تبلیغات
هنر گرافیک - انسان وانهاده، نمایشگاه رنگ رخسار محمد علی بنی‌اسدی
 
هنر گرافیک
فرزند هنر باش نه فرزند پدر؛که فرزند هنر زنده کند نام پدر
درباره سایت هنر گرافیک


این سایت در زمینه گرافیک و طرح های زیبا و حرفه ای گرافیکی فعالیت میکند،علاقه مندان به این رشته میتوانند به بحث و گفت و گو و تبادل نظر با همدیگر در مورد کارها بپردازند و کارهای خود را برای نمایش دادن در سایت به ایمیل honaregraphic1@gmail.com ارسال کنند.
خواهشمند است در نقد و بررسی کارها از بیان نظرات غیر هنری خودداری شود،با تشکر ازحضور گرمتان،در سایه خداوند زیبایی ها موفق و سرافراز باشید.


نحوه ارتباط با ما:
honaregraphic1@gmail.com
همچنین از طریق بخش نظرات میتوانید ایمیل خود را به صورت صحیح درج کرده و درخواست خود را ارسال کنید

با به روزترین و متنوع ترین وبگاه هنری ایران همیشه همراه ما باشید.

مدیر سایت : هنر گرافیک
آرشیو سایت هنر گرافیک
نویسندگان
سفارش طراحی کارهای گرافیکی به صورت حرفه ای
{ آمارگیر
هنر محمد علی بنی‌اسدی را نمی‌توان به یک مدیوم مشخص محدود کرد، با این وجود در نمایشگاه رنگ-رخسار، بنی‌اسدیِ نقاش را می‌بینیم. امیر سقراطی در یادداشت خود بر نمایشگاه، تصویری کلی از پایه‌های تفکر این هنرمند و تفاوت‌های آثار تازه‌تر او با گذشته به دست می‌دهد و در قسمت‌هایی با توصیفات شاعرانه مخاطب را برای مواجهه با هجوم رنگ آماده می‌کند. این مجموعه شامل بیست و دو تابلو است که می‌توان در سه قسمت مجزا بررسی کرد؛ نخست آثاری که لحن روایی و نشانه‌شناسی اسطوره‌ای در آن‌ها مشهود است، دوم آثاری که ارجاع تاریخ هنری دارند و سوم پرتره‌هایی تک افتاده در ابعاد کوچک. آثار این مجموعه -جز در مواردی اندک- ابژه هماره مکررِ تاریخ هنر نقاشی را در وجوه مختلف آن احضار می‌کنند و البته از آن فراتر می‌روند؛ آن ابژه همیشگی “زن” است.

baniasadi00
در تابلوهای دسته نخست، با تصویرِ انسان در وضعیتی نمادین و در ارتباط بی‌واسطه با کهن الگوها روبرو هستیم که گویی در کسوت آنیما ظاهر می‌شود اما در دیگر آثار وجوهی خودآگاهانه و ملموس‌ می‌یابد. در اینجا او نماینده یک کاراکتر نیست بلکه یک تیپ است؛ مخاطب با داستانِ شخصی هنرمند مواجه نیست بلکه با قصه سروکار دارد، با همان وضعیت بی کنشِ زمان “یکی بود یکیی نبود”. انسان در این آثار در حال استحاله به امر مجرد است و خلاصه‌سازی‌های کوبیستی در اینجا برای نقاش یک مطالعه دیداری نبوده بلکه وسیله تجرید فرم در خدمت معناگرایی است.baniasadi01
در گروه دوم، هرکجا که می‌توان ارجاع به رفتار نقاشانه و نوع دیدن را به جای ارجاع مستقیم فرم و ترکیب‌بندی دنبال کرد، نقاش در از آن خود سازیِ بخشی از تاریخ هنرموفق‌تر بوده است. آنجا که تلفیقی از رویکردهای مدرن نقاشی با مهارت هنرمند گرد می‌آیند مخاطب با نگاهی تازه در حوزه دیدن روبرو است اما برای نمونه در دوشیزگان آوینیون، دیدن به سبک کوبیسم به چالش کشیده نشده بلکه تنها ظاهر فرمِ کوبیستی در جهت احضار اثر مورد ارجاع برای سوار کردن اثر تازه بر بستر معنایی آن به کار گرفته می‌شود. اثر مورد ارجاع قالبی است در دست نقاش برای به تصویر کشیدن زن در وجوه مختلف آن؛ در وجه جادووش، در تیپی ازلی، در تصویری اغواگر و در کاراکتری روزمره و آشنا.mohammad ali baniasadi 7 1
تصویر زن در آثاری که از نظر زمانی، اواخر مجموعه محسوب می‌شوند به سوی تیپ زن اغواگر کاملا زمینی متمایل می‌شود. اما در این میان زاویه‌ای دیگر از زن نیز در تعدادی آثار به چشم می‌خورد که باز وجهی ازلی به آن می‌دهد و آن زن-مرد است. دخترانی با موی کوتاه و بدنی قرص و محکم و صورت‌هایی بی‌حالت که می‌توانند در آن واحد هم زن و هم مرد باشند. حذف جنسیت از این پرتره‌ها بویژه در آثار کوچک که در آن از تراکم تاش‌های رنگی خبری نیست و نقاش توانسته با چند حرکت ساده به موفق‌ترین آثار این مجموعه دست یابد، تصویری بکر از انسان بی‌روح و بی‌حالتی نشان می‌دهد که با لبخندی گنگ یا نگاهی خیره مثل ماسک یا عروسکی بی‌احساس خشک شده است. این پرتره ها تصویری واقعنمایانه تر از انسان تنهای معاصر به دست می‌دهند. در این آثار هنرمند توانسته از اغواگری عمل نقاشانه و بازیگوشی رنگارنگ دیگر آثار عبور کند و در کادری کوچک آرام بگیرد. در اینجا که همه چیز حذف می‌شود، کادر بسته می‌شود و دیگر نیازی به پرکردن خلاء هستی متجلی در بوم نیست، راحتی و ناخودآگاهی هر تاش مجال حضور می‌‌یابد.baniasadi03
با وجود این دسته بندی، هنرمند استراتژی مشترکی را در خلق اغلب آثار این مجموعه پی گرفته است. در اکثر آثار بزرگ با یک پترنِ انتزاعیِ اکسپرسیو مواجه هستیم که یک استخوان بندی مرکزگرا آن را متمرکز می‌کند. پالت رنگی متنوع مجموعه که تسلط و جسارت هنرمند را به نمایش می‌گذارد، مخاطب را در‌بر‌می‌گیرد و لایه لایه تا خاکستری سرد زیر آستر فرو می‌برد. اما هنرمند او را در این پیچش‌های رنگارنگ رها نمی‌کند و با عنصری ایستا به این آشفتگی انسجام می‌بخشد.baniasadi04 این نیاز به ایستایی فرم و از طرف دیگر پویایی بی‌محابای رنگ، رفتاری دوگانه است که اثر را در نقطه‌ای امن نگه می‌دارد. نقاش مدام بین رها کردن و پاگیر کردن خود، میان احساس و تعقل در رفت و آمد است. آنچه عصیان او را مهار می‌زند خود را در ترکیب بندی مرکزگرا و گاه قرینه، تمامیت و یکپارچگی بدن و دورگیری‌های مشخص نمایان می‌کند. این عنصر مرکزی، یا همان مسئله اصلی هنر بنی اسدی که همچون قهرمان قصه در مرکز کادر قرار می‌گیرد، انسان است؛ انسانی وانهاده که در تلاش است با اتصال به هویتی جمعی به تلاطم شرایط زیست فردی خود انسجام ‌دهد.baniasadi05






نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 آبان 1396
هنر گرافیک
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.