بارگاه سلاطین، اشراف زادگان، کاخ های زیبا، مناظر زیبا و صحنه هایی از جنگ ها است. 
در این نقاشی ها انسانها با لباسهای پرخرج نخ کشی، صورتهایی زیبا و مجسمه های ظریف رنگین به طور پر هیجان روشن به تصویر کشیده شده است. هنر نقاشی در طول دوران صفوی هم زیاد و هم دارای کیفیت بهتر شد. در این نقاشی ها آزادی بیشتر و مهارت و دقت بیشتر مشهود است.

هنرمندان بیشتر به اصول کلی پرداخته و از جزئیات غیر ضروری اجتناب، که در شیوه هراتی و تبریزی بکار رفته بود، خودداری کردند. صافی خطوط، بیان زود احساسات و متراکم شدن موضوعات از مشخصات سبک نقاشی صفوی است. از آنجاییکه در اواخر دوران صفوی، از لحاظ جنبه فکری اختلافات جزئی در رنگ آمیزی بوجود آورد، میتوان به ظهور سبک اروپایی در این نقاشی ها پی برد. 
نقاشی های دوران قاجاریه (قرن شانزدهم میلادی) یک ترکیبی از سبک هنرهای اروپایی کلاسیک و سبک و تکنیک مینیاتورهای دوران صوفی است. در این دوران “محمد غفاری (کمال الملک)” سبک کلاسیک اروپایی را در ایران رواج داد. در این دوران سبکی از نقاشی بوجود آمد که بنام “قهوه خانه” شناخته شد. این نوع نقاشی یک پدیده جدید در تاریخ هنر ایرانی است. سبک “قهوه خانه” عامه پسند و مذهبی است. موضوعات این سبک بیشتر تصاویر پیامبران و امامان، شعائر مذهبی، جنگها و نام آوران ملی بودند. “قهوه خانه ها” رفته رفته جای خود را در بین مردم معمولی باز نمودند. 
در این مکان داستان سرایان و نقالان داستانهای حماسی و مذهبی را برای مردم بازگو میکردند. هنرمندان همان داستانها را بر روی دیوارهای این “قهوه خانه ها” نقاشی کرده بودند. قبلا در گذشته که پادشاهان و اشراف زادگان نقاشان را پشتیبانی میکردند؛ اما اینبار هنرمندان به درخواست مردم عادی آن مناظر را بر روی دیوارها میکشیدند و به این کار علاقمند بودند. 
در بیشتر این قهوه خانه ها این مناظر که بیشتر به درخواست عمومی بود رنگ آمیزی شده بود. زیباترین مثالها در موزه اصلی تهران و همینطور در بعضی از موزه های خصوصی داخل و خارج از کشور نگهداری میشود. نقاشی های ایرانی، یک نوع ملاحت را که بی شباهت به هر چیز دیگر است به تماشاگر عرضه میکند.

What is Art2 هنر نقاشی چیست؟
آنها یک ارتباط بیکران با داستانهای حماسی نگه داشته اند. نقاشی ایرانی، بعنوان یکی از بزرگترین سبکهای نقاشی در آسیا مطرح است. آسمان های روشن (آبی)، زیبایی شگفت انگیز شکوفه ها و در میان آنها انسانهایی که دوست میدارند و انسانهایی که تنفر دارند، خوشگذران و افسرده، به موضوعات مختلف نقاشان ایرانی شکل میدهند.
ایران به دنیا یک هنر مخصوص را عرضه کرده است که در نوع خودش بی مانند است. (Basil Gray )
تاریخ هنر نقاشی در ایران به زمان غارنشینی برمیگردد. در غارهای استان لرستان تصاویر نقاشی شده از حیوانات و تصاویر کشف شده است. نقاشیها بوسیله (W.Semner) بر روی دیواره های ساختمانها در ملایر و فارس که به 5000 سال پیش تعلق دارند کشف شده است. 
نقاشی های کشف شده در مناطق تپه سیالک و لرستان بر روی ظروف سفالی، ثابت می کند که هنرمندان این مناطق با هنر نقاشی آشنایی داشته اند.

همچنین نقاشیهایی از دوران اشکانیان، نقاشی های معدودی بر روی دیوار، که بیشتر آنها از قسمتهای شمالی رودخانه فرات بدست آمده، کشف شده است. یکی از این نقاشیها منظره یک شکار را نشان میدهد. وضعیت سوارها و حیوانات و سبک بکار رفته در این نقاشی ما را بیاد منیاتورهای ایرانی می اندازد. 
در نقاشیهای دوران هخامنشی، نقاشی از روی چهره بر سایر نقاشی های دیگر تقدم داشت. تناسب و زیبایی رنگها از این دوران، بسیار جالب توجه است. نقاشی ها بدون سایه و با همدیگر هماهنگی دارند. در بعضی از موارد، سطوح سیاه پر رنگ را محدود کرده اند. 
مانی، (پیامبر و نقاش ایرانی)، که در قرن سوم زندگی میکرد، یک نقاش با تجربه و ماهر بود. نقاشی های او یکی از معجزاتش بود. 
نقاشی (Torfan) که در صحرای گال استان ترکستان در چین بدست آمد، مربوط است 
بسال 840 تا 860 بعد از میلاد. 
این نقاشی های دیوارنما مناظر و تصاویر ایرانی را نمایش میدهند. همچنین تصاویر شاخه های درختی در این نقاشی ها وجود دارند. باستانی ترین نقاشی های دوران اسلامی، که بسیار کمیاب است، در نیمه نخست قرن سیزدهم به وجود آمده بودند. مینیاتورهای ایرانی (طرح های خوب و کوچک) بعد از سقوط بغداد در سال 1285 میلادی بوجود آمدند. از آغاز قرن چهاردهم کتابهای خطی بوسیله نقاشی از صحنه های جنگ و شکار تزئین شدند.
چین از قرن هفتم به بعد به عنوان یک مرکز هنری، مهمترین انگیزه برای هنر نقاشی در ایران بود. از آن به بعد یک رابطه بین نقاشان بودائی چینی و نقاشان ایرانی بوجودامده است.

از لحاظ تاریخی، مهمترین تکامل در هنر ایرانی، تقبل طرحهای چینی بوده است که با رنگ آمیزی که ادراک ویژه هنرمندان ایرانی است مخلوط شده بود. زیبایی و مهارت خارق العاده نقاشان ایرانی واقعاً خارج از توصیف است. در قرن اول اسلامی، هنرمندان ایرانی زینت دادن به کتابها را شروع کردند. 
کتابها با سرآغاز و حاشیه های زیبا رنگ آمیزی و تزئین شده بود. این طرحها و روشها از یک نسل به نسل دیگر با همان روش و اصلوب منتقل می شد، که معروف است به “هنر روشن سازی”. هنر روشن سازی و زیبا کردن کتابها در زمان سلجوقیان و مغول و تیموریان پیشرفت زیادی کرد. شهرت نقاشی های دوران اسلامی شهرت خود را از مدرسه بغداد داشت. 
مینیاتورهای مدرسه بغداد، کلاً سبک و روشهای نقاشی های معمولی پیش از دوره اسلامی را گم کرده است. این نقاشی های اولیه و بدعت کارانه فشار هنری لازم را ندارند. مینیاتورهای مدرسه بغداد اصلاً متناسب نیستند. تصاویر نژاد سامی را نشان میدهد؛ و رنگ روشن استفاده شده در آن نقاشی را. هنرمندان مدرسه بغداد پس از سالها رکود مشتاق بودند که آیین تازه ای را بوجود آورده و ابتکار کنند. نگاه های مخصوص این مدرسه، در طرح حیوانات و با تصاویر شرح دادن داستانها است. 
اگر چه مدرسه بغداد، هنر پیش از دوره اسلامی را تا حدی در نظر گرفته بود، که بسیار سطحی و بدوی بود، در همان دوره هنر مینیاتور ایرانی در تمام قلمرو اسلامی از آسیای دور تا آفریقا و اروپا پخش شده بود.

از میان کتابهای مصور به سبک بغداد میتوان به کتاب “کلیله و دمنه” اشاره کرد. تصاویر نامتناسب و بزرگتر از حد معمول رنگ شده است؛ و فقط رنگهای معدودی در این نقاشیها بکار رفته است. 
بیشتر کتابهای خطی قرن سیزدهم، افسانه ها و داستانها، با تصاویری از حیوانات و سبزیجات تزئین شده است. یکی از قدیمی ترین کتابهای کوچک طراحی شده ایرانی بنام “مناف الحیوان” در سال 1299 میلادی بوجود آمده است. این کتاب مشخصات حیوانات را شرح میدهد. در این کتاب تاریخ طبیعی با افسانه در هم آمیخته شده است. 
موضوعات این کتاب که تصاویر بسیاری دارد، برای آشنایی با هنر نقاشی ایرانی بسیار مهم است. رنگها روشن تر و از روش مدرسه بغداد که روشی قدیمی بود جلوتر است. 
پس از هجوم مغولان، یک مدرسه جدید در ایران به نظر میرسید. این مدرسه تحت تأثیر از هنر چینی و سبک مغول بود. این نقاشی ها همه خشک و بی حرکت و خالص و یکسان، مانند سبک چینی است. 
بعد از حمله مغول به ایران، آنها تحت تأثیر از هنر ایرانی، نقاشان و هنرمندان را تشویق کردند. در میان نقاشی های هنرمندان ایرانی میتوان سبک مغول هم مشاهده کرد، لطافت ها، ترکیبات آرایشی، و خطوط کوتاه خوب که میتوان آنها را بشمار آورد. نقاشی های ایرانی بصورت خطی و نه ابعادی می باشد. هنرمندان در این زمینه از خود یک خلاقیت و اصالت نشان داده اند. 
هنرمندان مغول دادگاه سلطنتی نه فقط به تکنیک بلکه به موضوعات ایرانی هم احترام گذاشتند. یک بخش از کارشان شرح دادن به آثار ادبی ایران مانند شاهنامه فردوسی بود. میان موضوعات مختلف بیشترین علاقه آنها به تصویریسم (کتابهای با تصاویر زیاد) بود.

What is Art4 هنر نقاشی چیست؟
بر خلاف مدارس مغول و بغداد بیشترین کارها از مدرسه هرات بجا مانده است. مؤسس این سبک نقاشی مدرسه هرات بود؛ که از نیاکان تیموریان بودند و این مدرسه را بخاطر محل تأسیس آن مدرسه هراتی نامیدند. 
متخصاص هنر نقاشی بر این باورند، که نقاشی در ایران در دوران تیموری به اوج خود رسیده بود. در طول این دوره استادان برجسته ای، همچون کمال الدین بهزاد، یک متد جدید را به نقاشی ایران عرضه کرد. در این دوره (تیموریان) که از سال 1370 تا 1405 میلادی به طول انجامید؛ هنر نقاشی و کوچک سازی به بالاترین درجه کمال رسیده و بسیاری از نقاشان مشهور عمرشان را بر سر اینکار گذاشته اند. 
دو کتاب با ارزش از زمان بایسغر باقی مانده است؛ یکی کتاب “کلیله و دمنه” و دیگری کتاب “شاهنامه”. هنر کوچک ایرانی در کتاب شاهنامه که در سال 1444 میلادی در شیراز رنگ آمیزی شده است، بخوبی مشخص است. 
یکی از این طرح ها نشان دادن یک منظره زیبا از یک دادگاه ایرانی است که به سبک چینی رنگ آمیزی شده است. کاشی های سفید و آبی ایرانی همراه با فرشهای زیبای ایرانی بصورت هندسی نقش شده است. در یکی از کتابهای دستنویس “خمسه نظامی گنجوی”، سیزده مینیاتور زیبا بوسیله “میرک” کشیده شده است. 
ساختگی بودن، حساسیت، و هنر نقاشی های بغداد از طرحهای کشیده شده در کتاب “خمسه نظامی” کاملا مشهود است. این قطعه با ارزش و فوق العاده هم اکنون در موزه بریتانیا قرار دارد. در این قسمت از معماران و مهندسان مشغول ساختمان سازی هستند. این نقاشی در سال 1494 میلادی در هرات نقاشی شده است. 
بهزاد، بهترین استاد سبک مدرسه هراتی، این هنر را بسیار بسط داد. او سبک را اختراع کرد که قبل از او هرگز استفاده نشده بود. 
یکی از برجسته ترین کارها کتاب شاهنامه فردوسی است که در کتابخانه گلستان ایران قرار دارد. این شاهنامه در زمان سلطان بایسغر که یکی از شاهزادگان تیموری بود؛ به سبک مدرسه هراتی نقاشی شده است. 
نقاشی های این کتاب از نگاه رنگ آمیزی و تناسب ترکیب دهنده تصاویر، در بالاترین حد زیبایی و استحکام قرار دارد.

در دوران صفویه مرکزیت هنر به شهر تبریز آمد. و برخی از هنرمندان هم در شهر قزوین ماندگار شدند. اما اصل سبک نقاشی صفویه در شهر اصفهان بوجود آمد. 
مینیاتورهای ایرانی، در دوره صفویه در شهر اصفهان، از سبک چینی جدا شده و قدم در راهی جدید نهاد. این نقاشان بعدها به سبک طبیعی متمایل شدند. رضا عباسی مؤسس سبک “مدرسه نقاشی صفوی” بود. در نقاشی های دوران صفوی دگرگونی بسیار عالی در نقاشی ایرانی رخ داد.

What is Art3 هنر نقاشی چیست؟
طرحهای این دوره یکی از بهترین و زیبا ترین و با سلیقه ترین طرحهای نقاشان ایرانی است که نشان دهنده ذوق نقاشان ایرانی است. مینیاتورهای خلق شده در این دوره(مدرسه صفوی)، هیچکدام منحصراً با هدف مزین کردن کتابها کشیده نشده اند. سبک صفوی بسیار بهتر و ملایم تر از سبک مدرسه تیموریان (هراتی) و مخصوصاً سبک مغولی است. 
در نقاشی نقاشان دوران صفوی آشکار شدن تخصص آنها در این رشته بوضوح مشخص است. بهترین معرف از این دوره نقاشی های هستند که در عمارت چهل ستون و عالی قاپو کشیده شده است. 
در نقاشی های صفوی، موضوع اصلی شکوه و زیبایی این دوره است. موضوعات نقاشی ها بیشتر حول محور بارگاه سلاطین، اشراف زادگان، کاخ های زیبا، مناظر زیبا و صحنه هایی از جنگ ها است.

در این نقاشی ها انسانها با لباسهای پرخرج نخ کشی، صورتهایی زیبا و مجسمه های ظریف رنگین به طور پر هیجان روشن به تصویر کشیده شده است. هنر نقاشی در طول دوران صفوی هم زیاد و هم دارای کیفیت بهتر شد. در این نقاشی ها آزادی بیشتر و مهارت و دقت بیشتر مشهود است. 
هنرمندان بیشتر به اصول کلی پرداخته و از جزئیات غیر ضروری اجتناب، که در شیوه هراتی و تبریزی بکار رفته بود، خودداری کردند. صافی خطوط، بیان زود احساسات و متراکم شدن موضوعات از مشخصات سبک نقاشی صفوی است. از آنجاییکه در اواخر دوران صفوی، از لحاظ جنبه فکری اختلافات جزئی در رنگ آمیزی بوجود آورد، میتوان به ظهور سبک اروپایی در این نقاشی ها پی برد. 
نقاشی های دوران قاجاریه (قرن شانزدهم میلادی) یک ترکیبی از سبک هنرهای اروپایی کلاسیک و سبک و تکنیک مینیاتورهای دوران صوفی است. در این دوران “محمد غفاری (کمال الملک)” سبک کلاسیک اروپایی را در ایران رواج داد. در این دوران سبکی از نقاشی بوجود آمد که بنام “قهوه خانه” شناخته شد. این نوع نقاشی یک پدیده جدید در تاریخ هنر ایرانی است. سبک “قهوه خانه” عامه پسند و مذهبی است. موضوعات این سبک بیشتر تصاویر پیامبران و امامان، شعائر مذهبی، جنگها و نام آوران ملی بودند. “قهوه خانه ها” رفته رفته جای خود را در بین مردم معمولی باز نمودند. در این مکان داستان سرایان و نقالان داستانهای حماسی و مذهبی را برای مردم بازگو میکردند. هنرمندان همان داستانها را بر روی دیوارهای این “قهوه خانه ها” نقاشی کرده بودند. قبلا در گذشته که پادشاهان و اشراف زادگان نقاشان را پشتیبانی میکردند؛ اما اینبار هنرمندان به درخواست مردم عادی آن مناظر را بر روی دیوارها میکشیدند و به این کار علاقه مند بودند. 
در بیشتر این قهوه خانه ها این مناظر که بیشتر به درخواست عمومی بود رنگ آمیزی شده بود. زیباترین مثالها در موزه اصلی تهران و همینطور در بعضی از موزه های خصوصی داخل و خارج از کشور نگهداری میشود. نقاشی های ایرانی، یک نوع ملاحت را که بی شباهت به هر چیز دیگر است به تماشاگر عرضه میکند. آنها یک ارتباط بیکران با داستانهای حماسی نگه داشته اند. نقاشی ایرانی، بعنوان یکی از بزرگترین سبکهای نقاشی در آسیا مطرح است. آسمان های روشن (آبی)، زیبایی شگفت انگیز شکوفه ها و در میان آنها انسانهایی که دوست میدارند و انسانهایی که تنفر دارند، خوشگذران و افسرده، به موضوعات مختلف نقاشان ایرانی شکل میدهند.






نوع مطلب : آموزش، 
برچسب ها : نقاشی، تاریخچه نقاشی، 2، ن، ق، ش،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 30 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک

تاریخچه نقاشی در ایران

تاریخ هنر نقاشی در ایران به زمان غارنشینی برمیگردد. در غارهای استان لرستان تصاویر نقاشی شده از حیوانات و تصاویر کشف شده است. 
نقاشی های کشف شده در مناطق تپه سیالک و لرستان بر روی ظروف سفالی، ثابت می کند که هنرمندان این مناطق با هنر نقاشی آشنایی داشته اند. 
همچنین نقاشیهایی از دوران اشکانیان، نقاشی های معدودی بر روی دیوار، که بیشتر آنها از قسمتهای شمالی رودخانه فرات بدست آمده، کشف شده است. یکی از این نقاشیها منظره یک شکار را نشان میدهد. وضعیت سوارها و حیوانات و سبک بکار رفته در این نقاشی ما را بیاد منیاتورهای ایرانی می اندازد. 
در نقاشیهای دوران هخامنشی، نقاشی از روی چهره بر سایر نقاشی های دیگر تقدم داشت. تناسب و زیبایی رنگها از این دوران، بسیار جالب توجه است. نقاشی ها بدون سایه و با همدیگر هماهنگی دارند. در بعضی از موارد، سطوح سیاه پر رنگ را محدود کرده اند. 
مانی، (پیامبر و نقاش ایرانی)، که در قرن سوم زندگی میکرد، یک نقاش با تجربه و ماهر بود. نقاشی های او یکی از معجزاتش بود. 
نقاشی (Torfan) که در صحرای گال استان ترکستان در چین بدست آمد، مربوط است بسال ۸۴۰ تا ۸۶۰ بعد از میلاد. 
این نقاشی های دیوارنما مناظر و تصاویر ایرانی را نمایش میدهند. همچنین تصاویر شاخه های درختی در این نقاشی ها وجود دارند. باستانی ترین نقاشی های دوران اسلامی، که بسیار کمیاب است، در نیمه نخست قرن سیزدهم به وجود آمده بودند. 
مینیاتورهای ایرانی (طرح های خوب و کوچک) بعد از سقوط بغداد در سال ۱۲۸۵ میلادی بوجود آمدند. از آغاز قرن چهاردهم کتابهای خطی بوسیله نقاشی از صحنه های جنگ و شکار تزئین شدند. 
چین از قرن هفتم به بعد به عنوان یک مرکز هنری، مهمترین انگیزه برای هنر نقاشی در ایران بود. از آن به بعد یک رابطه بین نقاشان بودائی چینی و نقاشان ایرانی بوجود آمده است. 
از لحاظ تاریخی، مهمترین تکامل در هنر ایرانی، تقبل طرحهای چینی بوده است که با رنگ آمیزی که ادراک ویژه هنرمندان ایرانی است مخلوط شده بود. زیبایی و مهارت خارق العاده نقاشان ایرانی واقعاً خارج از توصیف است. در قرن اول اسلامی، هنرمندان ایرانی زینت دادن به کتابها را شروع کردند.

کتابها با سرآغاز و حاشیه های زیبا رنگ آمیزی و تزئین شده بود. این طرحها و روشها از یک نسل به نسل دیگر با همان روش و اصلوب منتقل می شد، که معروف است به “هنر روشن سازی”. هنر روشن سازی و زیبا کردن کتابها در زمان سلجوقیان و مغول و تیموریان پیشرفت زیادی کرد. شهرت نقاشی های دوران اسلامی شهرت خود را از مدرسه بغداد داشت. 
مینیاتورهای مدرسه بغداد، کلاً سبک و روشهای نقاشی های معمولی پیش از دوره اسلامی را گم کرده است. این نقاشی های اولیه و بدعت کارانه فشار هنری لازم را ندارند. 
مینیاتورهای مدرسه بغداد اصلاً متناسب نیستند. تصاویر نژاد سامی را نشان میدهد؛ و رنگ روشن استفاده شده در آن نقاشی را. هنرمندان مدرسه بغداد پس از سالها رکود مشتاق بودند که آیین تازه ای را بوجود آورده و ابتکار کنند. نگاه های مخصوص این مدرسه، در طرح حیوانات و با تصاویر شرح دادن داستانها است. 
اگر چه مدرسه بغداد، هنر پیش از دوره اسلامی را تا حدی در نظر گرفته بود، که بسیار سطحی و بدوی بود، در همان دوره هنر مینیاتور ایرانی در تمام قلمرو اسلامی از آسیای دور تا آفریقا و اروپا پخش شده بود. 
از میان کتابهای مصور به سبک بغداد میتوان به کتاب “کلیله و دمنه” اشاره کرد. تصاویر نامتناسب و بزرگتر از حد معمول رنگ شده است؛ و فقط رنگهای معدودی در این نقاشیها بکار رفته است. 
بیشتر کتابهای خطی قرن سیزدهم، افسانه ها و داستانها، با تصاویری از حیوانات و سبزیجات تزئین شده است. یکی از قدیمی ترین کتابهای کوچک طراحی شده ایرانی بنام “مناف الحیوان” در سال ۱۲۹۹ میلادی بوجود آمده است. این کتاب مشخصات حیوانات را شرح میدهد. در این کتاب تاریخ طبیعی با افسانه در هم آمیخته شده است.

موضوعات این کتاب که تصاویر بسیاری دارد، برای آشنایی با هنر نقاشی ایرانی بسیار مهم است. رنگها روشن تر و از روش مدرسه بغداد که روشی قدیمی بود جلوتر است. 
پس از هجوم مغولان، یک مدرسه جدید در ایران به نظر میرسید. این مدرسه تحت تأثیر از هنر چینی و سبک مغول بود. این نقاشی ها همه خشک و بی حرکت و خالص و یکسان، مانند سبک چینی است. 
بعد از حمله مغول به ایران، آنها تحت تأثیر از هنر ایرانی، نقاشان و هنرمندان را تشویق کردند. در میان نقاشی های هنرمندان ایرانی میتوان سبک مغول هم مشاهده کرد، لطافت ها، ترکیبات آرایشی، و خطوط کوتاه خوب که میتوان آنها را بشمار آورد. نقاشی های ایرانی بصورت خطی و نه ابعادی می باشد. هنرمندان در این زمینه از خود یک خلاقیت و اصالت نشان داده اند. 
هنرمندان مغول دادگاه سلطنتی نه فقط به تکنیک بلکه به موضوعات ایرانی هم احترام گذاشتند. یک بخش از کارشان شرح دادن به آثار ادبی ایران مانند شاهنامه فردوسی بود. میان موضوعات مختلف بیشترین علاقه آنها به تصویریسم (کتابهای با تصاویر زیاد) بود. 
بر خلاف مدارس مغول و بغداد بیشترین کارها از مدرسه هرات بجا مانده است. مؤسس این سبک نقاشی مدرسه هرات بود؛ که از نیاکان تیموریان بودند و این مدرسه را بخاطر محل تأسیس آن مدرسه هراتی نامیدند. 
متخصاص هنر نقاشی بر این باورند، که نقاشی در ایران در دوران تیموری به اوج خود رسیده بود. در طول این دوره استادان برجسته ای، همچون کمال الدین بهزاد، یک متد جدید را به نقاشی ایران عرضه کرد. در این دوره (تیموریان) که از سال ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۵ میلادی به طول انجامید؛ هنر نقاشی و کوچک سازی به بالاترین درجه کمال رسیده و بسیاری از نقاشان مشهور عمرشان را بر سر اینکار گذاشته اند. 
دو کتاب با ارزش از زمان بایسغر باقی مانده است؛ یکی کتاب “کلیله و دمنه” و دیگری کتاب “شاهنامه”. هنر کوچک ایرانی در کتاب شاهنامه که در سال ۱۴۴۴ میلادی در شیراز رنگ آمیزی شده است، بخوبی مشخص است. 
یکی از این طرح ها نشان دادن یک منظره زیبا از یک دادگاه ایرانی است که به سبک چینی رنگ آمیزی شده است. کاشی های سفید و آبی ایرانی همراه با فرشهای زیبای ایرانی بصورت هندسی نقش شده است. در یکی از کتابهای دستنویس “خمسه نظامی گنجوی”، سیزده مینیاتور زیبا بوسیله “میرک” کشیده شده است.






نوع مطلب : آموزش، 
برچسب ها : نقاشی ها، تاریخچه نقاشی، نقاشی تاریخچه، هنرمند، قلم،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 30 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک

قدمت نقاشی در بین انسانها ، شش برابر قدمت استفاده از زبان نوشتاری است. در قیاس با نقاشی ، طراحی ، سلسله عملیات ایجاد یک سری اثر و نشانه با استفاده از فشار آوردن یا حرکت ابزاری بر روی یک سطح است. ک روش قابل اجرا برای تزئین دیوارهای یک اتاق با استفاده از نقاشی در ساختار زئیات کار موجود است. ین مقاله بیشتر درباره نقاشی وری سطوح به دلایل و اهداف هنری است . نقاشی از نظر بسیاری افراد، در زمره مهمترین شکلهای هنر قرار دارد. تاریخ نقاشی قدیمی ترین نقاشی ها در دنیا که متعلق به حدود 32000 هزار سال قبل می باشد، در گروته شاوه فرانسه قرار دارد. این نقاشی ها که با استفاده از افرای قرمز و رنگ دانه سیاه حکاکی و رنگ شده اند، تصاویری از اسب ها ، کرگدن ها، شیرها، بوفالوها و ماموت ها را نشان می دهند. اینها نمونه هایی از نقاشی در غار هستند که در تمام دنیا وجود دارند. امروزه ،بسیاری از آثار شناخته شده و مشهور هنری مانند مونالیزا نقاشی هستند. در حال حاضر اختلاف نظرهای جزئی در مورد کاملا هنری بودن آثاری که به روشهای غیر سنتی و با روش های غیر از شیوه های کلاسیک خلق می شوند وجود دارد.از لحاظ مفهومی هنرمندانی که از صدا ، نور ، آتش بازی ، چاپگرجوهرافشان ، پیکسل های صفحه مانیتور و حتی پاستل یا مواد دیگر استفاده می کنند، یا رنگهای آمیخته با زرده تخم مرغ را بکار می برند، یکسان هستند. در نتیجه به اغلب کارهای هنری ، نقاشی گفته می شود. درباره رنگ رنگ ترکیبی از رنگدانه ، حلال ، چسپاننده و در برخی موارد تسریع یا کند کننده ای برای خشک شدن ، بهبود دهنده بافت ، تثبت کننده و یا هر ماده اصلاح کننده دیگری است. قبل از آنکه رنگ بر روی بوم قرار گیرد، معمولا ابتدا آن را آغشته به نوعی زمینه یک لایه پوششی که معمولا از جنس جسو می باشد می کنند تا چسپندگی با رنگ را افزایش داده و حالت بافت سبدی بوم را برای جلوگیری از تراوش کاهش می دهد. با اینکه انتظار می رود رنگدانه هایی که برای نقاشی بکار می روند ثابت باشند، اما برخی از نقاشان از رنگهایی استفاده می کنند که دارای رنگدانه های فرار هستند.

ابزار مورد استفاده نقاش شامل انواع مختلفی است. از جمله :

قلم موی نقاشی کاردک پالت از جنس چوب یا پلاستیک که در هنگام نقاشی رنگ را روی آن قرار داده و استفاده می کنند اسفنج گیره سه پایه قوطی اسپری رنگ اسپری رنگی دارای هوای فشرده به این موارد می توان گچ ، مداد گرافیت ، پارچه کهنه یا دستمال کاغذ ی ، آینه  که گاهی برای تغییر زاویه دید و پرسپکتیو و گاهی نیز برای نقاشی شخص از خودش بکار می رود تربانتین یا هر رقیق کننده بی بوی دیگر که معمولاً به همراه روغن استفاه می شود ،مدل یا موضوع و شاید نور پردازی آتلیه را نیز اضافه نمود.

تکنیکهای نقاشی تکنیکهای نقاشی عبارتند از :

رنگ زنی غلیظ آبرنگ لعاب دادن نقاشی یا رنگ مومی  نقاشی یا رنگی که با موم آب کرده بسازند نقاشی دیواری که معروفترین نوع آن فرسکو می باشد. سایش و نقاشی نقطه ای فوماتو سامی – ای کلاژ نقاشی بر روی تخته نقاشی یا اسپری « گرافیتی نقاشی با مواد جدید نقاشی یا کامپیوتر حلال های رنگ حلال ماده ای است که رنگدانه در آن حل یا قرار داده می شود. تقریباً تمامی حلالهای طراحی در نقاشی نیز قابل استفاده هستند. برخی از آنها عبارتند از : رنگ روغن ، شامل رنگهای جدید قابل اختلاط با آب رنگ اکریلیک سایه روشن رنگ انگشتی مرکب پاستل ، شامل پاستل خشک ، پاستل روغنی و موادهای پاستل تمپرا رنگهای آمیخته تا زرده تخم مرغ رنگ مومی آبرنگ سبک های معروف نقاشی سبک های نقاشی می توانند با روشهای بکارگیری و یا با توجه به جنبش هنری که بیشترین تطبیق را با مشخصات غالب و حاکمی که نقاشی نشان می دهد دارند، مشخص شوند. سبک های معروف عبارتند از: رئالیسم (واقع گرایی) امپرسیونیسم (برداشت گرایی) پوینتولیسم هنر ابتدایی کوبیسم (حجم گری) مدرنیسم (نوگرایی) آبستره (انتزاعی) پست مدرنیسم (فرا نوین) آوانگارد (پیشگام ، وابسته به مکتب های هنری نوین و غیر سنتی)

ساختار گرایی کتاره سخت گرافیتی نقاشی اصیل ایرانی اصطلاحات معمول نقاشی این اصطلاحات عبارتند از :

تمثیل بادگن پوینیلیسم (گذاشتن نقطه های رنگین روی سطح سفید) فانتزی نقاشی فیگور (پیکر) تصویر سازی صنعتی منظره طبیعت گرا چهره علمی تخیلی طبیعت بی جان سورئالیسم (فرا واقع گرایی) جنگ .

درباره رنگ

رنگ ترکیبی از رنگدانه ، حلال ، چسپاننده و در برخی موارد تسریع یا کند کننده ای برای خشک شدن ، بهبود دهنده بافت ، تثبت کننده و یا هر ماده اصلاح کننده دیگری است. قبل از آنکه رنگ بر روی بوم قرار گیرد، معمولا ابتدا آن را آغشته به نوعی زمینه یک لایه پوششی که معمولا از جنس جسو می باشد می کنند تا چسپندگی با رنگ را افزایش داده و حالت بافت سبدی بوم را برای جلوگیری از تراوش کاهش می دهد. با اینکه انتظار می رود رنگدانه هایی که برای نقاشی بکار می روند ثابت باشند، اما برخی از نقاشان از رنگهایی استفاده می کنند که دارای رنگدانه های فرار هستند.






نوع مطلب : آموزش، 
برچسب ها : هنر نقاشی، ناگفته های نقاشی، نقاشی و رنگ، رنگدانه، رنگینه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 30 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک

نقاشی عمل بکار بردن رنگ دانه محلول در یک رقیق کننده و یک عامل چسپاننده یک چسب بر روی یک سطح نگهدارنده مانند کاغذ ، بوم یا دیوار است. این کار توسط یک نقاش انجام می شود. این واژه بخصوص زمانی به کار می رود که این کار حرفه شخص مورد نظر باشد. قدمت نقاشی در بین انسانها ، شش برابر قدمت استفاده از زبان نوشتاری است. در قیاس با نقاشی ، طراحی ، سلسله عملیات ایجاد یک سری اثر و نشانه با استفاده از فشار آوردن یا حرکت ابزاری بر روی یک سطح است. 
یک روش قابل اجرا برای تزئین دیوارهای یک اتاق با استفاده از نقاشی در ساختار جزئیات کار موجود است. 
این مقاله بیشتر درباره نقاشی روی سطوح به دلایل و اهداف هنری است . نقاشی از نظر بسیاری افراد، در زمره مهمترین شکلهای هنر قرار دارد.

Untitled 1180 هنر نقاشی چیست؟

وقتی واژه نقاشی یا نقاشی کردن به میان می آید طبیعتاً پدیده ای در نظر ما مجسم می شود که از ترکیب رنگها به وجود آمده و به دست انسان ساخته شده است .
بعضی ها تصور می کنند که نقاشی یعنی تقلید طبیعت و انتظارشان از یک نقاش این است که هر آنچه می بیند به روی بوم منتقل سازد. این انتظار غلط راه را به روی خلاقیت هنری و گسترش اندیشه بسته و او را در چارچوب تقلید و دو باره سازی و و اقعیات محدود می سازد .
نقاشی یعنی به وجود آوردن پدیده ای که وجود خارجی ندارد و هنرمند با ابزارهایی که در اختیار دارد آن پدیده را از نیستی به هستی در می آورد.

دو طرز بیان در هنر نقاشی موجود است:

نقاشی تصویریUntitled 1181 هنر نقاشی چیست؟و نقاشی انتزاعی.

ـ نقاشی تصویری :

این نقاشی شامل سبکهای متنوعی است. هنرمند با توجه به اشکال موجود مثل انسان ، حیوان ، درخت و میوه ترکیباتی می آفریند و با سلیقه ای که در رنگ آمیزی و ترکیب اشیاء به کار می برد اثری می آفریند که نمایشگر شکلهای شناخته شده است. نقاشانی که طبیعت را مدل قرار داده اند ( در هر زمان و مکتبی ) با وجود وفاداری به شکلهای طبیعی هرگز آنچه را که می بینند عیناً نقاشی نمی کنند بلکه طبیعت را از دیدگاه مخصوص به خود نشان می دهند و اثری به وجود می آورند که با وجود شباهت به طبیعت با آن متفاوت است. به عبارت دیگر نقاشی برداشت تصویری هنرمند از محیط اطراف خود می باشد و این تفاوت عمل هنرمند نقاش است با دوربین عکاسی که عیناً واقعیات را ثبت می کند.

ـ نقاشی انتزاعی:

عده ای از هنرمندان ماهر پس از یک سلسله تجربیات طولانی در زمینه نقاشی تصویری و ساده نمودن شکلهای طبیعت به این نتیجه رسیدند که بدون اشاره به طبیعت یعنی فقط از ترکیب فرم و رنگ هم می توان احساسات شاعرانه و ادراک هنری را بیان نمود. آثاری که به این شیوه آفریده شدند راه تازه ای را در بیان احساس از طریق نقاشی باز نموده و به دلیل آنکه کاملاٌ فرآورده فکر و اندیشه انسان می باشند و همانطور که می دانید، اندیشه یک عنصر مجرد است، این شیوه نقاشی را مجرد یا انتزاعی نام نهادند .
به بیان ساده تر نقاش هنرمند جهان را می نگرد و با نیروی عقل و احساس و چشمانی کنجکاو ماهیت آن را مورد بررسی قرار می دهد و نتیجه برداشت خود را در قالب تصاویر رنگین و یا رنگهایی در قالب فرمهایی بدون شکل تجسم می بخشد.
منظور از آموزش نقاشی کسب مهارت در تجسم اشکال یا کپی کردن آثار دیگران نیست، بلکه هدف بیدار نمودن ذوق و سلیقه ذاتی و ایجاد نیروی آفرینندگی و ابداع در هنرجو است.

Untitled 1182 هنر نقاشی چیست؟

 

 

What is Art8 هنر نقاشی چیست؟

نقاشی عمل بکار بردن رنگ دانه محلول در یک رقیق کننده و یک عامل چسپاننده یک چسب بر روی یک سطح نگهدارنده مانند کاغذ ، بوم یا دیوار است. این کار توسط یک نقاش انجام می شود. این واژه بخصوص زمانی به کار می رود که این کار حرفه شخص مورد نظر باشد. قدمت نقاشی در بین انسانها ، شش برابر قدمت استفاده از زبان نوشتاری است. در قیاس با نقاشی ، طراحی ، سلسله عملیات ایجاد یک سری اثر و نشانه با استفاده از فشار آوردن یا حرکت ابزاری بر روی یک سطح است. 
یک روش قابل اجرا برای تزئین دیوارهای یک اتاق با استفاده از نقاشی در ساختار جزئیات کار موجود است. 
این مقاله بیشتر درباره نقاشی روی سطوح به دلایل و اهداف هنری است . نقاشی از نظر بسیاری افراد، در زمره مهمترین شکلهای هنر قرار دارد.





نوع مطلب : آموزش، 
برچسب ها : هنر نقاشی، نقاشی، رنگدانه، رنگ، ناگفته،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 30 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک
فتوریسم: از جمله گرایشات پیشرویی كه بر عكاسی دوران جنگ و پس از جنگ تاثیر نهاد، فتوریسم بود. عنصر زمان و بازنمایی سرعت و تحرك تهاجم آمیز و پویایی ماشینی كه مشخصات اصلی فتوریسم است، به شكلی در عكاسی نیز نمود یافت. 

فتوریسم: از جمله گرایشات پیشرویی كه بر عكاسی دوران جنگ و پس از جنگ تاثیر نهاد، فتوریسم بود. عنصر زمان و بازنمایی سرعت و تحرك تهاجم آمیز و پویایی ماشینی كه مشخصات اصلی فتوریسم است، به شكلی در عكاسی نیز نمود یافت. البته كارآیی كه در آغاز صورت می گرفت بیشتر اهدافی پژوهشی داشت و به مطالعه مقوله حركت مربوط می شد. اما عكاسان معدودی نیز بر بیان هنری آن تاكید ورزیدند. از جمله آثار براگاگلیا كه نقشی مهم در شكل گیری این سبك در عكاسی داشت. وی در برخی از عكسهایش از حالت محو یك حركت استفاده نمود و در سایر عكسها یك كادر را چندین بار نور داد، از این رو تصویر یك موضوع چندین بار ثبت می شد و بدین ترتیب حسی از پویایی و حركت را پدید می آورد.
كوبیسم: این سبك كه تحولی چشمگیر در نقاشی به جای گذاشت و عمدتا آثار پیكاسو، برخی از عكاسان را نیز تحت تاثیر قرار داد. در این روش تصویر با كنار هم قرار گرفتن نماهایی از زوایای مختلف موضوع شكل می گرفت. كابورن این روش را با استفاده از بازتاب تصویر در سه آیینه تجربه كرد، و قصد داشت تا عكسهایی همانن نقاشی كوبیسم پدید آورد.
دادائیسم: این جنبش كه در واكنش به مشكلات حاصل از جنگ اول جهانی شكل گرفت، بر چند تن از عكاسان نیز تاثیر نهاد. اساس كار آنها كلاژهایی از عناصر بصری بود كه به طور اتفاقی كنار هم قرار گرفته بودند و هیچ گونه ارتباط منطقی با هم نداشتند. در عكاسی كریستین شاد این تجربه را در عكاسی انجام داد. در سال 1918.م وی تلاش داشت تا با قرار دادن قطعات خرد شده در مقابل لایه حساس به نور صفحات یا كاغذ عكاسی و نوردهی و ظهور ان تركیب بندی هایی شبیه به آثار كلاژ دادائیستها پدید آورد. همچنین آثار به اصطلاح حاضر- آماده مارسل دوشان كه عبارت بودند از اشیاء و محصولات روزمره و به عنوان آثار هنری تعبیر شدند به نحوی در آثار عكاسان نیز نمود یافت. این امكان كه نحوه استعمال اشیاء می توانست با تعابیر هنرمندانه دگرگون شود بعدها در عكسهای زیادی به كار گرفته شد.





نوع مطلب : آموزش، 
برچسب ها : آوانگارد، پیشرو، هنرآوانگارد، نقاشی آوانگارد، مدآوانگارد، عکاسی آوانگارد،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 30 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک

هنر چیست

هنر در لغت به معنای «فن، صنعت، علم، معرفت، امری توأم با ظرافت و ریزه كاری آن درجه از كمال كه فراست و فضل را در برداشته و نمود آن صاحب هنر را برتر از دیگران بنمایاند، كیاست، زیركی، خطر و اهمیت، لیاقت، كفایت و كمال» آمده است. هنر در مفاهیم دیگری نیز، از جمله «عشق» و «حقیقت» آمده

 

 

انواع هنر:

 هنر ابتدایی :

     مقصود ما از هنر ابتدایی جلوه های آفرینش هنری توسط انسانهایی است که هنوز نتوانسته اند پای در جاده تمدن بگذارند و از این رو فرهنگ آنها ساده و ابتدایی است . هنر ابتدایی از یک طرف شامل هنر غارنشینان زمانهای بسیار دور می شود و از سوی دیگرهنر انسانهایی را در برمی گیرد که در زمانهای اخیر و حتی امروز در نقاط دور افتاده کره زمین زندگی بدوی خود را می گذرانند

 

هنرهای بدوی :

     درمیان فرهنگ های مختلف بشری فرهنگ سرخ پوستان ، اسکیموها و برخی سیاه پوستان را اغلب بدوی ( پریمی تو ) می نامند . مردم در این فرهنگ ها در تماس مستقیم با طبیعت زندگی می کنند و برای ارتباط با نیاکان واقعی و اساطیری خویش و همینطور با عالم وجود از آیین ها و مراسم روحانی و نیز دست ساخته های جادویی استفاده می کنند از این رو قسمت عمده آثار هنری آنها جنبه مذهبی دارد که در این میان تندیس های خلاصه و اغراق شده از پیکره آدمی دارای اهمیت بسزایی است . این مردم چون علاقه خاصی به حفظ سنت های خویش داشتند در آثارشان صورتک هایی ( ماسک هایی ) نیز مشاهده می شود

هنر بین النهرین :

     با حضور سومریان و آغاز تاریخ مکتوب ، جادوی کهن جای خود را به مذهب خدایان داد . خدایان توفان ، آسمان ، آب ،ماه ، خورشید ، عشق و باروری . از نمونه های بدست آمده از آثار سومریان معلوم می شود که هنرمندان سومری برای ساختن تصاویر و پیکرهای انسانی قواعدی ابداع کرده بودند . چشم های بزرگ پیکره های هل اسمرو دارک از جمله خصوصیات هنر پیکره سازی سومری است

 

 

هنربابل :

     یکی ازجلوه های هنر بابل لوحه سیاه رنگی است که متن قوانین حمورابی به طور زیبا برآن کنده شده است . شامل نقش برجسته ای از حمورابی است . در اینجا حمورابی از خدای خورشید برای ارائه قوانین مذکور الهام می گیرد .

خدای خورشید در وضعیت سنتی تجسم پیکره ها ( نیم رخ و تمام رخ ) نمایانگر شده است . در حالی که حمورابی به وضعیت نیم رخ نزدیکتر است و این دوگانگی ساختاری برای نشان دادن مقام هر یک از این دو شخصیت است . خدای خورشید که مقامی بالاتر دارد و با حالتی تشریفاتی و رسمی ارائه شده است .

 

 

 

هنر آشور :

     اساساً هنر کنده کاری روی سنگ و نقش برجسته است و برخلاف سایر تمدنهای بین النهرین از آشوریان تندیسهای استوانه ای و گرد به ندرت باقی مانده است . حتی چهارپایان بالدار هم تندیسهای نقش برجسته ای به حساب می آیند که در بستر سنگی خود گرفتار مانده و بصورت نقش برجسته در سه سطح هستند .

 

هنر مصر :

    یکی از جلوه های هنر مصری تندیسهای سنگی است که تندیس یکی از فرعون ها به نام خفرن یکی از مجموعه تندیس های شبیه به هم است که برای مقبره او ساخته شده است . در این تندیس خفرن بر تختی نشسته است که در روی پایه های آن نقش ترکیبی از ساقه های دو گیاه بومی مصر به نام پاپیروس و لوتوس علامت اتحاد مصر اولیا ومصر صفلا کنده کاری شده است

شیوه ی رومانتیسیسم

شیوه امپر سیو نیسم

كوبیسیم :

اكسپرسیونیسم :

سوررئالیسم :

و........

 

 

 

تعریف امپرسیونیسم

امپرسیونیسم در لغت به معنای دریافتگری، دریافت آنی، یا دریافت حسی است.

امپرسیونیسم مکتبی با برنامه و اصول معین نبود، بلکه تشکل آزادانه هنرمندانی بود که به سبب برخی نظرات مشترک و به منظور عرضه مستقل آثارشان در کنار هم قرار گرفتند.امپرسیونیسم صرفا یک سبک نقاشی نبود بلکه یک رویکرد نوین به هنر و زندگی بودامپرسیونیسم ها گروه های واحد و متشكلی نبودند كه اصول و هدفهای تعریف شده ای را دنبال كنند بلكه جمعی از نقاشان بودند كه دیدگاه مشتركشان آن ها را به هم پیوند می داد

 

تاریخچه

در بهار 1874 گروهی از هنرمندان فرانسوی تحت نام انجمن هنرمندان گمنام، متشکل از نقاشان و مجسمه سازان و حکاکان و... گرد هم آمدند و یک استودیوی عکاسی( آتلیه نادار) را برای نمایش آثارشان اجاره کردند و در معرض دید عموم گذاشتند. با این کار شدید ترین و خصمانه ترین واکنش ها را که تا آن هنگام در دنیای هنری پاریس با آن مواجه بودند برانگیختند. در طی سده ی نوزده میلادی رابطه بین جامعه و هنرمند به طور روز افزونی تصنعی می شد تا اینکه سرانجام در همین نمایشگاه آثار امپرسیونیست ها به نقطه ی گسست خود رسید

در سال 1874، به استثنای مانه كه به سالن رسمی وفادار ماند، كلیه ی نقاشان گروه در معرض توهین و شماتت عامه قرار گرفتند. تا سال 1876، هفت نمایشگاه مشترك برگزار شد. در همین سال دورانتی نویسنده و منتقد هنری، كتاب نقاشی نو را – كه عنوانی در خور توجه است – انتشار داد و جهت گیری نقاشان جوان را زیركانه تجزیه و تحلیل كرد: اینان با طی طریق كشف و شهود، به تدریج نور خورشید را به اشعه و عناصر آن تجزیه كردند و با هماهنگی كلی رنگ های قوس و قزحی كه به روی بوم پراكندند، وحدت آن را، از نو می سازند

تمایل منظره پردازان امپرسیونیست به ثبت "بیان تصویری لحظه ها" به جای جنبه های پایدار موضوعات آنها را وادار می کرد تا با نقاشی در فضای باز و اتمام تابلو در نقطه ای پیش از آنکه شرایط نوری عوض شود، گنجینه ای غنی فراهم سازند. در نقاشی های آنها نه به رنگ خاکستری و سیاه بلکه به رنگ مکمل نقاشی می شدند. آنان با "کم ارج کردن خطوط اشیا" ارجحیت خصوط اشیا را گرفتند و نقاشی های امپرسیونیستی بدل به رنگ آمیزی نور و فضا شدند. بازی نور مستقیم و بازتاب شده با این وجود این نظریه ها تمامی نقاشان امپرسیونیست حتی مونه که بیشتر از همه مروج نقاشی در فضای باز بود بیشتر و بیشتر تمایل می یافت تا آثار خود را در کارگاه اصلاح یا رتوش کند. با انجام چنین کاری او به یک تناقض ذاتی در رویکرد امپرسیونیستی اعتراف کرد، زیرا هرچقدر که هنرمند به تاثیر تغییرات جوی حساسیت داشته باشد زمان کمتری برای ثبت آن پیش از تغییر روی بوم دارد. وی در اکتبر1890 وقتی بر روی مجموعه " کومه ی علف خشک" کار می کرد نوشت: من به شدت بر روی آثارم کار میکنم و با مجموعه ای از تاثیرات متفاوت کلنجار میروم، اما در این وقت از سال خورشید چنان غروب می کند که نمی توانم خودم را با او همگام کنم"

تجربه های اولیه اینان در نقاشی فضای باز، تابناکی مناظر را تامین می کرد. ولی رُنوار با "رنگ گزینی رنگین کمانی"، زدودن رنگهای تیره از سایه ها، حذف خطوط مرزی شکل اشیا، گام بلندی در این زمینه برداشت. بدین سان، منظره نگاری به هنری بدل شد که در آن نقاش می کشوید تصویر منعکس شده بر روی شبکیه چشم را از نو بسازد و معادل کیفیت زنده ی چشم انداز تابناک را به مدد رنگها بیافریند. او فامهای خالص را در هم می آمیخت، ولی از رنگهای موضعی نیز یکسره چشم نمی پوشید. سایه ها را نه با رنگهای خاکستری و سیاه بلکه به مدد مکمل رنگهای اشیا نشان می داد. با حذف خطوط مرزی، خصلت بارز شکل اشیا از میان رفت و نقاشیهای امپرسیونیست به تصاویری از نور و جوّ و بازیهای رنگ مستقیم و انعکاسی بدل شد. در سالهای بعد، مونه تجزیه و تحلیل دریافتهای بصری را با دقت ادامه داد. پیسارو به نظریه نئوامپرسیونیسم جلب شد. ولی رُنوار با تاکید بر طراحی خطی، به اسلوبی لطیف در پیکر نگاری زنان برهنه دست یافت. عادت نقاشی کردن در زیر آفتاب تابان، استفاده از فام های خالص برای انتقال روشنایی طبیعت و کاربست تک ضربه های قلم مو بر روی بوم، خاص خود امپرسیونیست ها بود.

در دهه 1890، امپرسیونیسم سراسر اروپا را فراگرفت و سپس به آمریکا راه یافت. ولی مقارن با تثبیت اصول امپرسیونیسم واکنشهایی نیز علیه آن بروز کرد، نقاشی امپرسیونیستی در آغاز با گنگی و تمسخر مواجه شد. همزمان با دومین نمایشگاه منتقدی نوشت: پنج یا شش آدم روانی در اینجا گرد آمده اند تا کارهای خود را به نمایش بگذارند... نمایش رعب آوری است که بیهودگی انسانی تا آستانه جنون برسد. کسی باید به آقای پیسارو بگوید که آقای عزیز! درختان هرگز بنفش نیستند! آسمان هرگز به رنگ کَره ی تازه نیست، این که در هیچ کجای دنیا چیزهایی که در تابلویشان کشیده اند یافت نمی شود!"

در حقیقت، نقاش امپرسیونیست منحصراً توسط كشف و شهود فردی خویش هدایت می شد و تنها بر صداقت خود اعتماد می كرد و هر یك از آثارش - به عنوان یك كار خلاقه - اثبات و كشف دوباره ی نقاشی بود. از نظر او، دنیا، یكباره و برای همیشه در یك قالب ثابت زیست نمی كرد، بكله با هر نظر، در تازگی احیا شده یی دوباره كشف می شد، و كمترین جلوه ی آن، جزیی از زیبایی متغیر آن بود چنین آزادی ای، جز به خشم آوردن مردم آن زمان، چه می توانست كرد؟ مردمی كه دیدشان توسط مدرسه ی هنرهای زیبا (به عنوان نمودی از تحجر اجتماعی) منجمد شده بود.حتی وقتی ژروم ( نقاش فرهنگستانی) رئیس جمهور را در غرفه های نمایشگاه بین المللی پاریس 1900 همراهی می کرد، در برابر سالن امپرسیونیست ها به او گفت: "علیا حضرت اینجا افراد نالایق فرانسه حضور دارند"

پذیرش امپرسیونیست ها در انگلستان به آهستگی صورت پذیرفت. اما از سال 1926 که مونه، پیرمرد بزرگ نقاشی فرانسه درگذشت، نرخ های حراجی ها برای نقاشی های امپرسیونیست ها رو به افزایش یافت و از دهه 1950 به سمت ارقام نجومی میل کرد. طوری که کمتر نظریه ی هنری مدرن را می توان شناخت که بر اساس کشفِ رنگ امپرسیونیست ها استوار نبوده باشد. تاثیر امپرسیونیست ها بسیار عظیم بود و بخش عمده ی تاریخ نقاشی اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم، حکایت بسط و توسعه ی جنبش های متاثر از آن یا در مقابل آن بود.

در اواخر قرن 19 میلادی سبک امپرسیونیسم (دریافت گری)  با خلق آثار هنرمندانی چون کلود مونه،  پیر آگوست رنوار و ژرژ سورا پا به عرصه ی وجود نهاد. نام این سبک هنری برگرفته از تابلو دریافتی از طلوع آفتاب(impression soleil levant)، اثر کلود مونه است، که این نام ابتدا توسط یکی از منتقدان آن دوره به تمسخر بر روی هنرمندانی که به این شیوه هنری روی آورده بودند گذاشته شد و سپس با قبول هنرمندان این سبک مواجه شد و از آن پس این سبک هنری امپرسیونیسم نام گرفت.

یکی از عوامل تمایل هنرمندان به امپرسیونیسم، اختراع دوربین عکاسی و ماشینی شدن تصویر گری در قرن 19 میلادی بود. با اختراع دوربین عکاسی، واقع گرایی و به تصویر کشیدن جزئیات برای برخی هنرمندان کم ارزش شد.

در این شیوه هنری همانند سبک رئالیسم، هنرمند به تصویر دنیای واقعی پیرامون خود می پردازد با این تفاوت که هنرمند به تصویر مرزها، سایه روشن ها ودیگر جزئیات اصراری ندارد و به عبارت دیگر به جای پرداختن به جزئیات سعی در به تصویر کشیدن برداشت خود از آنچه می بیند را دارد.

عناصر نقاشی در این سبک دارای خط و مرز مشخصی نمی باشند و رنگ ها به صورتی خالص و غیر ترکیبی به کار رفته اند، به عنوان مثال هنرمند برای نشان دادن رنگ بنفش، رنگ های آبی و قرمز را باهم مخلوط نمی کند و این دو رنگ را در کنار هم در تصویر به کار میبرد و سعی دارد به این روش حس رنگ بنفش را به بیننده القاء نماید.

توجه امپرسیونیست ها به نور و تاثیر آن بر رنگ ها باعث شده است تا با نمایان ساختن آثار حرکت قلم مو و ضربات آن بر روی بوم به همراه رنگ های خالص، درخشندگی و ارتعاش نور خورشید و تحرّک رنگ را در ذهن بیننده تصویر کنند.

 باید توجه داشت که یک نقاش سبک امپرسیونیسم از نظر مهارت هنری یک گام جلوتر از نقاشان سبک رئالیسم است و بر خلاف باور افرادی که با این سبک آشنایی ندارند، عدم دقت در به تصویر کشیدن نقاشی ناشی از عدم مهارت لازم نیست بلکه نقاش پس از یادگیری مهارت ها و فنون اولیه نقاشی به خلق این چنین آثاری دست میزند و هنرمندان تازه کار نیز برای نگارگری به این سبک هنری ابتدا باید اصول اولیه نقاشی و ترکیب رنگ ها را فرا بگیرند.





نوع مطلب : آموزش، 
برچسب ها : هنر، هنر بابلی، هنری، هنر گرافیک، امپرسیونیسم،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 29 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک

در طی تاریخ هنر و بویژه هنر مدرن، انبوهی از سبک ها و جنبش های مختلف بوجود آمده اند که زاویه دید و کیفیت نگاه مخاطبان آثارهنری را شدیدا تحت تاثیر خود قرار داده، مفاهیم جدیدی را در درک موضوع هنر و هدف آن خلق کرده اند. هر یک از این جنبش ها بر پایه یک فلسفه محکم که خود تاثیرپذیر از انبوهی از پارامترهای تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی عصر و زمانه خودشان بوده اند تعریف شده، و بوجود آمده اند. در میان این جنبش ها، جنبش امپرسیونیسم بدلیل پیش زمینه ها و علل اصلی بوجود آورنده اش ونتایج و خروجی های برجسته اش یکی از جذاب ترین هاست. این سبک از دسته آن سبک هایی است که دیدن آثارش یا فکرکردن به فلسفه وجودیش و خوانایی زیبای آن با تفکرات انسان قرن بیست و یکمی مرا به وجد می آورد.

این جنبش که میتوان آنرا گسستی در تفکر و آثار هنرمندان اروپایی نسبت به آثار ماقبل تلقی کرد میانه قرن نوزدهم و در فرانسه شکل گرفت. نمود اولیه این جنبش در هنرهای بصری و بالاخص نقاشی بود. اگر بخواهیم خیلی ساده امپرسیونیسم را تعریف کنیم، باید بگوییم امپرسیونیسم هنر بکارگیری بهینه زمان است. آنچه برای هنرمند این جنبش اهمیت دارد لحظه ها هستند. دلیل این اهمیت نیز به انقلاب صنعتی آمریکا در این قرن برمی گردد که موجهای آن اندک اندک اروپا را نیز فرامی گیرد و حسی از اهمیت زمان در همگان ایجاد می شود. در واقع این یک جنبش فرهنگی بود که کل اروپا را درنوردید و در تمام جنبه های زندگی انسان آنروز تاثیرات عمیقی بر جا گذاشت.

یک نقاشی امپرسیونیستی، صحنه، شیئ، پدیده یا رویدادی ست که شما ممکن است در یک لحظه از زمان آنرا ببینید. نقاش امپرسیونیست تمام هم و غمش اینست که تصویری واقعی از اشیاء و پدیده ها در لحظه خلق اثر ارائه کند تا بدینوسیله آن لحظه جاودانه شود. برای این منظور پدیده هایی مانند رنگ و نور بسیار پراهمیت میشوند و این راز اصلی رنگهای درخشان و نورهای واضح در نقاشی امپرسیونیستی است.

برای نشان دادن اثرات زودگذر رنگ و نور، هنرمندان امپرسیونیست اغلب ترجیح میدهند که از فضاهای باز و پرنور مانند صحنه های طبیعت درروزهای آفتابی بعنوان مدل استفاده کنند، هرچند پاره ای از این نقاشان، هنر و مهارت خود را حتی در طبیعت بیجان و در فضایی با حداقل نور و رنگ نیز نشان میدهند. در این سبک رنگها معمولا بصورت خالص و ناب بکار گرفته می شوند و استفاده از رنگهای ترکیبی نادر است. این تکنیک باعث ایجاد نقاشی هایی با کنتراست بالا در لبه های اشیاء و در نهایت درخشندگی و روشنی خیره کننده خواهد بود.

پیشگامان این سبک در نقاشی کسانی مانند کلود مونه، ادوارد مانه، امیل پیسارو، ادگار دگاس، آفرد سیسلی و پیرآگوست رنوار هستند. نام امپرسیونیسم از نام یکی از نقاشی های کلود مونه بنام "احساس، طلوع" (Impression, Sunrise) به عاریت گرفته شده است.






نوع مطلب : آموزش، 
برچسب ها : امپرسیونیسم،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 29 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک

امپرسیونیسم سبكی از نقاشی است كه از پاریس و فرانسه میانه قرن نوزدهم شروع شد. برخلاف هنرمندانی كه پیش از پیدایش سبك امپرسونیسم فعالیت می كردند، امپرسیونیست ها بیشتر نقاشی هایشان را در فضای باز نقاشی می كردند و دوست داشتند كه موضوعات طبیعت مانند درختان، دشت ها و كشتزارها و اقیانوس ها را به تصویر بكشند. امپرسیونیست ها اغلب موضوعاتشان را از فضای آزاد می گرفتند و آن چه را كه در آن می دیدند نقاشی می كردند.

موقعی كه امپرسیونیست ها انسان ها را نقاشی می كردند نقاشی هایشان به نحوی بود كه به عنوان مثال دختری را كه مشتاقانه منتظر شروع بازی است یا كارگرانی كه در تخت خواب های محقر استراحت می كنند را می كشیدند. آنها اغلب اعضای خانواده و دوستانشان را به عنوان سوژه نقاشی هایی كه از انسان ها می كشیدند انتخاب می كردند.

تا پیش از امپرسیونیست ها، نقاشان معمولاً سوژه اصلی نقاشی هایشان را درمركز نقاشی قرار می دادند و این سوژه اولین چیزی بود كه تماشاگر توجهش به آن جلب می شد و به آن نگاه می كرد و زمینه نقاشی چندان مهم به نظر نظر نمی رسید. همچنین تا پیش از امپرسیونیست ها تمركز اصلی در میانه نقاشی بود. امپرسیونیست ها اغلب تأكید بیشتری بر جای وقوع ماجرا یا سوژه و شخصیت اصلی داشتند. برای این كار آنها سوژه اصلی را ترجیحاً به جای اطراف در مركز نقاشی قرار می دادند.

نقاشی یك امپرسیونیست بیشتر شبیه به عكس است. یك عكس نه تنها سوژه اصلی، بلكه هر چیزی در اطراف سوژه است را هم به تور می اندازد. عكاسی هم درست در میانه قرن نوزدهم یعنی هم دوره پیدایش امپرسیونیسم محبوبیت پیدا كرد و دید امپرسیونیست ها را نسبت به چیزها تحت تأثیر قرار داد.

تا پیش از امپرسیونیست ها، نقاشان بیشتر در یک مکان بسته می نشستند و نقاشی می کردند و نقاشی هایشان را نیز بسیار دقیق و با جزییات می کشیدند.

در سبک امپرسیونیسم، هنرمندان در بند این نبودند كه تصویری را دقیقاً و به طور كامل شبیه به سوژه نقاشی كنند. آنها از ضربات قلم موی كوتاه استفاده می كردند و نقاشی را به صورت پرپشت و ضخیم رنگ می كردند تا یك ایده یا احساس را بیافرینند. ونسان ون گوگ مثال خوبی از این نوع تكنیك است. رنگ روی پرده  نقاشی های او بسیار كلفت و ضخیم بود.

یک نقاشی سبک امپرسیونیسم

تابلوی شب پر ستاره روی رودخانه رن

به این نقاشی كه شب پرستاره بر روی رن نام دارد Starry Night Over the Rhone نگاه كنید و به ضربات قلم موی كوتاه دقت كنید. همچنین رنگ های نقاشی به قدری ضخیم است که می توان حتی سایه خود رنگ ها را دید. به خاطر ضربات كوتاه سریع قلم و اگر شما خیلی نزدیك به یك نقاشی امپرسیونیست بایستید و به آن نگاه كنید، اغلب نقاشی شبیه به هیچ چیز نیست مگر یك دسته گلوله رنگ. تنها موقعی که شما از نقاشی دور می شوید می توانید تصویر کامل را ببینید.

ویژگی دیگر نقاشی امپرسیونیستی مطالعه نور است. این که نور چگونه سایه ها و رنگ های سوژه ها را تغییر می دهد، خیلی مورد علاقه امپرسیونیست ها بود. برای مثال، کلود مونه تصویرهای زیادی از یک  موضوع در زمان های مختلف در طول روز و در فصل های مختلف می کشید تا ببیند که نور چگونه بر نقاشی هایش اثر می گذارد.





نوع مطلب : آموزش، 
برچسب ها : امپرسیونیسم،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 29 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک

در بهار 1874 گروهی از هنرمندان فرانسوی تحت نام انجمن هنرمندان گمنام، متشکل از نقاشان و مجسمه سازان و حکاکان و... گرد هم آمدند و یک استودیوی عکاسی( آتلیه نادار) را برای نمایش آثارشان اجاره کردند و در معرض دید عموم گذاشتند. با این کار شدید ترین و خصمانه ترین واکنش ها را که تا آن هنگام در دنیای هنری پاریس با آن مواجه بودند برانگیختند. در طی سده ی نوزده میلادی رابطه بین جامعه و هنرمند به طور روز افزونی تصنعی می شد تا اینکه سرانجام در همین نمایشگاه آثار امپرسیونیست ها به نقطه ی گسست خود رسید. امپرسیونیسم حقیقتاً نخستین و مهمترین جنبش مدرن هنری در سده نوزدهم محسوب می شود. امپرسیونیسم در لغت به معنای دریافتگری، دریافت آنی، یا دریافت حسی است.
امپرسیونیسم مکتبی با برنامه و اصول معین نبود، بلکه تشکل آزادانه هنرمندانی بود که به سبب برخی نظرات مشترک و به منظور عرضه مستقل آثارشان در کنار هم قرار گرفتند.امپرسیونیسم صرفا یک سبک نقاشی نبود بلکه یک رویکرد نوین به هنر و زندگی بود. آثار نقاشی امپرسیونیست ها ثبت تغییرات گذرا و ناپایدار در طبیعت بود. نخستین هسته ی این جنبش توسط مونه، رنوار، سیسلی و پیسارو بود که وجه اشتراکشان گسست از آموزش های رسمی فرهنگستانی بود. این هنرمندان ابتدا نام خود را "انجمن هنرمندان نقاش مجسمه ساز و گراور گمنام" گذاشتند. اما بعدا نام یکی از تابلوهای مونه به نامامپرسیون طلوع آفتاب منتقد جوان لوئیس لروی(لویی لروا) را واداشت تا در مجله charivarii( شاری  واری) کل گروه را امپرسیونیست ها نام نهد و این نام که با لحنی تمسخر آمیز ابداع شده بود، بعداً از سوی خود هنرمندان گروه به عنوان گواهی بر حداقل یکی از جنبه های برجسته اهداف آنان پذیرفته شد.

Claude_Monet_Impression_Ris.jpg

Monet Impression Rising Sun

این گروه حدود هشت نمایشگاه گذاشتند که گوستاو کوربه دردومین نمایشگاه به آنان پیوست. اینان نظام آموزشی متداول و هنر "آکادمیک" را مردود می شمردند و نیز با اصل رمانتیسم که مهمترین مقصود هنر انتقال هیجان عاطفی هنرمند است، مخالف بودند. اما برعکس، این نظر رئالیست ها را می پذیرفتند که مقصود هنر باید ثبت پاره ای از طبیعت و زندگی به مدد روحیه علمی و فاغ از احساسات شخصی باشد. بر این اساس می توان امپرسیونیسم را ادامه ی منطقی رئالیسم در سده نوزدهم دانست. پس از آخرین نمایشگاه، گروه، متلاشی شد و مونه تنها کسی بود که همچنان به طور تعصب آمیز به ترویج ایده های امپرسیونیستی پرداخت.
در سال 1874، به استثنای مانه كه به سالن رسمی وفادار ماند، كلیه ی نقاشان گروه در معرض توهین و شماتت عامه قرار گرفتند. تا سال 1876، هفت نمایشگاه مشترك برگزار شد. در همین سال دورانتی نویسنده و منتقد هنری، كتاب نقاشی نو را – كه عنوانی در خور توجه است – انتشار داد و جهت گیری نقاشان جوان را زیركانه تجزیه و تحلیل كرد: اینان با طی طریق كشف و شهود، به تدریج نور خورشید را به اشعه و عناصر آن تجزیه كردند و با هماهنگی كلی رنگ های قوس و قزحی كه به روی بوم پراكندند، وحدت آن را، از نو می سازند.
تمایل منظره پردازان امپرسیونیست به ثبت "بیان تصویری لحظه ها" به جای جنبه های پایدار موضوعات آنها را وادار می کرد تا با نقاشی در فضای باز و اتمام تابلو در نقطه ای پیش از آنکه شرایط نوری عوض شود، گنجینه ای غنی فراهم سازند. در نقاشی های آنها نه به رنگ خاکستری و سیاه بلکه به رنگ مکمل نقاشی می شدند. آنان با "کم ارج کردن خطوط اشیا" ارجحیت خصوط اشیا را گرفتند و نقاشی های امپرسیونیستی بدل به رنگ آمیزی نور و فضا شدند. بازی نور مستقیم و بازتاب شده با این وجود این نظریه ها تمامی نقاشان امپرسیونیست حتی مونه که بیشتر از همه مروج نقاشی در فضای باز بود بیشتر و بیشتر تمایل می یافت تا آثار خود را در کارگاه اصلاح یا رتوش کند. با انجام چنین کاری او به یک تناقض ذاتی در رویکرد امپرسیونیستی اعتراف کرد، زیرا هرچقدر که هنرمند به تاثیر تغییرات جوی حساسیت داشته باشد زمان کمتری برای ثبت آن پیش از تغییر روی بوم دارد. وی در اکتبر1890 وقتی بر روی مجموعه " کومه ی علف خشک" کار می کرد نوشت: من به شدت بر روی آثارم کار میکنم و با مجموعه ای از تاثیرات متفاوت کلنجار میروم، اما در این وقت از سال خورشید چنان غروب می کند که نمی توانم خودم را با او همگام کنم" 
تجربه های اولیه اینان در نقاشی فضای باز، تابناکی مناظر را تامین می کرد. ولی رُنوار با "رنگ گزینی رنگین کمانی"، زدودن رنگهای تیره از سایه ها، حذف خطوط مرزی شکل اشیا، گام بلندی در این زمینه برداشت. بدین سان، منظره نگاری به هنری بدل شد که در آن نقاش می کشوید تصویر منعکس شده بر روی شبکیه چشم را از نو بسازد و معادل کیفیت زنده ی چشم انداز تابناک را به مدد رنگها بیافریند. او فامهای خالص را در هم می آمیخت، ولی از رنگهای موضعی نیز یکسره چشم نمی پوشید. سایه ها را نه با رنگهای خاکستری و سیاه بلکه به مدد مکمل رنگهای اشیا نشان می داد. با حذف خطوط مرزی، خصلت بارز شکل اشیا از میان رفت و نقاشیهای امپرسیونیست به تصاویری از نور و جوّ و بازیهای رنگ مستقیم و انعکاسی بدل شد. در سالهای بعد، مونه تجزیه و تحلیل دریافتهای بصری را با دقت ادامه داد. پیسارو به نظریه نئوامپرسیونیسم جلب شد. ولی رُنوار با تاکید بر طراحی خطی، به اسلوبی لطیف در پیکر نگاری زنان برهنه دست یافت. عادت نقاشی کردن در زیر آفتاب تابان، استفاده از فام های خالص برای انتقال روشنایی طبیعت و کاربست تک ضربه های قلم مو بر روی بوم، خاص خود امپرسیونیست ها بود. 
در دهه 1890، امپرسیونیسم سراسر اروپا را فراگرفت و سپس به آمریکا راه یافت. ولی مقارن با تثبیت اصول امپرسیونیسم واکنشهایی نیز علیه آن بروز کرد، نقاشی امپرسیونیستی در آغاز با گنگی و تمسخر مواجه شد. همزمان با دومین نمایشگاه منتقدی نوشت: پنج یا شش آدم روانی در اینجا گرد آمده اند تا کارهای خود را به نمایش بگذارند... نمایش رعب آوری است که بیهودگی انسانی تا آستانه جنون برسد. کسی باید به آقای پیسارو بگوید که آقای عزیز! درختان هرگز بنفش نیستند! آسمان هرگز به رنگ کَره ی تازه نیست، این که در هیچ کجای دنیا چیزهایی که در تابلویشان کشیده اند یافت نمی شود!" 
در حقیقت، نقاش امپرسیونیست منحصراً توسط كشف و شهود فردی خویش هدایت می شد و تنها بر صداقت خود اعتماد می كرد و هر یك از آثارش - به عنوان یك كار خلاقه - اثبات و كشف دوباره ی نقاشی بود. از نظر او، دنیا، یكباره و برای همیشه در یك قالب ثابت زیست نمی كرد، بكله با هر نظر، در تازگی احیا شده یی دوباره كشف می شد، و كمترین جلوه ی آن، جزیی از زیبایی متغیر آن بود. چنین آزادی ای، جز به خشم آوردن مردم آن زمان، چه می توانست كرد؟ مردمی كه دیدشان توسط مدرسه ی هنرهای زیبا (به عنوان نمودی از تحجر اجتماعی) منجمد شده بود.حتی وقتی ژروم ( نقاش فرهنگستانی) رئیس جمهور را در غرفه های نمایشگاه بین المللی پاریس 1900 همراهی می کرد، در برابر سالن امپرسیونیست ها به او گفت: "علیا حضرت اینجا افراد نالایق فرانسه حضور دارند" 
پذیرش امپرسیونیست ها در انگلستان به آهستگی صورت پذیرفت. اما از سال 1926 که مونه، پیرمرد بزرگ نقاشی فرانسه درگذشت، نرخ های حراجی ها برای نقاشی های امپرسیونیست ها رو به افزایش یافت و از دهه 1950 به سمت ارقام نجومی میل کرد. طوری که کمتر نظریه ی هنری مدرن را می توان شناخت که بر اساس کشفِ رنگ امپرسیونیست ها استوار نبوده باشد. تاثیر امپرسیونیست ها بسیار عظیم بود و بخش عمده ی تاریخ نقاشی اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم، حکایت بسط و توسعه ی جنبش های متاثر از آن یا در مقابل آن بود.





نوع مطلب : آموزش، 
برچسب ها : امپرسیونیسم، امپرسیونیست ها، هنر، مکتب امپرسیونیسم، هنر گرافیک، هنری،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 29 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک
هنرگرافیک




نوع مطلب : عکاسی، 
برچسب ها : هنرآبستره، هنرانتزاعی، هنر، هنر گرافیک، هنرگرافیک، هنرتجریدی، انتزاع،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک
هنرگرافیک




نوع مطلب : عکاسی، 
برچسب ها : هنرآبستره، هنرانتزاعی، هنر، هنر گرافیک، هنرگرافیک، هنرتجریدی، انتزاع،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک




نوع مطلب : عکاسی، 
برچسب ها : هنرآبستره، هنرانتزاعی، هنر، هنر گرافیک، هنرگرافیک، هنرتجریدی، انتزاع،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک
هنرگرافیک




نوع مطلب : عکاسی، 
برچسب ها : هنرآبستره، هنرانتزاعی، هنر، هنر گرافیک، هنرگرافیک، هنرتجریدی، انتزاع،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک
هنرگرافیک




نوع مطلب : عکاسی، 
برچسب ها : هنرآبستره، هنرانتزاعی، هنر، هنر گرافیک، هنرگرافیک، هنرتجریدی، انتزاع،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک
Kandinsky02




نوع مطلب : نقاشی، 
برچسب ها : هنرآبستره، هنرانتزاعی، هنر، هنر گرافیک، هنرگرافیک، هنرتجریدی، انتزاع،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک
Kandinsky06




نوع مطلب : نقاشی، 
برچسب ها : هنرآبستره، هنرانتزاعی، هنر، هنر گرافیک، هنرگرافیک، هنرتجریدی، انتزاع،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک
Kandinsky11




نوع مطلب : نقاشی، 
برچسب ها : هنرآبستره، هنرانتزاعی، هنر، هنر گرافیک، هنرگرافیک، هنرتجریدی، انتزاع،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک
Kandinsky09




نوع مطلب : نقاشی، 
برچسب ها : هنرآبستره، هنرانتزاعی، هنر، هنر گرافیک، هنرگرافیک، هنرتجریدی، انتزاع،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک
Kandinsky08




نوع مطلب : نقاشی، 
برچسب ها : هنرآبستره، هنرانتزاعی، هنر، هنر گرافیک، هنرگرافیک، هنرتجریدی، انتزاع،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک
Kandinsky07




نوع مطلب : نقاشی، 
برچسب ها : هنرآبستره، هنرانتزاعی، هنر، هنر گرافیک، هنرگرافیک، هنرتجریدی، انتزاع،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک
Kandinsky04




نوع مطلب : نقاشی، 
برچسب ها : هنرآبستره، هنرانتزاعی، هنر، هنر گرافیک، هنرگرافیک، هنرتجریدی، انتزاع،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک
Kandinsky03




نوع مطلب : نقاشی، 
برچسب ها : هنرآبستره، هنرانتزاعی، هنر، هنر گرافیک، هنرگرافیک، هنرتجریدی، انتزاع،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک
Kandinsky01




نوع مطلب : نقاشی، 
برچسب ها : هنرآبستره، هنرانتزاعی، هنر، هنر گرافیک، هنرگرافیک، هنرتجریدی، انتزاع،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک

یکی از اقدامات متهورانه که در نقاشی قرن بیستم به وقوع پیوست نهضت هنر انتزاعی یا آبستره بود. درباره چگونگی و کیفیت این نهضت هنری ،همواره بحث‌ها و جدلهایی بین حامیان از یک سو و مخالفان از طرف دیگر صورت گرفته ، مضافاً اینکه  در مورد بررسی ارزش‌های زیبایی شناسی آن اختلاف‌های بسیاری موجود است.

در میان هنرها، معماری و موسیقی به عنوان هنرهای انتزاعی مورد قبول واقع شده‌اند، زیرا از قواعد و قوانینی پیروی می‌کنند که متعلق به هنرهای آبستره است و نیازی به جنبه نمایشی ندارند، در حالی که شعر و نقاشی و مجسمه‌سازی تحت عنوان هنرهای نمایشی قلمداد می‌شوند.

آیا این گونه تفکیک نمودن هنرها باید همواره رعایت گردد؟ یا اینکه به کمک اصول کلی زیبایی شناسی کلیه هنرها از جمله نقاشی و مجسمه سازی، مانند موسیقی و معماری مورد سنجش و بررسی قرار گیرند؟

آیا مرز بین هنرهای نمایشی و غیر نمایشی مشخص است؟

حد و مرز آن کجا است؟

برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...



ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب :
برچسب ها : انتزاعی، هنر گرافیک، آبستره، نقاشی، عکاسی انتزاعی، هنرمند،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 فروردین 1396
هنر گرافیک
هنرگرافیک

عده‌ای لغت «آبستره» را به معانی انتزاع و تجرید تعبیر و معنی می‌کنند و معتقدند که کلیه آثار انتزاعی و تجریدی، معنی ترجمه شده‌ای از کلمه آبستره هستند، در حالیکه چنین نیست و ما در این سلسله گفتارها به تفاوت نادرست ترجمه آبستره خواهیم پرداخت، از هنگامیکه آثار آبستره در هنر نقاشی پدیدار شد دامنه وسعت انتقال و گسترش آن به سراسر جهان راه یافت از جمله هنر ایران را نیز تحت‌الشعاع قرارداد و تعدادی از هنرمندان ایرانی پیرو این نوع هنر شده و در صدد برآمدند که ابتدا به ساکن آن را برای جامعه ما معنی و ترجمه کنند.

به همین دلیل آنچه آن گروه اندک از هنرمندان ایرانی به ترجمه لغت آبستره دادند مفهوم و تعریفی شد که تاکنون نیز ادامه یافته و در عرصه هنرهای مختلف از آن یاد می‌شود. همه اهمیت ماجرا در ترجمه‌ای است که آنان از آبستره در اختیار اهل هنر قرار دادند آنان می‌گفتند که آبستره، به معنی انتزاع و تجریه است و هر اثر تجریدی یا انتزاعی به معنی همان انتزاع بوده و این گفته چنان وسعت یافت که امروزه در همه مجامع هنری و محافل آموزشی از ترجمه آبستره به همین معنی انتزاع و تجرید استفاده می‌شود در طول سالیان متمادی که بر هنر ایران بعد از ورود سبکها و مکتبهای هنری گذشت هیچکس پیدا نشد که بر روی ترجمه این کلمه به صورت جدی و اساسی فکر کند و معانی ترجمه شده به این هنر را مورد ارزیابی و تفحص قرار داده و معنی و مفهوم اصلی آن را در اختیار هنرجویان و هنرمندان و بطور اخص پژوهشگران قرار دهد. لذا بدلیل همین نقیصه حتی اساتید اهل فن نیز به اشتباه رفتند و همین معانی ترجمه شده‌ای که از آبستره در گذشته شده اشتباه را در آثاری که از خود به چاپ می‌رساندند نیز نام برده آن را به اقصاء نقاط کشور منتقل کرده از همین روی گسترش بی‌مانندی یافت همین ارزیابی شتابزده آنان از مفهوم این هنر باعث گردیده که امروز کمتر محقق و فرد اهل فکری آستین بالا زند و دست بکار شود و سره را از نامبرده باز شناساند و معنی در خور و قابل در اختیار مخاطب قرار دهد هر چند کار بر روی این موضوع بسیار سخت و دشوار گردیده، چون معنی انتزاع و تجرید برای کلمه آبستره کاملاً جا افتاده و ذهن مخاطب در بازشناسی تعبیر و مفاهیم جدید از این کلمه بسیار مقاومت خواهد کرد. گاهاً آن را نخواهد پذیرفت بنابر این با همه سختی و نیروهای مانع که در پیش روی این تحقیق خواهیم داشت باز هم با جدّیت به سوی تجریه و تحلیل این موضوع خواهیم رفت و آن را از پایه و ریشه تا سمت و سویی که بالا رفته و قد کشیده و شاخه دوانده، دنبال و پی خواهیم گرفت.

در همینجا بگوییم، لغت آبستره Abstract که در میان زبان ما به واژگان متفاوت از جمله «انتزاع و تجرید» ترجمه شده، کاملاً اشتباه و بی‌معنی است و عده‌ای به اشتباه از این لغات در محافل و امکان‌های آموزشی هنر از آن نام می‌برند.

در اینجا به شرح توضیح خواهیم داد که لغات «انتزاع و تجرید دارای چه نوع معنی و مفهومی هستند، بطوریکه این دو هنر هم از جهت نوع مفهوم و هم از حیث کاربردی بودن بسیار با یکدیگر فرق دارند.

هنرهای انتزاعی، به آثاری‌ گفته می‌شوند که قصد دارند فرم یاشکل مورد نظرشان را تا به حدی خلاصه و تجزیه کنند که از اسم اصلی آن شى دور نشوند و قبل از اینکه آن شى مورد نظر به نهایت خلاصه شدن می‌رسد دست از کار می‌کشند و دیگر آن شى را خلاصه و تجزیه نمی‌کنند.

ابتدا هنر «آبستره» به آنگونه آثاری گفته می‌شود که بسیار مجهول و نامحسوس و غیر قابل پیش بینی و به دور از انتظار مخاطبان است. کلیه آثار آبستره از نوع نقاشی صرفاً برای دیدن و تماشاکردن و از نوع آثار حجمی صرفاً برای لمس کردن نه برای لذت بردن و به خاطر سپردن ساخته می‌شوند، بنابر این هیچیک از مخاطبان نباید با مواجن این آثار انتظار رؤیت یک صفت اخلاقی یا یک فضیلت معنوی را داشته باشند، زیرا هنرمندان اینگونه آثار بدون در نظر گرفتن هیچگونه قصد و موردی به خلق آن دست می‌زنند به همین دلیل آثار آبستره هرگز مشمول نقد منطقی نمی‌شوند چون از یک ذهن و فکر منطقی تراوش نکرده‌اند که انتظار چنین نقدی از آنان برود هنرمندان آبستره‌ساز هرگز نمی‌دانند که (چرا و چگونه؟) به این اثر رسیده‌اند آیا هرگز می‌فهمند که چه می‌خواهند و قصدشان از آنچه ساخته‌اند چه بوده، آنان نگاهشان را متوجه بیننده آثار خود کرده و میخواهند بدانند که آنان چه دیده یا لمس کرده‌اند برایشان جالب است که بدانند آیا توانسته‌اند با آثار خود، مردم را به غایت (ندانستن) ارجاع دهند. آنان به آن دسته یا گروه از مخاطبانی که با رؤیت آثار آبستره، کلماتی همچون بی‌معنی و منحط و بی‌ربط،... بکار می‌برند هیچ کاری ندارند چون بار بردن این‌گونه کلمات و یا نظایر آن نشان می‌دهد که بیننده با این نوع آثار ارتباط برقرار کرده که توانسته در تحلیل خود برای آنان از چنین کلماتی نام ببرد، در واقع هدف و مقصود از ساختن چنین آثاری این است که هیچکس نداند برای چه هدفی ترمیم و یا ساخته شده‌اند و برای چه هدفی در یک گالری به نمایش گذاشته شده‌اند.

آبستره، انتزاع یا تجرید

اما هنر انتزاع و تجرید، دارای هدف و مقصودی کاملاً معنی‌دار و غایتی اخلاقی، انسانی هستند، «انتزاع» اسم فاعل منتزع بوده و به معنی جدا شدن و خلاصه شدن است از همین رو با معنی تجرید می‌توانند مفهوم نزدیک به هم داشته باشند چون تجرید نیز به معنی مجردشدن و رها بودن و تنهایی جستن است، به لحاظ اخلاقیات انسانی هر دو گونه این هنر دارای غایات انسانی هستند و دارای پویشی هدفمند بوده که حتی از نوع انتزاع می‌تواند فطرت انسان را در بر گیرد. باید یادآور شویم که هنرهای انتزاعی و تجریدی، از جمله آثار مادی بوده به همین لحاظ دنیوی بودن اینگونه آثار کاملاً مشخص و معلوم می‌باشد.

هنرهای انتزاعی، به آثاری‌ گفته می‌شوند که قصد دارند فرم یاشکل مورد نظرشان را تا به حدی خلاصه و تجزیه کنند که از اسم اصلی آن شى دور نشوند و قبل از اینکه آن شى مورد نظر به نهایت خلاصه شدن می‌رسد دست از کار می‌کشند و دیگر آن شى را خلاصه و تجزیه نمی‌کنند.

برای این تعریف به اثر «پرنده فضایی» اثر برانکوزی نگاه کنید این یک اثر انتزاعی است اما به نسبت نامی که بر روی این اثر گذاشته یعنی پرنده فضایی، نشان می‌دهد که هنرمند قدری زیاده‌روی کرده است، زیرا ما در تعریف انتزاع گفتیم، انتزاں در یک اثر هنگامی رُخ می‌دهد که هنرمند، شى مورد نظر خود را تا بجایی خلاصه کند که از اسم اصلی آن شى دور نشود یعنی قبل از اینکه آن شى به نهایت تجزیه شدن به لحاظ شکل و طرز اعضا و اندام بیرونی، باید فوراً دست از کار بکشد، در غیر اینصورت آن شى از اسم اصلی خود دور شییده و ناشناخته میگردد. مانند همین تصویری که ملاحظه می‌کنید.

در واقع هیچ یک از آثار انتزاعی، اثری نا مفهوم و نامعلوم در خود ندارند و آنچه ناپیدا و مجهول می‌نمایاند به «آبستره» تعلق دارد، زمانی در یک اثر هنری انتزاع رُخ می‌دهد که هنرمند خواسته باشد مشکلی را در نهایت حد ممکن، مجرد سازد؛ بطوریکه بعد از آن نتوان شکل مورد نظر را مجرد یا خلاصه‌تر کرد، اگر بعد از نهایت خلاصه‌گی ، باز هم هنرمند در تدارک خلاصه‌تر کردن طرح شى مورد نظر خود باشد، طرح آن شى را به «آبستره» نزدیک کرده و از «انتزاع» دور شده است.

اگر بعد از نهایت خلاصه‌گی ، باز هم هنرمند در تدارک خلاصه‌تر کردن طرح شى مورد نظر خود باشد، طرح آن شى را به «آبستره» نزدیک کرده و از «انتزاع» دور شده است.

با همین تعریفی که از انتزاع و آبستره، صورت گرفت به ساده‌گی نشان میدهد که انتزاع یک روش اکتسابی است و همه هنرجویان می‌توانند درکسب مهارتهای آن شرکت جویند و از توانهای حس بصری آن بهره گیرند.

اما تجرید به هرگونه اثر مادی گفته می‌شود، انتزاع نیز یک‌اثر مادی است زیرا توسط یک هوش تجریدی به‌ثمر رسیده، گاهاً تجرید، به هرگونه روش راه بردن ماده را گوین یا هرگونه روش شناخت و مطالعه مواد و یا تجزیه و تحلیل و هدایت کنترل ماده را گویند، دراینجا از ترکیب حرفهای متفاوتی سخن به‌میان‌می‌آید که در میان همه آن‌ها مرادو منظور ما تجزیه و تجربه طرح ایده‌ای تازه از تعریف انتزاع و تجرید است که میتوان بوسیله آن در عالم هنر به این شکل هم فکر کرد و یا عمل نمود، بنابر این همه آنچه گفته می‌شود برای معنی‌شدن آثار هنری به کار گرفته شده است.





نوع مطلب : آموزش، 
برچسب ها : آبستره، انتزاعی، نقاشی انتزاعی، نقاشی آبستره،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 28 فروردین 1396
هنر گرافیک


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4