تبلیغات
هنر گرافیک
 
هنر گرافیک
فرزند هنر باش نه فرزند پدر؛که فرزند هنر زنده کند نام پدر
درباره سایت هنر گرافیک


این سایت در زمینه گرافیک و طرح های زیبا و حرفه ای گرافیکی فعالیت میکند،علاقه مندان به این رشته میتوانند به بحث و گفت و گو و تبادل نظر با همدیگر در مورد کارها بپردازند و کارهای خود را برای نمایش دادن در سایت به ایمیل honaregraphic1@gmail.com ارسال کنند.
خواهشمند است در نقد و بررسی کارها از بیان نظرات غیر هنری خودداری شود،با تشکر ازحضور گرمتان،در سایه خداوند زیبایی ها موفق و سرافراز باشید.


نحوه ارتباط با ما:
honaregraphic1@gmail.com
همچنین از طریق بخش نظرات میتوانید ایمیل خود را به صورت صحیح درج کرده و درخواست خود را ارسال کنید

با به روزترین و متنوع ترین وبگاه هنری ایران همیشه همراه ما باشید.

مدیر سایت : هنر گرافیک
آرشیو سایت هنر گرافیک
نویسندگان
سفارش طراحی کارهای گرافیکی به صورت حرفه ای
{ آمارگیر

hossein vala manesh 20

براساس ثبت تاریخ، اصطلاح هنر مفهومی به جریانی اطلاق می‌شود که اوج آن بین سال‌های ۱۹۶۶ و ۱۹۷۲ میلادی در غرب بوده است.

آنچه هنر مفهومی را یکپارچه کرده نه تنها مقابله با الگوی «مدرنیستی هنر» است؛ بلکه آموزه‌هایی است؛ که از سایر جنبش‌های قرن بیستم فرا گرفته است؛ به عبارتی، غلبه بر افقی است؛ که در آن هدف اصلی هنر خلق چیزی زیبا یا به لحاظ زیبایی‌شناسانه لذت بخش نمی‌باشد.22 Thorn ladder 2002

به زعم نخستین هنرمندان این جنبش، اگر هنر ما را به فکر وا ندارد چیزی زاید است. با این حال بیش‌تر نگرش‌های هنری موجب تأمل نمی‌شوند و همچنان اصالت خود را در رفتاری مصرف گرایانه از هنر و هنرمندان مبتنی بر زیبایی و مهارت فنی می‌دانند.

هنر مفهومی به کندوکاو در مرزهای اثر هنری می‌پردازد. همچنین به پرسشگری در این خصوص که قلمرو امر هنری کجا پایان می‌یابد و قلمرو سودمندی کجا آغاز می‌شود. هنر مفهومی سودآوری اقتصادی شی‌ء هنری را مورد شک قرار می‌دهد و با رسانه‌های سنتی نظیر نقاشی و یا مجسمه‌سازی متعارف میانه‌ای ندارد.13 You will become earth 2004

ویژگی اساسی‌تر هنر مفهومی نگرشی است که خود را هنر ذهن و تعقل می‌نامد و نه هنر حواس و محسوسات. این خاصیت، اثر هنری را در تعارض با ساحت شی‌ء صرف در جایگاه ایده‌ها قرار می‌دهد.

این هفته در گالری پروژه‌های آران شاهد برپایی نمایشگاه حسین والامنش هنرمند مفهومی ساکن استرالیا هستیم. حسین والامنش متولد ۱۳۲۷ در تهران است. وی دیپلم نقاشی را از هنرستان هنرهای زیبا تهران دریافت نمود و فارغ‌التحصیل دانشگاه هنرهای زیبای استرالیای جنوبی است. همچنین والامنش در کارنامه کاری خود چهل نمایشگاه انفرادی را ثبت کرده است.Hossein Valamanesh On Reflection

اکنون پس از سال‌ها وی به وطن خود بازگشته و نمایشگاهی با مضمون «از کجا آمده‌ام» را در معرض دید هموطنان خود قرار ‌داده است. آثار والامنش اغلب چیدمان‌هایی هستند که بدنه مادی قدرتمندی نداشته، اما خلاقیت روحی و نگاه تیزبین و طبیعت محوری را براساس نظام‌مندی هنر مفهومی بازتاب می‌دهند. تمایز این نمایشگاه با دیگر آثار قبلی هنرمند در ماندگاری و حضور شی‌ء اثر هنری است. اغلب کارهای این کارنما قابلیت ارایه و فروش دارند، نکته‌ای که چرخش این روزهای هنر مفهومی را در ابعاد جهانی مشخص می‌کند. برخورد والامنش با ادبیات و مظاهر هنر ایرانی اسلامی نه از روی انتقاد و نه در مقام تأکید هویت محور است؛ بلکه او تنها در پی ارایه مفاهیم و افق‌هایی است که دغدغه ذهن جست‌وجوگر  و ایده پردازش حول آن می‌گردد.15 Architecture of the sky no.2

استفاده از زبان و تکرار کلماتی چون عشق، مستی، هستی و آزادی جایگاه هستی‌شناسانه و سؤال برانگیزی برای مخاطب ایجاد می‌کند. ساختار دقیق آثار، ارجاعات ظریف بصری‌ را به‌همراه دارند؛ که کلیتی غیرقابل انکار را حاصل آورده‌اند؛ رؤیای هنرمند نه در فرم که در نحوه سامان بخشی و برخورد کنش‌گرایانه وی متصور است.1 Hasti Masti 2016

ارجاع میان متنی کلمه حافظه یا مموری به چوب خط آنچنان که خود وی توضیح می‌دهد، تنها برای خالق اثر قابل انکشاف است. استفاده از چوب برای بافت نوشتاری نکته‌ای است که در تابلوی دیگری شاهد آن می‌باشیم. جداسازی پدیداری کلماتی مانند مستی و هستی جانانه بازگشتی به مفاهیم عارفانه ادب فارسی در قالبی نوین همراه با سادگی است. این فرم‌های گیاهی و خط نوشته‌ها در آثار ده سال اخیر هنرمند ظاهر گردیده‌اند.11 Memory Stick 2008

امکان تداعی لحظات ظریف الهام و رفتار هنری هنرمند نکاتی است که مخاطب به‌خوبی آن را درمی‌یابد. در اثر دیگری که بیننده با شعری از مولانای رومی (از کجا آمده‌ام  آمدنم بهر چه بود …) مواجه می‌گردد، حضور خداگونه‌ای در گستره نقشه جهان تمایز میان مفهوم و مکان را بازخوانی می‌کند. پدیده مهاجرت‌های امروز بشری در تناقض با جست‌وجوی عارفانه وطن ابدی انسان (آنچه در شعر مقصد است) قرار‌ می‌گیرد، لحظه‌ای ذهنی را  شکل داده است؛ گویا هنرمند پای در جهان دارد و سر در آسمان.5 ‘Where do I come from ’ 2013

پارادوکس‌های بصری مفهومی والامنش در تمامی آثارش مشهود است. کتابی که باز خوانده می‌شود، ولی دارای اوراقی لایه لایه و پیچیده و فرمی از سردیس انسانی دارد. این میان ماندن، لذت عقلانی وافری برای بیننده به ارمغان می‌آورد، که پاسخی برای آن ندارد و تنها موقعیتی است؛ که پذیرش ادراک افق‌های بلند و نامفهوم هستی را فراهم آورده.hossein vala manesh 1

رویکرد والامنش به گذشته و خاطراتش در اقلیم مادری خود حاکی از سبک‌بالی و فراخ‌نگری جریان سیال طبیعت در این فرهنگ است. او خود می‌گوید «عناصری مانند فرم، محتوا و زیبایی شناسی در هنر من جدا نمی‌گردند، تنها دری باز می‌شود و اجمالاً واقعیت را می‌توان حس کرد و متوجه خاصیت فناپذیری طبیعت شد؛ که مفاهیمی مانند فقدان، مرگ، چرخه ابدی، بودن و نبودن را یادآوری می‌کنند.» در اثری به نام دوطرف قصه، زمانی که دو شمع در کتابی باز و در مقابل آن قابی خالی قرار می‌گیرد، اشاره‌ای شاعرانه به تولد و مرگ دارد. علاقه والامنش به درک و دریافت آزادگی انسان در عین تعلق به ذات طبیعت، ماده خام شاعرانگی عقلانی را در آفرینش هنری او شکل داده که متضمن نگاهی ساده و در عین حال متعهد به اخلاقی انسانی است.

hossein vala manesh 4





نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 آبان 1396
هنر گرافیک
احساس واقعی نشأت گرفته از خلوتی است که جبر تن، مکان و زمان بر ما تحمیل می‌کند، بازتاب تصاویر در هم نقاش، راه نجاتی بر تألم ناچاری و ادامه دادن است.
اتاق‌ها و فضاهای تصویری رضا سمیعی، معصومانه حیات خوابگردی پاییزها را قوام بخشیده است؛ خشونتی نه چندان غیر قابل باور و لطافتی که سراپا پدیداری احساسات نقاش را بازگو می‌کند.reza samiee 10
رمانتیسم سمیعی از جنس معاصر زندگی است. در خیابان‌های تهران نوستالژی دور افتادن نه یک تقدیر تاریخی معمول، بلکه یک ایجاب و شتاب‌زدگی غیر طبیعی است. هنگامی که در مقابل تابلوی ترجمه‌ی تنهایی سمیعی ایستادم، بدن تکه تکه در فضای محفظه‌ای طاقچه‌ای با رنگ‌های خاکستری و گاهاً فام تنها چشمان نیم تنه را به خود جذب کرد. ملحفه‌ای از خشونت، نفرت و انهدام اندام‌های مانکن‌های درهم پیچیده شده.reza samiee 20
سمیعی با قدرت، جنس دوگانه‌ای از بافتار تصویری، یعنی کلاژهای واقعگرای عکس‌گونه و نقاشی را شکل می‌دهد. مخاطب در نظر نخست این تمایز را درک نمی‌کند، اما با گذر زمان جنس تصاویر عکس گونه از بدنه نقاش جدا شده و شکلی از آوارگی و تناقض نمایی را ارایه می‌دهند. گریز نقاش از هارمونی نه در عمد تکنیکی بلکه در فقدان پذیرش همگنی آنچه واقعیت اطراف می‌نامند هویت می‌یابد.reza samiee 16
در کارنمای سمیعی آثار بزرگ‌تر عقلانیتی استوار به خاطرات زندگی دارد. خاطرات فراق، این جدایی‌ها حاصل سفرها و مرگ‌ها نیست، بلکه در عین حضور فیزیکی رخ می‌دهد که ماحصل ماسک‌های متداولی است؛ که در زیست اجتماعی قطورتر گردیده و در زندگی‌های خصوصی ملموس‌تر می‌گردد و در انتها به حقیقتی مهیب‌تر مبدل گردیده است؛ حقیقت تنهایی و مسئولیت فردیت بر شانه‌های تمامی انسان‌ها.reza samiee 13
موریس بلانشو در کتاب آخرین انسان می‌سراید:
– چه کسی باید ستایش شود، که به سراغ‌مان می‌آید، که به انتظار ماست!
– «مارما»
– و خورشید ـ خورشید نورش را از کجا می‌آورد.
– فقط و فقط از ما
– و آسمان ـ آسمان دقیقاً چیست؟
– انزوایی که درون ماست.
– پس به که باید عشق ورزید؟
– «من»reza samiee 14
سبُکی تحمل ناپذیر زیستن امروز، رنگی از دلنگان ماندن در مکعب‌های خاکستری و رنگین با حباب‌های کذب مصطلح و بخاراتی دارد که سمیعی آن را معنا بخشیده است؛ پرده‌ای نه چندان تابع زیبایی و نه چندان مطبوع سبک‌های متداول تاریخ هنری، تراژدی روایت نقاش آرام و طغیان‌گر نیست. در این آثار هنرمند تحت قیومیت اسطوره‌های قومی تمایلی به طغیان، نبرد و تخاصم ندارد. مانکن‌های نقاش در هیأت گارسون رستوران، روزمرگی خوراک صورتک‌های دیجیتال را سرو می‌کند.reza samiee 18
کیفیت استعاره‌ای منطق تصویری سمیعی در بیان قدرت انضباطی جامعه مدرن شکل گرفته است؛ قدرتی مبتنی بر تفرد و انزوای پنهان شبکه‌های فضایی؛ آیا دیوارهای نقاش سلول‌های انفرادی معاصر است!reza samiee 5
چراغ‌های خاموش پنجره برج‌های گرانقیمت و یا اطاق‌های ارزان‌قیمت پانسیون‌ها کارمندی نیست. این سود مداری امروز آیا حاصل فردباوری نیست؟ تنه‌های جامانده میان دو فضا تمثیل چیست؟ عشق و …، فردیت و فرد چیست. کدام جهان را سامان می‌دهد کدام چند درصد باعث خرید بیشتر می‌گردد و جهان رنگارنگ تابلوهای تبلیغات را گسترش می‌دهد. هیچکدام تنها دلنگان ماندن میان این دولت که فواصل نامطبوع را معنا می‌کند.




نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 آبان 1396
هنر گرافیک
mahnaz minavand 16 خاطرات مجموعه‌ای از چیزهایی است که در یادها می‌مانند، گاهی همان‌گونه که واقعاً بوده‌اند و گاهی آن گونه که ما دوست می‌داریم به یادشان بیاوریم. طاقچه، در قصه و خاطره ایرانی ما حضور داشته و دارد و هنوز ردپای آن را می‌توان در ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات روزمره بازجست.
مهناز میناوند، عکاسی است که طاقچه‌ها را جست‌وجو کرده و آن‌ها را ثبت نموده است. طاقچه به مثابه نمودی از فرهنگ خاطره پرست ایرانی است. خود طاقچه‌ها اغلب محلی برای نگهداری اشیایی بودند که برای خانواده عزیز و دارای خاطره محسوب می‌گشت. اما سرانجام سودجویی‌ها بر این خاطرات خط بطلان کشیدند و این تمایل عجیب به نو شدن بی‌ریشه نسل طاقچه‌ها را در خطر انقراض قرار داد.
mahnaz minavand 13 مهناز میناوند در مجموعه عکسی که در نگارخانه عمارت روبرو ارایه داشته، گذری برحال امروزین طاقچه‌ها داشته است. او توانسته مجموعه گسترده‌ای از این عنصر معماری و حواشی مربوط به آن را ثبت کند و در این نمایشگاه به تماشا بگذارد.
طاقچه‌هایی در یک یا چند خانه، طاقچه‌هایی ساده یا گچ‌بری شده و مدل‌دار و رابطه ظریف آن با فضای خانه‌ای که پیرامونش حضور دارد و آن را مانند عنصری بدیهی در خود پذیرفته است.
mahnaz minavand 11 آثار گزارشی و پژوهشی میناوند که دارای زیبایی‌شناسی مطلوب و تکنیک عکاسی مرتب و بی‌اشکالی هستند، راوی تناقض‌ها، علایق پنهانی و سنت طاقچه آرایی ایرانی هستند. این مجموعه، هرچند ظاهری نوستالژیک و خاطره مآبانه دارد، اما در باطن بیشتر به یک مطالعه جامعه‌شناسانه می‌ماند و با ظرافت لایه‌های فرهنگی و قومی ما را به مدد نشانه‌های آشکار شیئی به تماشا می‌گذارد.
در این تصاویر، با انبوه اشیایی مواجهیم که طاقچه نشینی‌شان نشان دهنده اهمیت آن است و در این مجموعه از اشیا ارزشمند تا نمادها و نشانه‌های مذهبی را می‌توان پی گرفت.
mahnaz minavand 3 آثار میناوند همچنین انواع مختلف طاقچه را نیز نشان می‌دهد که خود قابل صورت‌بندی به طاقچه‌های گود و طاقچه‌های برآمده است و در هر دو گروه می‌توان ردپای پیشرفت صنعت بنایی را به درستی مشاهده کرد. همچنین کاربردهای سنتی و نوین آن را. هرچند در روزگار ما با خانه‌های کوچک و اندوهگین، طاقچه‌ها کارکرد خود را از دست داده‌اند و به ندرت در یک خانه مدرن اثری از آن یافت می‌شود. اما جایگاه آن در خاطرات متولدین دهه‌های چهل، پنجاه و قبل‌تر پررنگ و قابل توجه است، به همین خاطر هم هست که دیدن آن در تصاویر میناوند خاطره انگیز است.mahnaz minavand 4 نکته دیگر حائز اهمیت این نمایشگاه، توجه به تولید و ارایه این دست از آثار است. آثاری که زاویه دید روایی مبتنی بر ثبت و گردآوری را پیش می‌گیرند. در این نوع آثار تصویر از فرو رفتن به رمانتیسیزم احتراز می‌کند و بیان شاعرانه را کنار می‌گذارد.
تصاویر میناوند هر قدر که شفاف و رو راست هستند، همان قدر نیز رنگارنگ و جذاب می‌توانند باشند و مملو هستند از نشانه‌های تصویری قومی و مذهبی که در تک تک اشیاء درون کادر خود را نشان می‌دهند، حتی در حضور اشیا مدرن روی طاقچه‌ها، اما در عین حال کنارهم نشینی آثار در یک مجموعه کامل و گسترده با موضوعی واحد وجهی پژوهشی و استنادی به آن می‌دهد.
در آثار میناوند چیدمان صورت نگرفته و زادیه دید تصویر اول دوربین، و انتخاب لنز خنثی است و به مخاطب اجازه نمی‌دهد علی‌رغم بار قوی اشیا درون کادر با آن برخوردی احساسی داشته باشد.
mahnaz minavand 2 میناوند دفترچه‌ای از مستندات به جای مانده جامعه‌شناسانه یا مردم شناسانه از یکی از عناصر معماری ایرانی را پیش روی ما می‌گشاید که بیانگر سبک زندگی سنتی متأخر ایرانی است؛ که به‌سرعت در حال از بین رفتن است؛ همانند بسیاری از سنت‌های دیگر.mahnaz minavand 17 (امروزه در معماری خانه‌های مدرن تقریباً هرگز طاقچه‌ای در نظر گرفته نمی‌شود. شاید علت آن صرفه‌جویی در فضای خانه) یا جایگزینی کمدهای دیواری یا بوفه‌ها و ویترین‌ها به جای آن باشد. این سنت حتی شاید به جابه‌جایی‌های ناگزیر یا تنوع طلبی در چیدمان خانه اشاره کند. به هر حال نتیجه‌گیری از این مجموعه عکس برعهده جامعه شناسان است. و میناوند در این میان نقش خود را به‌درستی ایفا نموده است.
در رابطه با این مجموعه همچنین باید به ارزش این نوع عکاسی اشاره کرد که در جامعه ما مغفول مانده و هرچند به صورت پروژه‌های دانشگاهی به آن پرداخته می‌شود، اما در ارایه حرفه‌ای کمتر به آن اقبال می‌شود، در حالی که این آثار چه به لحاظ محتوی و چه به لحاظ فرمی دارای ارزش مختص به خود هستند که هم می‌تواند از نظر شیئی و هم از نظر فرهنگی جایگاه خوبی را ارایه دهد، و دیدن این آثار در این نمایشگاه قابل توجه است.




نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 آبان 1396
هنر گرافیک
هنر محمد علی بنی‌اسدی را نمی‌توان به یک مدیوم مشخص محدود کرد، با این وجود در نمایشگاه رنگ-رخسار، بنی‌اسدیِ نقاش را می‌بینیم. امیر سقراطی در یادداشت خود بر نمایشگاه، تصویری کلی از پایه‌های تفکر این هنرمند و تفاوت‌های آثار تازه‌تر او با گذشته به دست می‌دهد و در قسمت‌هایی با توصیفات شاعرانه مخاطب را برای مواجهه با هجوم رنگ آماده می‌کند. این مجموعه شامل بیست و دو تابلو است که می‌توان در سه قسمت مجزا بررسی کرد؛ نخست آثاری که لحن روایی و نشانه‌شناسی اسطوره‌ای در آن‌ها مشهود است، دوم آثاری که ارجاع تاریخ هنری دارند و سوم پرتره‌هایی تک افتاده در ابعاد کوچک. آثار این مجموعه -جز در مواردی اندک- ابژه هماره مکررِ تاریخ هنر نقاشی را در وجوه مختلف آن احضار می‌کنند و البته از آن فراتر می‌روند؛ آن ابژه همیشگی “زن” است.

baniasadi00
در تابلوهای دسته نخست، با تصویرِ انسان در وضعیتی نمادین و در ارتباط بی‌واسطه با کهن الگوها روبرو هستیم که گویی در کسوت آنیما ظاهر می‌شود اما در دیگر آثار وجوهی خودآگاهانه و ملموس‌ می‌یابد. در اینجا او نماینده یک کاراکتر نیست بلکه یک تیپ است؛ مخاطب با داستانِ شخصی هنرمند مواجه نیست بلکه با قصه سروکار دارد، با همان وضعیت بی کنشِ زمان “یکی بود یکیی نبود”. انسان در این آثار در حال استحاله به امر مجرد است و خلاصه‌سازی‌های کوبیستی در اینجا برای نقاش یک مطالعه دیداری نبوده بلکه وسیله تجرید فرم در خدمت معناگرایی است.baniasadi01
در گروه دوم، هرکجا که می‌توان ارجاع به رفتار نقاشانه و نوع دیدن را به جای ارجاع مستقیم فرم و ترکیب‌بندی دنبال کرد، نقاش در از آن خود سازیِ بخشی از تاریخ هنرموفق‌تر بوده است. آنجا که تلفیقی از رویکردهای مدرن نقاشی با مهارت هنرمند گرد می‌آیند مخاطب با نگاهی تازه در حوزه دیدن روبرو است اما برای نمونه در دوشیزگان آوینیون، دیدن به سبک کوبیسم به چالش کشیده نشده بلکه تنها ظاهر فرمِ کوبیستی در جهت احضار اثر مورد ارجاع برای سوار کردن اثر تازه بر بستر معنایی آن به کار گرفته می‌شود. اثر مورد ارجاع قالبی است در دست نقاش برای به تصویر کشیدن زن در وجوه مختلف آن؛ در وجه جادووش، در تیپی ازلی، در تصویری اغواگر و در کاراکتری روزمره و آشنا.mohammad ali baniasadi 7 1
تصویر زن در آثاری که از نظر زمانی، اواخر مجموعه محسوب می‌شوند به سوی تیپ زن اغواگر کاملا زمینی متمایل می‌شود. اما در این میان زاویه‌ای دیگر از زن نیز در تعدادی آثار به چشم می‌خورد که باز وجهی ازلی به آن می‌دهد و آن زن-مرد است. دخترانی با موی کوتاه و بدنی قرص و محکم و صورت‌هایی بی‌حالت که می‌توانند در آن واحد هم زن و هم مرد باشند. حذف جنسیت از این پرتره‌ها بویژه در آثار کوچک که در آن از تراکم تاش‌های رنگی خبری نیست و نقاش توانسته با چند حرکت ساده به موفق‌ترین آثار این مجموعه دست یابد، تصویری بکر از انسان بی‌روح و بی‌حالتی نشان می‌دهد که با لبخندی گنگ یا نگاهی خیره مثل ماسک یا عروسکی بی‌احساس خشک شده است. این پرتره ها تصویری واقعنمایانه تر از انسان تنهای معاصر به دست می‌دهند. در این آثار هنرمند توانسته از اغواگری عمل نقاشانه و بازیگوشی رنگارنگ دیگر آثار عبور کند و در کادری کوچک آرام بگیرد. در اینجا که همه چیز حذف می‌شود، کادر بسته می‌شود و دیگر نیازی به پرکردن خلاء هستی متجلی در بوم نیست، راحتی و ناخودآگاهی هر تاش مجال حضور می‌‌یابد.baniasadi03
با وجود این دسته بندی، هنرمند استراتژی مشترکی را در خلق اغلب آثار این مجموعه پی گرفته است. در اکثر آثار بزرگ با یک پترنِ انتزاعیِ اکسپرسیو مواجه هستیم که یک استخوان بندی مرکزگرا آن را متمرکز می‌کند. پالت رنگی متنوع مجموعه که تسلط و جسارت هنرمند را به نمایش می‌گذارد، مخاطب را در‌بر‌می‌گیرد و لایه لایه تا خاکستری سرد زیر آستر فرو می‌برد. اما هنرمند او را در این پیچش‌های رنگارنگ رها نمی‌کند و با عنصری ایستا به این آشفتگی انسجام می‌بخشد.baniasadi04 این نیاز به ایستایی فرم و از طرف دیگر پویایی بی‌محابای رنگ، رفتاری دوگانه است که اثر را در نقطه‌ای امن نگه می‌دارد. نقاش مدام بین رها کردن و پاگیر کردن خود، میان احساس و تعقل در رفت و آمد است. آنچه عصیان او را مهار می‌زند خود را در ترکیب بندی مرکزگرا و گاه قرینه، تمامیت و یکپارچگی بدن و دورگیری‌های مشخص نمایان می‌کند. این عنصر مرکزی، یا همان مسئله اصلی هنر بنی اسدی که همچون قهرمان قصه در مرکز کادر قرار می‌گیرد، انسان است؛ انسانی وانهاده که در تلاش است با اتصال به هویتی جمعی به تلاطم شرایط زیست فردی خود انسجام ‌دهد.baniasadi05






نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 آبان 1396
هنر گرافیک

kaveh irani 2
زمان بازیچه است، بازی کن

اسمبلاژهای کاوه ایرانی هم از هنرمندان موسوم به نئودادا اقتباس می‌کند و هم با ترکیبی از عناصر تجسمی دم‌دستی فضای بصری پویایی را برای‌مان می‌سازد. از یک طرف واجد کیفیت تجربی است و از سوی دیگر آن‌قدر با دقت اجرا شده‌اند که بیننده را با ترکیب بصری چندگانه‌اش همراه کنند. از طرف دیگر اما مجموعه آثار کاوه ایرانی واجد یک مضمون‌پردازی پر از طنازی هم هست که در کنار کلیت آثار به نمایش درآمده سلسله‌ای از تداعی‌های معنایی را در ذهن متبادر کنند.

kaveh irani 12
مجموعه‌ی حاضر تحت عنوان کنجکاوی‌برانگیز «خیال‌بافی – اقتباسی از گذشته و حال؛ حالی که هر لحظه گذشته می‌شود» شامل چند اثر با حال و هوا و اجرای کم و بیش مشابه است، با این‌حال هنرمند در دامنه‌ی به‌نسبت محدود فکرها آن‌قدر نمونه‌های گوناگون ساخته که بیننده را از تماشای اشکال مشابه دچار ملال نکند. پس در حالی که در ورودی دستان با چهار اثر کم و بیش شبیه مواجه می‌شویم، به سرعت بر دیوار دوم نمونه‌های گوناگون دیگری از آثار را می‌بینیم که هر کدام نه فقط تکه‌ای از جورچین کلی نمایشگاه را ساخته‌اند که در عین‌حال با ایجاد تنوعی بصری در قالب فکر اصلی مجموعه را از یکنواختی درمی‌آورند.kaveh irani 3
اما این تنوع بصری که مشخصاً در اجرای واریاسیون‌های مختلف آثار نمایشگاه به چشم می‌آید به عمل‌کرد هنرمند در اجرای هر تک‌اثر هم معنی می‌دهد؛ پس کم و بیش هر کدام از آثار مجموعه‌ی « خیال‌بافی…» واجد دو یا چند سطح بصری مختلف است. به این ترتیب واریاسیون‌های هنرمند که در اشکال اجرایی مختلف آثار دیده می‌شود در اجرای منفرد هر تک‌اثر هم به چشم می‌آید.kaveh irani 1 1

بر این اساس عنوان نمایشگاه که واجد بازی‌ای با حال و گذشته است، به شکلی بصری در تنوع شکلی هر اثر ساخته می‌شود و لاجرم بیننده را تشویق می‌کند تا در این فضاها به دنبال مضمون مورد نظر هنرمند بگردد. به واقع در نمونه‌های بزرگ‌تر خود فضای بصری هر اثر نه فقط از دو بخش مجزا تشکیل شده‌ که در عین‌حال خود پرده نیز به طور مشخص از دو تکه‌ی جداگانه ساخته شده، دو تخته‌ی چوبی انگار که به هم متصل شده‌اند. پس صحبت فقط از دو سطح بصری مجزا نیست که مشخصاً هنرمند ترجیح داده که تفاوت را در شکل سرهم کردن خود پرده‌‌ها هم ایجاد کند.kaveh irani 8
اما به کارگیری لوله‌ی بخاری در آثار به طور ضمنی به بیننده امکان خیال‌پردازی می‌دهد (واژه‌ی خیال‌بافی در عنوان نمایشگاه تداعی می‌شود). این لوله‌ی بخاری نه فقط سطح بصری تازه‌ای را به اثر اضافه می‌کند که در عین‌حال با بازی هنرمند تداعی‌گر حتی دستگاه گوارش هم هست. در حالی که در تعدادی از آثار این فضای محصور در داخل لوله دو سطح کاملاً جداگانه را بر روی اثر ممکن ساخته در نمونه‌های دو تکه، لوله به شکلی با تمامیت اثر یک بازی بصری را باعث می‌شود؛ به واقع هنرمند با جدا کردن دو سطح از یک‌سو و اضافه کردن لوله‌ بخاری نه فقط به دو فضای بصری متفاوت دست پیدا کرده که تداعی فضای بیرونی و داخلی را هم ممکن کرده است، پس اگر فضای بالایی را بیرون در نظر بگیریم (به واسطه‌ی بیرون‌زدگی لوله بخاری)، فضای وسیع‌تر پایین‌تر می‌تواند درون را نمایندگی کند (در پاره‌ای از آثار این تداعی از طریق نوع اجرای هنرمند تسهیل می‌شود).kaveh irani 11
با این‌حال آن‌چه ما در این‌جا فضای داخلی خواندیم، به گونه‌ای متفاوت در نمونه‌های دیگر هم به شکل منفرد به چشم می‌آیند. به این ترتیب اگر لوله‌ها را به واسطه‌ی بیرون‌زدگی‌شان فضای خارج در نظر بگیریم، این مجموعه از آثار را می‌توان معادل درون فرض کرد. پس بر اساس همین تداعی‌ها خیال‌بافی به نوعی در قالب یک فرایند انتقال از بیرون به درون به چشم می‌آید. ولی در نظر گرفتن این دو فضا به عنوان گذشته و حال کم و بیش توسط هنرمند در آثار تبیین نشده و کاوه ایرانی کوشیده تا با عنوان نمایشگاه‌اش این ترکیب را کامل کند، یعنی بیننده را تشویق کند تا بیرون را مثلاً به عنوان حال در نظر بگیرد و درون را معادل گذشته.kaveh irani 10
نمایشگاه کاوه ایرانی از جهت بازیگوشی هنرمند در اجرای آثارش کم و بیش موفق است و دیدنی. به این ترتیب او به مدد این کنار هم چیدن مواد کار یک بازی تازه‌ی بصری را فراهم کند و از تکرار الگوی آشنای مواجه با این مفهوم که معمولاً در قالب یک ایده‌ی نوستالژیک متوقف می‌شود، فرار کرده و تعبیری تازه را برای‌مان آماده کند. «خیال‌بافی – اقتباسی از گذشته و حال؛ حالی که هر لحظه گذشته می‌شود» تجربه‌ای جالب است و از همین‌رو دیدنی و جذاب.





نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 آبان 1396
هنر گرافیک

مهرداد ختایی، متولد سال ۱۳۵۵ در تبریز است. او که کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته نقاشی اخذ کرده، بیش از بیست نمایشگاه انفرادی و گروهی در ایران و سایر کشورها برگزار نموده است. از مهمترین جوایزی که این هنرمند تاکنون دریافت کرده می‌توان به لوح تقدیر از دوسالانه طراحی در سال ۱۳۸۰ اشاره کرد. او همچنین برگزیده دوسالانه نگارگری در سال ۱۳۸۷ می‌باشد. در سال‌های اخیر نیز جوایز معتبری از دوسالانه‌های جهانی دریافت نموده است.

mehrdad khatai 1
موضوع انسان در مجموعه آثار مهرداد ختایی، که در گالری ماه به نمایش در آمده است، محور اصلی نمایشگاه می‌باشد. به نحوی که در یک طرف انسان به عنوان مخاطب و در طرف دیگر، انسان به عنوان موضوع و درونمایه، در درون اثر به تصویر کشیده شده است. ختایی از جمله هنرمندانی است که در ابعاد متفاوت، قدرت و توانایی خود را به منصه ظهور گذاشته و این هنرمند تلفیق زیبایی از ارزشهای نگارگری به همراه هنر مدرن در هنر تجسمی ایران را بوجود آورده است. چنانکه هنرمند با تکنیک خاصی که از نگارگری وام گرفته، توانسته وضعیتی را تولید نموده که در آن، انسان به تصویری از خودش در درون اثر نگاه می کند.
چنان که می دانیم، در نظام زیباشناختی نگارگری، همزمانی فضا(spatial simultaneity)، نمایش نماهای مختلف از لحاظ مکانی و زمانی، به طور همزمان در یک تصویر است (پاکباز، ۱۳۷۹: ۶۰۰) هر بخش نماها و مکانها حاوی رویدادی خاص و مستقل است.(نصر، ۱۳۷۳: ۸۰)
mehrdad khatai 2 نگارگر ایرانی هرگز در پی بازنمایی طبیعت نبود بلکه تلاش می کرد اصل و جوهر صور غیر طبیعی متجلی در باطن خود را، تصویر کند. در نگاره نه زمان و نه مکان معینی مجسم است و نه نمودی از کمیت های فیزیکی بروز می کند و نه قوانین رویت جهان واقعی، کاربرد دارند.(پاکباز، ۱۳۷۹: ۵۹۹)
اگر عمق نمایی در هنر تجسمی را به دو قسمت عمق نمایی خطی و عمق نمایی همزمان تقسیم کنیم، نگارگری ایران، همواره از عمق نمایی همزمانی در آثار استفاده نموده است. این نوع عمق نمایی در پیش از رنسانس، در اروپا نیز کاربرد داشته است. اما بعد از رنسانس به عمق نمایی خطی گرایش پیدا کردند.(کوپر، ۱۳۸۲: ۷)
از آنجا که مهرداد ختایی، سالها نگارگر بوده و آشنایی کاملی به آن دارد، در این آثار، با استفاده از تکنیک همزمانی در نگارگری، اشیاء، ابزار و وسایلی را در کنار عنصر انسانی قرار می دهد. شکل کلی بیشتر این آثار تقریبا از همین الگوی ترکیبی تکراری پیروی می کنند. یعنی کادرهای آثار، شامل یک سر انسانی که بازنمایی طبیعتگرایانه ای دارد به همراه ابزار و وسایل و چیزهایی که در محیط معلق هستند تشکیل می شود. این تکرار، مخاطب را به سمتی سوق می دهد که شروع به انکشاف معنا نماید و تعدد این ترکیب بندی تکراری به این انکشاف معنا تاکید می ورزد.
mehrdad khatai 3 با همه اینها، اما همزمانی در آثار ختایی، با همزمانی در آثار نگارگری، کمی متفاوت است. یکی از این تفاوتها این است که در نگارگری، ترکیب فضاهای مختلف، یادآور حال صوفیانه است که مکان و زمان دیگری مطرح می شود و بیانگر نوعی همزمانی و لحظه حال بی زمان صوفیانه است.(ناظری،۱۳۸۷: ۲۳) اما این حال صوفیانه در آثار ختایی دیده نمی شود. به نظر می آید که همزمانی در آثار او، بیش از آنکه حالتی سرخوشانه را پیش مخاطب بگذارد، قوه فکری او را طلب می نماید.
تفاوت دیگر این است که در آثار این هنرمند، بیشترین سطح دید متمرکز بر سر انسان است که در تراز (پلان) اول قرار گرفته. اما در نگارگری، از خصوصیت همپوشانی سطوح، استفاده می شود.(بترز،۱۳۷۰: ۷۹) و هر سطح، بخش دیگری را به عقب می‌راند و سطوح پی در پی، بعد سوم را القا می کند.(تجویدی، ۱۳۷۵: ۱۴)
در واقع می توان ملاحظه نمود که ختایی در آثار جدید خود، به وسیله رعایت پرسپکتیو غربی، و پرداخت طبیعتگرایانه به سر انسان و دیگر عناصر، عمق نمایی خطی را و به وسیله تکنیک نگارگری، عمقنمایی همزمانی را ایجاد نموده است.




نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 آبان 1396
هنر گرافیک
در هنر ایران طبیعت نقشی والا داشته است. ایرانیان سعی در حفظ و نگهداری مظاهر طبیعی داشته و در میان عناصر طبیعی مورد توجه هنرمندان ایرانی، خاک جایگاهی خاص را به خود اختصاص داده است. مهم‌ترین کارماده مصرفی اشیا در زیست روزانه سفال بوده. سفال ایرانی در طول قرن‌ها بستر زایش هنر و نقوش حاصل از تأمل انسان در جهان پیرامون خود بوده است. بی‌شک از منظر متخصصان جهان باستان تکنیک و گستره‌ی زیبایی‌‌شناسی، سفال بومی ایران در میان تمدن‌های باستانی منحصر به فرد است و مراکز تولید این دست ساخته انسانی از هزاره چهارم قبل از میلاد مسیح تا قرون معاصر بی‌وقفه درگیر تولید و تکثیر در قالب‌های خلاقانه بوده‌اند.maryam salour 7 هنر مدرن ایرانی با شکل‌گیری خود از سال‌های ابتدای قرن بیستم به این متریال نگاهی ویژه داشته و هنرمندان در قالب‌های متنوعی چون مجسمه و اشیا کاربردی سعی در اجماع این میراث ارزشمند نیاکان خود داشته‌اند.
کار با خاک روی بوم‌های نقاشانی چون مارکو گرگوریان و پرویز کلانتری تا تولید مجسمه‌های سفالی پرویز تناولی همگی حاکی از این رنسانس به مواد و مفاهیم کهن دارد.این هفته شاهد برپایی نمایشگاه نقاشی و چیدمان تحت عنوان قاصدک از هنرمند صاحب نام مریم سالور بودیم. سالور را به سفالگری و مجسمه‌سازی می‌شناسیم و در تداوم کار مجسمه‌سازی با استفاده از مواد و مصالح متفاوت وی به‌سمت نقاشی سوق پیدا کرده است.
maryam salour 9 طبیعت، خاک و تجربه‌گری مهم‌ترین ارزش‌های تفکر و پویش هنری سالور می‌باشد. وی متولد سال‌های ۱۳۳۳ در تهران است و تحصیلات خود را در خارج از ایران در رشته‌های کامپیوتر و سفالگری به انجام رسانده. او از سال‌های ۱۳۶۶ تاکنون بی‌وقفه در تلاش و تولید و شکل دادن به نمایشگاه‌های خود بوده است. بررسی حجم تولیدات و تجربیات سالور در طی سی سال گذشته از حوصله این مقال خارج است؛ چراکه وسعت این فعالیت‌ها خود نیازمند زمانی بسیار است.نخستین نمایشگاه سالور در قالب مواد جدید و نقاشی در فرهنگسرای نیاوران و تحت عنوان رؤیت زمین شکل گرفت. تسلط بسیار وی در کار با سرامیک و گِل عمده آثار وی را تحت سیطره شکلی این مواد حتی در نقاشی قرار داده. مسیر سالور از سفال و اشیا به مجسمه سپس سطوح نقاشی جنبش خلاقانه‌ی او را به سمت مفاهیم غیرمادی‌تر هنر نشان می‌دهد، و امروز می‌توان نام او را در میان بنیان‌گزاران و هنرمندان سفال و مجسمه مدرن ایران قرار داد.maryam salour 11 درنمایشگاه قاصدک، سالور با ۱۲ تابلو و یک چیدمان حضور پیدا کرده است. بیانیه هنرمند سراسر شاعرانگی و مواجهه لطیف با پدیده‌ای طبیعی به‌نام قاصدک است. نگاه گفتگوگرانه و یا دوگانه‌ وی حاکی از چالش نیروهای زیستن انسان همچون خیر و شر، مثبت و منفی، و خاک و آب در بافت فکری اوست، اما در اینجا گفتگو توسط واسطی به‌نام قاصدک شکل گرفته. موجودی که در باورهای فولکلور ما پیام آور دوستان و یاران دور از هم است. این فراق و جداافتادگی دلالتی از شفافیت قدرت شهود هنرمند در تجربه زیستن و پختگی و درک مراتب شکل‌گیری زندگی است.طبیعت زندگی با لطافت ذهن سالور رقصی زیبا را شکل می‌دهند، تابلوهای هنرمند آکنده از یک حس درونی و مکاشفه‌ی درخشان همراه با شور و شیفتگی او نسبت به معرفت طبیعت است.maryam salour 22 در بررسی سیر نقاشی‌های سالور از سال‌های هشتاد تاکنون شاهد حضور این لطافت و گسترش قطعات الحاقی همچون آینه‌ها در این آثار هستیم. حضور مجدد فرم واقعگرایی همچون قاصدک، گرچه در هیئت تجریدی به نوعی تعادل بخش و بازگشت مفهومی تجربه زیبایی‌شناسانه وی است. استفاده از رنگ‌های سفال و بافت ترک خورده بستر نقاشی‌ها قوام‌بخش یگانگی و منحصر به فرد بودن آثار سالور می باشد. حضور چیدمانی از قاصدک‌های فلزی که از قلع ساخته شده‌اند در بدو ورود به نمایشگاه همراه با بازتاب نور آینه‌های نصب شده به‌عنوان دنباله‌های این قاصدک‌های در حال پرواز مخاطب را با حسی از نورهای پاییزی مواجه می‌کند.maryam salour 16 این قاصدک‌ها آنچنان که هنرمند در بیانیه خود آورده است در فضای بی‌کران می‌رقصند و می‌چرخند و با بازیگوشی زمین و آسمان را به‌هم نزدیک می‌کنند. زمین تشنه با بارش، ساقه ترد را هل می‌دهد و ساقه پیام زمین را به آسمان می‌برد. رابطه بین زمین و آسمان دوگانه ای است ، که شکل‌گیری این کارنمای سالور را محقق میکند.. قاصدک از دل خاک سربرمی‌آورد و مالامال از تجربه زیستن، به‌سمت سکوت بی‌نهایت آسمان می‌رود.



نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : مریم، هنر، تحلیل، نقد، انتقاد، هنری، گرافیکی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 آبان 1396
هنر گرافیک

محمد حسن جواهری (زاده ی سال ۱۳۳۴ خورشیدی) جز نسل دوم نقاشان نوگرای سمنان است. نسلی که به واسطه‌ی زیرکی والدین و مدیریت صحیح آموزشی در سال‌های دبستان به کانون پرورش فکری هدایت شدند و بازیگوشی و شیطنت‌های کودکانه‌ی خود را با رنگ و قلم مو همراه کردند. این نسل طلایی به واسطه‌ی دو معلم دلسوز (استاد یدالله درخشانی و استاد اسدالله شریعت پناهی) که خود دانش آموخته هنر بودند رشد کرد و پرورش یافت. علاوه بر جواهری، محمد علی بنی اسدی، حبیب درخشانی، رضا درخشانی، مجید درخشانی، احمد امین نظر و مسعود سعدالدین را نیز می‌توانیم نام ببریم. از این جمع جز جواهری، بقیه برای ادامه تحصیل در رشته هنر به تهران رفتند و امروز نقاشان/هنرمندان بزرگ و پر آوازه‌ای هستند، برخی در ایران و برخی در دنیا. جواهری اما به آن شهرت و آوازه نرسید اما در خاطره‌ی تاریخی ِهنرِ این شهر ماندگار شد. ماندگاری او دو دلیل اصلی دارد : اول تداوم او در راهی که انتخاب کرد یعنی هنر.mohammad hasan javaheri 3
جواهری به طور مداوم و حتی در سخت ترین سالها هم دست از نقاشی برنداشت. به پرکاری مشهور است و انرژیِ‌اش مثال زدنی. جواهری از دهه ی ۵۰ تا امروز حدود چهار دهه است که نقاشی می‌کند. دومین دلیل مانایی جواهری تاثیرگذاری او بر نسل‌های بعد از خود است. گشاده دستی او در آموزش آنچه که با تجربه و تمرین آموخته است؛ او را معلمی سخاوتمند و موثر ساخته است.
واسیلی کاندینسکی نقاش روسی سده بیستم معتقد است: «آفرینش یک اثر هنری در حکم آفرینش یک جهان است». با قدری تسامح می‌توان مهمترین آثار نقاشی جواهری در طول سه دهه‌ی اخیر را در دو حوزه‌ی «مردم نگاری» و «موضع نگاری» جای داد. مردم نگاری به معنای نماش صحنه‌های زندگی مردم عادی است. چنانچه نشانه‌ای از مضمون‌های مذهبی و اساطیری یا اشخاص معین و مشهور در آن دیده نمی‌‍شود. موضع نگاری نیز به معنای بازنمایی ویژگی‌های طبیعی و ساختمانی یک مکان معین است. موضع نگار غالبا سعی می‌کند اطلاعات دقیقی را از یک محل ارائه دهد.
اما آنچه انکار ناشدنی است اینکه جواهری در این دست از آثار از تعاریف کلاسیک عبور می‌کند و پا را فراتر از دنیای بازنمایی صرف می‌گذارد. جواهری با تجربه‌ی زیستی خود و نگاهی پیوسته به زادبوم خود به دنبال خلق جهان ذهنی و درونی است. جهانی که از میان تکیه ناسار در سمنان آغاز می‌شود و تا طبیعت بکر روستاهای فیروزکوه گسترده می‌شود. علایق و دلمشغولی‌های دیگر جواهری نیز در خلق این جهان به یاری‌اش می‌آیند. انچنانکه نقاشی‌هایش نشانه‌هایی از جواهریِ بازیگر و شاعر و گویش ور دارد. این هم آوردی علایق و انسجام آن در نقاشی‌هایش به شکلی درست و دلنشین بازنمود پیدا می‌کند. جواهری همانقدر که به گویش سمنانی علاقه دارد به خانه‌های کاهگلی و دالان‌های کهنه دژ به چشم موضاعاتی در خور توجه برای نقاشی نگاه می‌کند.mohammad hasan javaheri 5

در نمایشگاه اخیر، جواهری از دو ابزار بیانی و بصری متفاوت برای خلق دنیای خود بهره می‌گیرد. این تفاوت نه در جهت پراکندگی ذهنی نقاش بلکه در بازنمایش حالات ذهنی و حس درونی وی از سوژه‌هایی که انتخاب کرده است آشکار می‌شود.
در بخشی از آثار مخاطب با آثاری امپرسیونیستی برای نمایش طبیعت و یا منظره‌ای از معماری سنتی روبرو است. ضربه قلم‌ها با اطمینان بر بوم نشسته است و بداهگی در رنگ‌گذاری جان طراحی را در نقاشی‌ها حفظ کرده است. پالت رنگین و تنوع در بافت‌ها کسالت موضوعات تکراری را از چشم مخاطب دور نگه می‌دارد. انتخاب کمپوزوسیون‌های پویا و در عین حال منسجم، هم‌نشینی خوشآیند رنگ‌ها به علاوه بازی نور و سایه‌ها مجموعا ترکیبی لذتبخش و دلنشین به مخاطب ارائه می‌دهد، آنچنان‌که حس می‌کند در لذت تماشای جهان نقاش سهیم است. مهارت و دانش نقاشی، اولین نیاز خلق این جهان است آنچه که جواهری با تجربه و تکرار به دست آورده است. منظره پلکانی شهر فیروزکوه، کوچه‌های روستای آبخوری و خیابان امام سمنان از این دست هستند.
ناگفته پیداست که جستجوهای هوشمندانه و زیرکانه‌ی جواهری برای کشف دوباره و چندباره‌ی دنیای پیرامون، آثارش را از قاب منظره‌های عامه پسند بازاری دور کرده است و ازین لبه‌ی تیغ به سلامت عبور کرده است.mohammad hasan javaheri 4
دسته‌ی دوم آثار ارائه شده در نمایشگاه‌، آثاری اکسپرسیونیستی است. نقاش به مدد انتخاب زاویه دید خاص، پالت رنگی پر کنتراست، رنگ گذاری با لایه‌های ضخیم‌، ضربه قلم‌های درشت و محکم سعی دارد از جنبه‌های بازنمایانه‌ی اثر کم کند و لایه‌های بیانی آن را پر رنگ‌تر کند، آنچنان‌که شناخت و درک موضع یا محل در درجه‌ی دوم اهمیت قرار می‌گیرد. سوژه توسط ذهن نقاش استحاله شده است. به مدد شکل‌های رنگین سازمان‌یافته، جهان مرئی به دنیایی دیگر که در ذهن نقاش واقعیت می‌یابد، بدل شده‌است. جهان برونی در مجازی از شکل‌های رنگین و نمادین بازآفرینی می‌شود، در عین حال که می‌تواند بازتابی از جهان درونی هنرمند باشد.
اینجاست که نقاش آسمان را به رنگ زرد و اخرایی در می‌آورد و زمین را با آبی‌ها و کبود‌ها می‌پوشاند. نمایی از مسجد را انتخاب می‌کند با زوایای تند و خطوط مورب تند و تیز، و رنگ‌های خالص و درخشان. نه از سکون و سکوت آسمانی خبری هست و نه از دلنشینی منحنی رواق‌ها. آنچه دیدنی است نوعی هیجان، پویایی و دلهره است که از پشت رنگ‌های ضخیم و خالص خودی نشان می‌دهد. اینجا نیز معماری سنتی شهر از دنیای جواهری بیرون نرفته است. دالان‌های مخروبه‌ای که دهان باز کرده‌اند و گویی با رنگ‌ها و بافت‌های قلم موی نقاش به فریاد آمده‌اند. خرابه‌ها با لایه‌های پی در پی رنگ بر سر مخاطب آوار می‌شود و فرو ریختن کوچه‌های کودکی نقاش لمس می‌شود. در این آثار از خوشایندی و همنشینی لذتبخش کارهای قبل خبری نیست و همه‌ی عناصر در راستای نوعی بیانگری سامان یافته است. اگر نگوییم بیان اعتراضی، دست کم ناخرسندی از آنچه که بر سر زیست بوم نقاش آمده است نمودی پررنگ دارد.
جواهری نقاش تجربه‌ها است. آنچه دارد را با تکرار و تمرین و زندگی آموخته است و آنچه که به مخاطب ارائه می‌کند نیز بازتابی از جهان ذهنی او از زیستن است. آثارش بی‌غش است و تا به امروز رنگ و لعاب گالری داران و دلالان هنر را به خود نگرفته است. این خاصیت نقاشان شهرستانی است. با نقاشی زندگی می‌کنند و زندگی را نقاشی می‌کنند.





نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : محمد حسن جواهری نقاش زندگی | بازتاب جهان ذهنی هنرمند از زیستن، محمد، نقد، انتقاد، هنر، تحلیل،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 آبان 1396
هنر گرافیک
هانی نجم به درستی خود را نقاش می‌داند و مایل نیست مشخصا عنوان کیوریتور یا هر ترجمه‌ای برای این کلمه را به خود نسبت دهد. اما به هر روی، این هنرمند نمایشگاهی گروهی با موضوعیت طبیعت بیجان ترتیب داده است. هانی نجم هنرمند خلاقی است که در روند کاری خود، رویکرد متفاوتی نسبت به شیء داشته و آثار قابل توجهی با استفاده از اشیاء روزمره و یافته‌ها خلق کرده. حال در قالب یک نمایش گروهی با هدف ارائه آثاری «در سبک‌های مختلف با رویکرد معاصر و زاویه دید خاص» به دغدغه خود پرداخته است.stillLife10 استیتمنت نمایشگاه، سیر تاریخ هنری ژانر طبیعت بیجان را مرور می‌کند و از آنجا که متنی است ترجمه شده از تکه‌های مجزا و مختصر تعریف ویکیپدیا از Still Life تبدیل به یک کلی‌گویی شده که خط فکری شخصی هنربان را مشخص نمی‌کند و تنها کلیدی که به دست مخاطب می‌دهد آن است که مقصود از طبیعت بیجان در اینجا مشخصا همان Still Life بوده است. با این کلید می‌توان حضور تعدادی از آثار نمایشگاه را به پرسش کشید چرا که به وضوح موضوعی متفاوت را دنبال می‌کنند، و همین امر ضعف نظری مجموعه را به رخ می‌کشد.stillLife09 گذشته از این ضعف، حضور ۴۳ هنرمند در یک نمایشگاه گروهی باعث آشفتگی در چیدمان شده است. تعدد غیر ضروری آثار باعث شده در ظاهر با تنوع روبرو باشیم اما در واقع می‌توان تعداد زیادی از آثار را در یک دسته قرار داد. عدم طبقه‌بندی آثار در چیدمان سبب شده مخاطب با یک هرج و مرج دیداری روبرو شود. حال آنکه با دقت در انتخاب و دسته بندی درست آثار، این نمایشگاه می‌توانست تبدیل به یک کارنمای پژوهشی شود، چراکه هر چند جای سبک‌های بسیاری همچنان خالی است اما به نظر می‌رسد نمایشگاه دارای لحنی تاریخ هنری است که البته رویکرد معاصر هنر را پوشش نمی‌دهد و می‌توان گفت رویکرد مدرن بر «طبیعت بیجان» نجم غالب است. رویکرد مدرنی که در بسیاری موارد با خام‌دستی یادآور حرکت‌های مشابه در تاریخ هنر غرب است.stillLife12 اگرچه آثار قابل توجهی نیز در این نمایش گروهی به چشم می‌خورد به ویژه در میان طراحی‌ها و معدود عکس‌های نمایشگاه اما به دلیل نوع نامناسب چیدمان و نورپردازی گالری، این آثار مجال دیده شدنِ درخور نیافته‌اند. در میان آثار نقاشی که اکثریت تابلوهای نمایشگاه را به خود اختصاص می‌دهند، می‌توان تنها به یک مورد اشاره کرد که در فاصله زیادی از دیگر آثار می‌ایستد. اثر هومن بیات -که همچون دیگر تابلوهای دوتایی کاملاً غیر استاندارد نصب شده نقطه قوت نمایشگاه است. این اثر دولتی همزمان نقاشی و عکس و اساساً دیدن را به چالش می‌کشد و صرفاً به تولید فرم‌گرایانه یا نمادگرایانه همچون اغلب آثار نمی‌پردازد.stillLife21HoomanBayat هانی نجم هنرمندی است که آثارش از لحاظ زیرمتن، کارمایه و تکنیک جایگاه خود را تا حد زیادی در هنر تجسمی یافته. او با طنازی و باریک بینی انتقادی، لحن شخصی خود را تثبیت کرده؛ لحنی که در این نمایشگاه نمی‌توان رد مشخصی از آن یافت. همین فاصله گرفتن از بیان شخصی و نیز تغییر جایگاه هنرمند از نقاش به هنربان، منجر به شکل‌گیری نمایشگاهی ناموفق شده است و نشان از آن دارد که هنرمند آنجایی نیست که باید باشد.



نوع مطلب : تحلیل کارهای گرافیکی، 
برچسب ها : گرافیک، نقد، تحلیل، هنر، هنری، گرافیکی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 آبان 1396
هنر گرافیک
photo 2017 11 10 02 54 01 حافظ روحانی: انتشار کتاب «یادنامه‌ی حسنعلی وزیری» فرصتی است تا به بهانه‌ی آن به سراغ نشر پیکره و علائق پژوهشی شما برویم که در این سال‌ها انواع و اقسامش را انجام داده‌اید. با نگاهی کلی به کارنامه کاری‌تان به نظرم رسید علاقه‌ی اصلی شما در حوزه‌ی پژوهشی بر می‌گردد به معلمان هنر یا هنرمندانی که سابقه‌ و تجربه‌ی معلمی هنر داشته‌اند. بخصوص به کتاب‌ها که نگاه کردم به نظرم آمد که این نکته در آن‌ها خیلی روشن و واضح است. آیا می‌توان این را یک ایده‌ی مشخص در پژوهش‌های شما در نظر بگیریم که کتاب‌هایتان را به هم پیوند می‌زند؟ این درست است که به معلمان هنر علاقه‌مند هستید یا نه اصلاً موضوع چیز دیگری‌ست؟
– محمد حسن حامدی: یکی از ایرادهایی که به شخصه در نگارش تاریخ هنر می‌بینم، دست گذاشتن مورخین بر روی هنرمندان تثبیت شده است. برعکس تصور شما من علاقه ویژه‌ای دارم به هنرمندان کمتر شناخته شده. اصولاً برخی از هنرمندان ما هستند که خدمات گسترده‌ای داشته‌اند اما به دلایل مختلف نتیجه کارشان دیده نشده است، مثلاً در گذشته هنر به مانند امروز وجاهت اجتماعی و کاملی نداشت و این موضوع باعث می‌شد تا نام‌شان کم‌تر در جایی و یا در کتب تاریخی ثبت شود. این‌ها هنرمندانی بودند که معمولاً سفارشی کاری را قبول می‌کردند و تحویل می‌دادند و ادعایی هم برای کار خود نداشتند و بدین لحاظ و به خاطر بی ادعایی نام آن‌ها از تاریخ هنر حذف می‌شد و یا به صورت کم رنگ بود. اما وقتی به کارهایشان نگاه می‌کنیم نتیجه شگفت انگیز است.
بعضی از این‌ها هنرمندان شهرستانی بودند و کمتر در معرض دید. بعضی‌ بودند که زیر سایه هنرمندان مشهورتر، کمتر جلوه کردند. مسئله دیگر نبودن اسناد مکتوب است. در واقع نشریات در آن زمان آن‌قدر فعال نبودند و یا به این مسایل التفاط نداشتند و این باعث می‌شد نام و کار این افراد هم جایی ثبت نشود. پژوهش‌های من بیشتر پیرامون احوال و آثار این اشخاص است.
با این حال وقتی پژوهش می‌کنید و به دانه درشت‌ها می‌رسید باز متوجه می شوید درباره آنها هم کم کار شده من حتی معتقدم که در خصوص استاد کمال الملک هم کار جامعی نشده. بر همین منوال روی شاگردانش هم کم‌ کار شده؛ به طور مثال میرزا اسماعیل آشتیانی که معاون استاد کمال المک بود و خدماتی را در جایگاه خود انجام داد، در موردش کار خاصی تاکنون نشده. فقط در مجلات ممکن است چیزی پیدا شود.
در یکی از همین پژوهش‌ها که برایم بسیار دل‌انگیز شد به کشف آدمی به نام «مهدی تائب» رسیدم که حقیقتاً هنرمندی بی‌بدیل است. وقتی به دایره‌المعارف هنر نگاه می‌کنید جز چند سطری چیزی در موردش نمی‌بینید، اما به آثارش که نگاه می‌کنید- آثاری که مغفول مانده و من به آن‌ها دست پیدا کردم- دنیای غریبی از توانمندی در هنر نقاشی می‌بینید. علی‌رغم آن‌که او نقاش خوبیست، عکاس یگانه‌ای هم بود، شاعر و موسیقی‌دان بود و خوشنویسی هم می‌کرد و اصولاً از تبار یک خاندان هنری می‌آمد؛ برادرش هادی خان تجویدی بود که بنیانگذار مکتب نگارگری تهران است؛ اما به طرز ناباورانه‌ای نامش مغفول مانده. زمانی که نکوداشتی برای او برگزار کردم، دیدم مرور صرف بر روی آثار و احوالش و برگزاری چند سخنرانی و یک نمایشگاه مقطعی کم است و باید کارهای بیشتری کرد تا نام و آثار او وضوح بیش‌تری پیدا کند. دنباله کار را گرفتم و نهایتاً کتاب «مهدی تائب» از سلسله کتاب‌های گلستان هنر به قلم نوه‌ی وی آقای فرید تائب منتشر شد.
در یکی از همین پژوهش‌ها با هنرمندی آشنا شدم به نام میرزا یدالله کجوری که روحانی بود و خوشنویسی می‌کرد و از شاگردان برجسته‌ی عمادالکتاب به شمار می‌آمد و از طرفی سمت استادی دروس حکمت و فلسفه را در دانشگاه تهران داشت و انسان بسیار فرهیخته بوده اما زمانی که از دار دنیا می‌رود از حافظه‌ی تاریخی ما هم حذف می‌شود.
حدود دو ماه پیش «موزه‌ی خوشنویسی ایران» افتتاح شد؛ که بنده بانی تاسیس آن بودم. در جریان خرید آثار به قطعه‌ای برخوردیم که شخصی به نام «ابولقاسم لاریجانی» آن را خوشنویسی کرده بود و نوشته بود که اگر اساتید عظام خط من را تایید می‌کنند زیر این برگه را مهر تأیید بزنند و بیست و هفت نفر آن برگه را تأیید کرده بودند. خط این هنرمند را که نگاه می‌کردی، بسیار عالی بود اما وقتی کتاب مرجع «احوال و آثار خوشنویسان» اثر مرحوم مهدی بیانی را نگاه می‌کنید، نامی از او در میان نیست و هیچ در جای دیگری هم نیست. دوست پژوهشگر و هنرمندم آقای محمد جواد جدی که کتاب «دانشنامه مهر و حکاکی» را نوشته، این سند برایش جالب شد. سند را از من خواستند و من تصویری با کیفیت تهیه کردم و به ایشان دادم و از دل همین سند، یک کتاب تهیه شد که به نام «ابولقاسم لاریجانی» در همین نشر پیکره به چاپ رسید.
من فکر می‌کنم که سهم عمده‌ای از تاریخ هنر بر عهده‌ی کسانی است که در واقع تاریخ هنر از نام آنها گذشته و علایق شخصی من نیزکشف همین‌ شخصیت‌هاست.
حافظ روحانی: کشف همین کسانی که مهر تاریخ بر پیشانی‌شان نخورده به نوعی به ما کمک می‌کند تا جریانات هنری ادوار مختلف تاریخ را بازسازی کنیم؟ یا پیدا کردن این‌ها باعث می‌شود تصویر جامع‌تری به تاریخ هنر بیاندازیم؟ یا در واقع کمک می‌کند در چشم انداز هنر خودمان سراغ آدم‌هایی برویم که تا به حال ندیدیم که سازنده و شکل‌دهنده جریانات بدنه‌ی هنری ما هستند یا برعکس، جز کسانی هستند که اتفاقاً از جریان اصلی و بدنه دور بودند؟
– محمد حسن حامدی: تاریخ هنر شامل سه دوره است: آغازین و اوج و افول. طبیعتاً تاریخ هنر نسبت به اوج‌ها توجه بیش‌تری نشان می‌دهد بدین سبب زمینه‌های پیدایی و دوران پایانی یک دوره از تاریخ هنر کم‌تر مورد توجه قرار می‌گیرد. هنرمندانی که حرفش را زدیم در پیدایی جریانات هنری مؤثر بودند و گاهی هم نقطه‌ی پایان یک راه را گذاشته‌اند. دیدن همه‌ی این‌ها می‌تواند ساحت کلی تاریخ هنر را مشخص کند. ولی زمانی که فقط به اوج‌ها توجه می‌کنیم پاره‌های از این‌ها مغفول می‌ماند؛ مثلاً «حبیب محمدی» از هنرمندان قابل تأمل روزگار ماست. او در رشت کار و زندگی کرده و تحصیلاتش در روسیه تحصیل بوده. ما کم‌تر به او پرداخته‌ایم ولی همین شخص استاد «بهمن محصص» بوده که توانسته هنر معاصر ایران را به جایگاه رفیع‌تری برساند. ما باید این پدیده‌ها را در کنار آن‌ها ببینیم تا درک بیش‌تری درمورد جریانات هنری داشته باشیم.
مسئله‌ی مهم دیگر این است که این‌ها داشته‌های فرهنگی ماست. گاه این ثروت و داشته فرهنگی، خیلی خیلی بزرگ است مانند بهمن محصص و گاهی هم کم‌رنگتر مانند حبیب محمدی اما نمی‌شود با غفلت از سر همین مقدار هم گذشت. به نظرم هرچقدر در احوال این‌ها کنکاش کنیم بخشی از آن ثروت و داشته فرهنگی مان را حفظ و حراست کرده‌ایم. از طرف دیگر وقتی در احوالات و آثار این افراد دقت می‌کنیم، مطالعه و بررسی تاریخ هنر برای‌مان شیرین می‌شود. یعنی برخلاف معرفی نسبتاً خشک یک دایره‌المعارف، با مطالعه‌ی دقیق‌تر در جلوه‌های دیگر زندگی این هنرمندان، به شیرینی و حلاوت تاریخ پی می‌بریم و لذت بیشتری از مطالعه و درک آن می‌بریم.
حافظ روحانی: پس باید این‌ها را بشناسیم تا بدانیم تاریخ هنر یعنی چه و بدانیم که نقاط قوت چگونه شکل گرفتند و این‌که این سیر چگونه رخ داده؟
– محمد حسن حامدی: بله
حافظ روحانی: به نظر می‌رسد که گشتن دنبال این آدم‌ها به یک شور و علاقه‌ی فراوان نیاز دارد. چطور این‌ افراد را پیدا می‌کنید؟ اسناد چگونه جمع‌آوری می‌شوند؟ چقدر در مورد این افراد سند وجود دارد؟
– محمد حسن حامدی: اسناد دیر یاب هستند ولی موجود‌اند اما این‌که در کجا هستند، نکته دیگری است. اسناد به سختی به دست می‌آیند اما به دست آمدن‌شان گاه به مثابه‌‌ یک کشف است. زمانی که درگیر مسایل اجرایی و خرید آثار موزه‌ی خوشنویسی ایران بودم، آثار از جاهایی سر بر می‌آورد که شگفت زده می‌شدم همان موقع به این نتیجه رسیدم که اگر در همین کوچه‌ی پشتی کاری از کمال‌الدین بهزاد باشد اصلاً جای تعجب نیست! بعضی خانواده‌ها این‌ قیبل آثار را از گذشته‌های دور گردآوری و نگهداری کرده‌اند، اما شاید کاربرد و طریقه‌ی مصرف‌شان را بلد نیستند ولی به هر ترتیب نگهداری و حراست شده و زمانی نیز هویت حقیقی‌شان را پیدا خواهند کرد.
حال برای این‌که صحبت‌هایمان به کتاب حسنعلی خان وزیری گره بخورد، باید به نحوه‌ی دست یافتن به اسناد او بپردازم که این هم‌ چنین حکایتی داشت. سال ۱۳۹۰ بود که پیشنهاد تأسیس موزه‌ی مکتب کمال‌الملک را به سازمان زیباسازی شهر تهران دادم و آن‌ها هم پذیرفتند. بنا شد تا قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری این موزه را به سرانجام برساند. شروع کردیم به جستجو و خرید آثار. در طول مسیر هرچه پیش می‌رفتیم نام حسنعلی خان وزیری به عنوان یک فرد کلیدی در مکتب کمال الملک بیش‌تر به چشم می‌آمد. او اولین نفری بود که در مدرسه ثبت نام کرد. اولین فارغ التحصیل بود و اولین معلمی بود که برای آن مکتب برگزیده شد. ضمناً وی اولین کسی بود که زندگی نامه‌ی استاد کمال‌الملک را نوشت. و البته فعالیت‌های خاص و ویژه‌ای هم در کارنامه‌اش ثبت است. با این همه هرچه پیش می‌رفتیم آثار، سند و یا عکسی از حسنعلی خان به دست نمی‌آمد و من همیشه فکر می‌کردم اگر این موزه بدون آثار یا نشانی از حسنعلی خان وزیری افتتاح شود، یک ستون این موزه ناقص خواهد بود. خوشبختانه در روزهای انتهایی یک نفر دو تابلو نقاشی از او آورد که خریداری شد. این‌ها رفت روی دیوار و موزه افتتاح شد. بعد از گذشت یک سال و نیم تلفنم زنگ خورد و کسی که پشت خط بود به من گفت من دختر حسنعلی خان وزیری هستم.خب این مسئله سرنخی شد تا من به خاندان وزیری برسم و با اسناد متنوع و آثار متعدد روبرو شوم. البته در خصوص ایشان قبل از این هم چند برگ سند را در میان اوراق استاد ابوالحسن خان صدیقی پیدا کرده و مطلبی هم در مجله‌ی بخارا نوشته بودم. اما وقتی منابع به این حد رسید، برایم مقدور شد که کتابی مشخص در خصوص استاد وزیری داشته باشیم که نتیجه‌اش شد کتاب «یادنامه حسنعلی وزیری» در ۴۰۰ صفحه.
حافظ روحانی: اسناد در چه حد بود؟ کاملاً پازل زندگی او را تکمیل می‌کرد؟
– محمد حسن حامدی: پژوهش هیچ وقت به مسئله‌ی قطعی و نقطه‌ی پایانی خود نمی‌رسد. شما هر پژوهشی که بکنید در دنباله ممکن است اسناد و اطلاعات دیگرتری پیدا شوند که تکمیل کننده مباحث شما باشند. مثلاً در این‌ کتاب سه نامه از کمال‌الملک به حسنعلی خان چاپ شده ولی خانواده می‌گفتند که هفت نامه دیگر هم هست که نمی‌دانیم کجا مانده. من تا آخرین روز چاپ کتاب منتظر ماندم تا بلکه نامه‌ها پیدا شوند که نشد. طبیعتاً اگر روزی هم پیدا شود باید در جایی به چاپ برسد تا اطلاعات این کتاب و این شخص کامل‌تر گردد.
وزیری کتابی به نام «کالبدشناسی» نوشته که در همین کتاب آن را چاپ کرده‌ام. متن کتاب به صورت دست‌نویس بود و خواندش هم سخت. اما وقتی نگاه می‌کنم که وی چنین کتابی را بین سال‌های ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۰ نوشته و تا سال ۹۶ خوانده و منتشر نشده واقعاً قلب آدم به درد می‌آید چراکه کتابی با این اطلاعات وسیع و دقیق می‌توانست برای سالیان سال خوراک دانشکده‌های هنری ما باشد و متأسفانه نشد و الآن که دیگر آناتومی مسأله‌ی دانشکده‌ها نیست، این کتاب منتشر می‌شود.
من فکر می‌کنم از این دست اوراقی که می‌تواند به فرهنگ و هنر ما چیزهایی را اضافه کنند، بسیار است. و این مسئله در همه شهرهای ما وجود دارد.
پدر و مادر من اهل استهبان فارس هستند، اما من شیراز به دنیا آمده‌ام. مادربزرگم در استهبان زندگی می‌کرد و ما برای دیدار به آن‌جا می‌رفتم. یادم می‌آید یک خطاط در آنجا بود که کفاف کل کارهای شهر را می‌داد و شاگردانی هم داشت. اگر اشتباه نکنم حدود سال‌ ۶۵ فوت کرد. همیشه در خاطرم هست که نام او را در حد یک صفحه هم که شده در جایی ثبت کنم تا از خاطره ها بیرون نرود.
حقیقت این است که گاهی اوقات اطلاعات ما از هنرمندان به چندین جلد کتاب‌ کشیده می‌شود، مثلاً استاد کمال‌الملک که ده پانزده کتاب در موردش هست. بعضی از هنرمندان تکلیفشان در یک کتاب مشخص می‌شود اما برخی نیز در یک پاراگراف خلاصه می‌شوند اما مسئله مهم این است که از این یک پاراگراف هم نباید درگذشت و فراموش کرد؛ این‌ها ثروت فرهنگی ما هستند و نباید از آن‌ها غفلت کرد. مردم ایران از این منظر که حافظه تاریخی‌شان ضعیف است، شهرت دارند و عملاً می بینیم که با گذشت یکی دو نسل همه چیز فراموش می شود. شخصا فرزند هنرمندی را دیدم که همه چیز پدرش را فراموش کرده بود.
اخیرا کتاب «خوشنویسان استانبول» را در نشر پیکره منتشر کردیم که زندگی و آثار صد هنرمند خوشنویس عثمانی در آن ثبت شده. از این تعداد ما می‌دانیم که آرامگاه ۸۰ نفرشان کجاست، چون اهمیت داشته در جایی ثبت شده. اما راجع‌به خوش‌نویسان خودمان حتی در مورد آ‌ن‌هایی که سلطان‌الکتاب بودند و در رده‌های بالا خوشنویسی می‌کردند، ما نه تنها از تاریخ فوتشان خبری نداریم بلکه در خصوص محل وفات و آرامگاه‌شان، اطلاعات و چیزی نمی‌دانیم.
حافظ روحانی: کمال الدین بهزاد هم سرش تردید است دو قبر به نامش وجود دارد.
– محمد حسن حامدی: من چند سال پیش در مجله بخارا با استناد به تصویری عنوان کردم که قبر او در شهر هرات است ولی وقتی به تبریز می‌روید جایی هست که می‌گویند مزار کمال‌الدین بهزاد اینجاست که البته نیست.
حافظ روحانی: اصولاً این هنرمندان به خصوص حسنعلی خان وزیری تصوری از جایگاهش در تاریخ داشتند؟ آیا جایگاه تاریخی دغدغه‌اش بود؟ آیا با توجه به اسنادی که پیدا کردید، آیا مسئله‌اش این بوده که باید کارهایش را ثبت کند؟
– محمد حسن حامدی: از حفظ کردن نامه‌های کمال‌الملک و آثار و نامه‌ها و رونوشت برداشتن از بعضی نامه‌ها چنین بر می‌آید که تا حدود زیادی واقف به جایگاه فرهنگی و هنری خودش بوده اما در عین حال زندگی پر افت و خیزی داشته؛ گاه تلخی روزگار خیلی اثرگذار بوده و به گمانم او را از صرافت خیلی چیزها انداخته. او هم مانند کمال‌الملک از زمانی به شغل کشاورزی مشغول شد و از سال ۱۳۱۶ در روستای گلابدره اقامت گرفت. اگرچه همواره نقاشی هم می‌کرد ولی دیگر به فکر معلمی و نمایشگاه گذاشتن نبوده. حسنعلی خان اولین کسی در ایران بود که آثارش را دراروپا و آمریکا به نمایش گذاشت؛ بین سال‌های ۱۳۱۱تا ۱۳۱۳ در چند کشور نمایشگاه می‌گذارد. اما دربازگشت از زن و زندگی و از دنیا دلزده می‌شود و در گلابدره برای خودش کلبه می‌سازد و مشغول کشاورزی می‌شود. فقط گاهی که در دانشگاه تهران جلسه و یا سخنرانی داشت، حضور پیدا می‌کرده و اغلب هم در خلوت خود، کتاب‌هایش را می‌نوشته و خیلی هم آدم تو چشمی نبوده. برعکس میرزا اسماعیل آشتیانی که در واقع بعد از وزیری اعتبار معاونتی کمال‌الملک را پیدا کرد و بعد از کمال‌الملک قطبی شد و محل مراجعه برای اهالی نقاشی گردید در حالی که می‌توانست این قطب وزیری باشد که البته به خاطر نوع زندگی‌اش این طور نشد.
حافظ روحانی: شهرت طلب نبود؟
– محمد حسن حامدی: نه، و به نوعی عارف مسلک هم بود. از جایی شروع کرد به خواندن حافظ و مثنوی مولوی. روحیه شاعرانه‌ای و مشغله‌های ذهنی متنوعی داشت. در نظر داشت شرح زندگی حافظ را از دل غزل‌های حافظ بیرون بکشد و در میان اوراقش، حاشیه‌نویسی‌هایی بر اشعار حافظ دارد اما فرصت نکرد این‌ها را به جمع‌بندی برساند.




نوع مطلب : گفت و گو با هنرمندان، 
برچسب ها : گفت و گو، هنر، هنرمند، هنرمندان، ه، ن، ر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 22 آبان 1396
هنر گرافیک

این مجموعه مصاحبه‌ها می‌تواند شاهدی بر دانش کیوریتوریال و کیوریتینگ و کیوریتورشیپ در ایران باشد. به گونه‌ای طرح ریزی شده‌اند تا تعاریف و دیدگاه‌های موجود از یک کیوریتور، نحوه کار او، جایگاه این دانش در ایران و تجربیات مربوط به آن و غیره را جمع بندی کرده و آن ها را ارائه دهد.

zarvan roohbakhshan 1

زروان روح بخشان، کیوریتور، هنرمند عکاس و منتقد هنری است. او مدرک کارشناسی ارشد پژوهش هنر از دانشکده‌ی هنرهای زیبا، دانشگاه تهران وکارشناسی گرافیک از دانشکده‌ی هنر دانشگاه علم و فرهنگ تهران دارد.
او سابقه تدریس فلسفه هنر، نقدادبی، نقد هنر، تاریخ تحلیلی هنر، مبانی هنرهای تجسمی در کلاس‌های آزاد دایر در دانشکده‌های هنرهای زیبا و موسسات فرهنگی و هنری بسیاری دارد. همچنین مدرس  در دانشگاه علم و فرهنگ تهران، برای رشته‌‌های گرافیک و نقاشی از سال ۱۳۹۲ تا کنون می‌باشد.
روح بخشان به تدوین، انتشار مقاله، یادداشت و نقد در زمینه­ی هنرهای تجسمی و ادبیات در نشریات مختلفی اعم از فصلنامه‌ها ، هفته‌نامه‌ها، روزنامه‌ها  پرداخته است و ارائه چندین سخرانی درباره‌ی عکاسی و هنر معاصر، فلسفه هنر معاصر، کیوریتوری و ژانر عکاسی معاصر و حضور در پنل‌ها و بررسی نمایشگاه‌های مختلف را در رزومه خود دارد.
نمایشگاه‌های عکس روح بخشان  شامل پنج نمایشگاه انفرادی و بیش از سی نمایشگاه گروهی است و فعالیت‌های کیوریتوری او شامل چندین نمایشگاه انفرادی نقاشی و نمایشگاه‌های گروهی عکس، نقاشی، چیدمان، سرامیک، مجسمه و ویدئو و پرفورمنس در ایران و خارج از ایران می‌شود.

پگاه  بهروزفر: تعریف کیوریتوریال از دید شما چیست؟

زروان روحبخشان: نمی‌توان این عبارت را جدا از کیورتینگ و کیوریتورشیپ تعریف کرد. کیوریتوریال به شکلی از دانش برمی‌گردد و با ارجاع به مقاله‌ای از گرویس که اشکان صالحی در ماهنامه گلستان ترجمه کرده بود (که در آن به کاسه توالت دوشان اشاره می‌شد و اینکه چطور مارسل دوشان بدون قصد قبلی، کیوریتور کار خود بوده است و مرتکب امر کیوریتوریال شده است، همان‌گونه که در کیوریتورشیپ تعمداً اثر هنری را زمینه مند می‌کنیم و موقعیت دیگری به آن می‌دهیم.) می‌توان گفت که کنش کیوریتوریال در حوزه نظری و کیوریتینگ در حوزه عملی است.

لازم هست این را بدانیم که ریشه کیوریتور از واژه کورا در لاتین است که معنای نمک سود کردن، تیمار کردن، مراقبت کردن، درمان  پیدا کردن، چاره ای پیدا کردن، محافظت کردن ونگهبانی است. کیوریتور کسی است که به شکل کلاسیک عهده دار نگهداری از آثار است؛ مراقب و مسئول است. کیوریتور به معنای مدیر و ناظر یک جریان است که در موزه‌ها، گالری‌ها، کتابخانه‌ها یا آرشیوها مسئول و متخصص توصیف و توضیح و مراقبت از آنها است و مثلاً اگر مسئول آثار باستانی است، حتما دانش باستان شناسی دارد. در واقع بخشی از کیوریتورهای امروزی مسئول طبقه بندی داده‌های دیجیتالی هستند و در موزه‌های بزرگ گروهی مسئول دیتابیس موزه هستند که مسئولی‌تهای متفاوتی هم دارند.

پگاه بهروزفر : وضعیت کیوریتینگ را در ایران چگونه می بینید؟

زروان روحبخشان: خیلی تفاوتی ندارد. شیوه‌های خیلی متفاوت و متضادی داریم که مانند کار یک هنرمند است. همانطور که تفاوت در کار هنرمندان وجود دارد، کار کیوریتورها هم چه در تکنیک و چه در شکل ارائه با یکدیگر متفاوت است.
کیوریتور ممکن است فقط مسئول نگهداری باشد ولی در سازمان‌های بزرگتر، کوـ کیوریتورهایی هستند که در کنار یا زیر دست کیوریتورها کار می کنند؛ بخوانید دستیار کیوریتور.
تنها موزه‌ای که در ایران به شکل جدی و البته با کلی حرف کیوریتور دارد موزه ملک است و به این دلیل است که این موزه سرمایه خصوصی دارد.
در جاهایی مثل موزه هنرهای معاصر که ما توقع داریم، خبری از کیوریتوری نیست، البته پروژه هایی بوده که کیوریتور داشته ولی موزه کیوریتور مشخصی ندارد در حالیکه این برای موزه واجب است.
ژانر هنر معاصر بسیار کیوریتور می طلبد ، چون خیلی از آثار معنای گنگی دارند و یا با تکثر زیادی در آثار روبه رو هستیم که معنا را مبهم می‌کند. بنابراین کیوریتور در این میانه می‌تواند زمینه ساز باشد.
در هنر معاصر فضای نمایشگاه بسیار مهم است و فضا قسمت بزرگی از مواجهه است و
در یک اثر هنری بسته به شیوه و فضای طراحی شده برای ارائه و تم نمایشگاه (کنار هم قرار دادن یک سری از آثار) معنا تغییر می‌کند.
گاهی کیوریتور زمینه‌هایی که به یک اثر چسبیده را بسترزدائی می‌کند و یک خوانش جدید ایجاد می‌کند و این نشان دهنده اهمیت کار کیوریتور است که اگر کارش را به درستی انجام ندهد ممکن است تاثیرگذاری و یا معنای یک اثر را خدشه دار کند.
گاهی کیوریتور یک موضوع را انتخاب می‌کند و به جمع آوری آثار می‌پردازد، حالا یا در این بستر جدید معنایی پیدا می‌کند و یا تبدیل می‌شود به نمایشگاه گروهی- دورهمی که لایک جمع می‌کند.
شیوه دیگری که خیلی از کیوریتورهای حرفه ای کار می کنند، شیوه امیرعلی قاسمی است می‌توان این شیوه را به نام او رقم زد که این روش برشی از بضاعت موجود است.
در این روش کیوریتور موضوعی را انتخاب می‌کند و فارغ از اینکه این آثار خوب هستند یا نه و یا کنار هم معنای یکدیگر را تایید می‌کنند یا تخریب ، هرآنچه با آن موضوع مرتبط است را به نمایش درمی‌آورد و این در واقع کیوریتوری با شیوه آرشیوی است.
پگاه بهروزفر: چه منابعی را برای شناخت این دانش معرفی می کنید؟

زروان روح بخشان: مجموعه مقالات بوریس گرویس که اشکان صالحی ترجمه کرده است از منابع خوب موجود است؛ کتاب قدرت هنر را پبشنهاد می‌کنم که در آن علاوه بر کیوریتور، از منتقد و هنرمند و… هم تعاریفی وجود دارد که به عنوان یک کیوریتور باید این تعاریف و نسبت آن‌ها را باهم نیز بدانیم. کتاب‌هایی که رویکرد انتقادی نسبت به هنر دارند معمولاً کیوریتورها را هدف می‌گیرند و در این امر موثر هستند، که کتاب هنر معاصر جولیان استالابراس، ترجمه احمدرضا تقا از این دسته است. و در نهایت یک کیوریتور خوب باید دانش تاریخ هنر، کمی جامعه شناسی، کمی روانشناسی را دارا باشد. کتاب‌هایی در این زمینه و  فلسفه و نقد هنر نیز می‌تواند مفید واقع شود.

پگاه  بهروزفر: آیا یک کیوریتور یک هنرمند است؟

زروان روحبخشان: پروژه‌هایی اتفاق افتاده‌اند که به مثابه یک اثر هنری دیده می‌شوند. به شکلی که در مخاطب این تفکر را ایجاد کند که شاهد یک اثر هنری است. این در حالی است که مجموعه‌ای حاصل از جمع آوری آثار هنرمندان مختلف است، ولی بر اساس نحوه کیوریتینگ آن، به مثابه یک اثر هنری دیده می‌شود و گویی که در این صورت می‌توان کیوریتور در مقام یک هنرمند حاضر شده است. اما اساساً کیوریتور هنرمند نیست.

zarvan roohbakhshan 2 1024x682 پگاه بهروزفر: حوزه کار کیوریتور را در چه حدی می دانید؟ یا یک کیوریتور چقدر اجازه دخالت در آثار هنرمندان دارد؟

زروان روح بخشان : حد وحدود مشخصی ندارد ولی طبعاً کیوریتوری که شیوه کارش مداخله در اثر هنری است، در نهایت هم نمی‌تواند به شکل فیزیکال در کار دست ببرد. کیوریتور می‌تواند با هنرمند صحبت کند یا کارهای مشابه را به او نشان دهد ولی نمی‌تواند قلم به دست بگیرد و در یک مجوعه نقاشی نقش آفرینی کند. کیوریتور ایده را مطرح کرده و آن را می‌پروراند، نمایشگاه را طرح‌ریزی می‌کند اما انگار یک قابلیت رازآلود جادویی در آن چیزی که می‌توان به آن ناهنر گفت وجود دارد، که از طریق نمایش دادن به هنر تبدیل می‌شود و این ویژگی مخصوص هنرمند است و کیوریتور نهایت مداخله‌اش تا مرز این اتفاق است. هنرمند بر اساس قواعد اجتماعی‌، سیاسی یا حتی تجاری و برمبنای مناسبات زیبایی شناسی زمانه اثرش را شکل می‌دهد ، ممکن است که نظر کیوریتور را در کارش دخیل کند ولی نهایت مداخله کیوریتور هم در همین حد است که البته گروهی از هنرمندان هم همین حد را هم نمی‌پذیرند. این شکل از مداخله در پروژه‌های آرشیوی و جمع بندی دیده نمی‌شوند و نمایشگاه بر اساس آنچه هست پیش می‌رود. بخشی از مداخله در زمان چیدمان نهایی است و حتی طراحی نور هم شامل این چیدمان می‌شود. کیوریتور اثر هنری را زمینه‌مند می‌کند و خوانش دیگری را ممکن می‌سازد. می‌توان گفت: کیوریتوری از زدن میخ بر دیوار شروع می‌شود و گاه به همان جا هم ختم می‌شود.

پگاه بهروزفر: در یک جمع‌بندی مهمترین ویژگی‌های یک کیوریتورحرفه‌ای چیست؟

زروان روح بخشان: از نظر من مهمترین ویژگی دانش است، دارا بودن دانش تئوریک نسبت به موضوع و توانایی عملی کردن حدی از آن دانش تئوریک که البته بعید است‌که کسی بتواند صد درصد آن دانش را عملی کند. سطح مطالعه بالا، خصوصاً در زمینه موضوع پروژه از دیگر ویژگی‌ها است. حتماً باید با فضای هنری زمان خودش آشنا باشد و باید حدی از مناسبات بازار را بشناسد؛ چه بخواهد با آن همراه شود چه بخواهد بر ضدش عمل کند. کیوریتور باید یک رویکرد انتقادی داشته باشد، یا دارای نگاه انتقادی باشد و باید نسبت به رسانه و مدیومی که کار می‌کند نیز آگاهی لازم را داشته باشد.

معمولاً در سطح بین‌المللی، کیوریتورها مدرک تحصیلی جدی در حوزه کاری خودشان دارند. خیلی‌ها دکترای فلسفه یا نقد هنر دارند یا مدارک کارشناسی ارشد در حوزه تاریخ هنر یا مردم شناسی یا جامعه شناسی و به همین دلیل هم محل ارتزاق آنها جای دیگری است. از یک کیوریتور انتظار می‌رود که در حوزه کار خودش به شکل تئوریک هم مشغول باشد به طور مثال نشست برگزار کند و یا مقاله منتشر کند یا گروهی از مقالات را حول و حوش یک ایده در کنفرانس‌ها ارائه کند.

پگاه  بهروزفر: امرار معاش  یک کیوریتور چگونه است ؟

زروان روح بخشان: کیوریتور در واقع دو شغله است و در واقع درآمد اصلی او از جای دیگری است. زمانی که به عنوان کیوریتور سفارشی از گالری، موزه یا جایی گرفته شود که بودجه‌ای را برای این کار مشخص کرده، خب دستمزد مشخصی به کار تعلق می‌گیرد که بر اساس قرارداد تعیین می‌شود. به نظر من تنها کیوریتورهای عجیب درصدی از فروش را مطالبه می‌کنند زیرا درصد فروش  ممکن است در نحوه ارائه یا انتخاب آثار موثر باشد. اما اساساً کیوریتور پاره وقت مطلوب برای درآمد مالی پروژه‌ای که طرح می‌کند، دندان تیز نمی‌کند.





نوع مطلب : گفت و گو با هنرمندان، 
برچسب ها : گفت‌وگو با زروان روح بخشان، رویکرد انتقادی کیوریتور، گفت و گو، رویکرد، هنر، گرافیک، هنرگرافیک،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 22 آبان 1396
هنر گرافیک

مجسمه های عظیم تونی کرگ مجسمه ساز انگلیسی- آلمانی  با عنوان “ریشه‌ها و سنگ‌ها” در موزه هنرهای معاصر تهران از سه شنبه ۲ آبان به نمایش درمی‌آیند.

1a 1024x1024

مجسمه‌های تونی کرگ، محصول ساختارهای درونی و هندسی‌ای هستند که منجر به ساخت احجامی می‌شود که ما می‌توانیم آن‌ها را باز‌شناسیم و با آن‌ها ارتباط برقرار کنیم. مجسمه‌های چندشکل کرگ، جنبه‌هایی از رابطه‌ی میان نیروی دورنی مواد و واکنش ذهنی ما به اشکال بنیادین را نمایان می‌کنند. از نظر هنرمند این رابطه، جوهره‌ی مجسمه‌سازی، و همچنین جوهره‌ی همه تجربیات ما در جهان است. کار کرگ سرشار از جنبش، رشد، پویایی و حسی از شگفتی نسبت به امکانات ظاهرا نامحدود اشکال تندیس‌گون است. کرگ نه تنها طبیعت و نیروهای انرژی که در جهان یافت می‌شوند را مورد توجه قرار می‌دهد، بلکه به واقعیت بسط یافته‌ای اشاره دارد که ما بواسطه‌ی تکنولوژی و چشم‌اندازهای چندگانه‌ای که شتاب زندگی مدرن فراهم می‌کند، تجربه‌‌شان می‌کنیم. 1b 817x1024 علی محمد زارع سرپرست موزه هنرهای معاصر تهران خبر داد مجسمه های تونی کرگ که عموما آثاری بزرگ و سنگین است با کامیون به ایران منتقل می شوند و حدود ۸۰ اثر از وی در موزه هنرهای معاصر تهران و سپس بخشی از این آثار به ترتیب در موزه هنرهای معاصر اصفهان و موزه هنرهای معاصر کرمان به نمایش در می آید.

این نمایشگاه با حمایت اسپانسر خصوصی برگزار می شود و انتخاب نمایشگاه آثار تونی کرگ ماحصل اطلاعات و شناخت مدیر مرکز هنرهای تجسمی و به انتخاب وی صورت گرفته است.

این نمایشگاه با حضور تونی کرگ تا ۲ بهمن ماه در موزه هنرهای معاصر برقرار است.





نوع مطلب : گرافیک محیطی، 
برچسب ها : هنر، تجسمی، هنرگرافیک، گرافیک، هنری، گرافیکی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 21 آبان 1396
هنر گرافیک
خوشنویسان سایر کشورها درصدد این هستند که خط نستعلیق را به نام کشور خودشان ثبت کنند

57574804 سایت تندیس به نقل از ایسنا: عضو شورای عالی انجمن خوشنویسان ایران در مراسم هفته خوشنویسی گفت: من با شرکت در رویدادهای مهم، خوشنویسی جهان دریافتم، خوشنویسان سایر کشورها درصدد این هستند که خط نستعلیق را به نام کشور خودشان ثبت کنند و برای این موضوع در تلاش هستند.


برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...



ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : اخبارگرافیکی، 
برچسب ها : خبر، اخبار، گرافیکی، گرافیک، هنر، خوشنویسی، خط،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 21 آبان 1396
هنر گرافیک

حروف کهن‌سال
بازسازی و تبدیل قلم‌های قدیمی (Retuch) به فونت‌های کامپیوتری سال‌هاست که از سوی طراحان در سراسر جهان رواج دارد. قلم‌هایی که برای مثال از روی دست‌خط افراد مشهور، سنگ قبرهای قدیمی، کتاب‌ها و مطبوعات قدیمی و… استخراج و بازسازی می‌شوند. در این پروژه، «استودیو دفتر» طی تلاشی ۲ ساله، دو قلم قدیمی را که با روش حروف‌چینی سربی استفاده می‌شدند را بازسازی کرده و در اختیار طراحان گرافیک و سایر علاقمندان قرار داده است. ردپای فونت‌هایی که امروز «استودیو» و «دفتر» نامیده شده‌اند را می‌توان از پیش از دهه‌ی ۱۳۲۰ شمسی (حدود ۷۵ سال قبل) تا اوایل دهه‌ی ۶۰ (که بیشتر در آگهی‌های عمومی مورد استفاده قرار می‌گرفتند)، مشاهده کرد. طراح و یا طراحان هر دو قلم ناشناسند.

برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...


ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : تایپوگرافی و کالیگرافی، 
برچسب ها : تایپ، هنر، تایپوگرافی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 20 آبان 1396
هنر گرافیک
دومین سال پیاپی است که آبان ماه با رویدادی مهم در تصویرگری کشور همراه می شود. هفته تصویرگری۹۶ با نمایشگاه ها و نشست های مختلف خود در گالری های خانه هنرمندان به میزبانی علاقه مندان نشسته است. در یکی از مهم ترین نمایشگاه های این دوره، اعضا انجمن تصویرگران ایران به کشیدن پرتره هایی از خود دعوت شده اند. در استیتمنت این نمایشگاه آمده است:

” به پرنده صدا داد و به اسب پاهای استوار، به شیر صلابت داد و به آهو چالاکی،
به آسمان بزرگی داد و به زمین برکت، به فیلسوف خرد ناب داد و به عارف رشته‌ی وصل.
اما تصویرگر را از راهروی خرد گذراند و در افسون جهان غوطه‌ورش کرد تا جهانی را تصویر کند که فیلسوف در آرمان‌شهر می‌بیند و عارف در بهشت برین.

بیش از یک دهه است «ما تصویرگر هستیم» قلب رویدادهای تصویرگری است. این جمله، شعارمان است و نقش پرچم‌مان، اگرچه هنوز نام‌مان و نام‌حرفه‌ی‌مان برای بسیاری ناآشناست، حتی برای همسایگان‌مان در هنرهای هم‌جوار.
این‌بار تصویرگر خود هستیم تا جهان شخصی‌تری را نشان بدهیم، از خود، از آرزوها و رؤیاهای‌مان، از چیزی که هستیم و نمی‌توان دید یا چیزی که نیستیم و باید دید.
همیشه به جهان هستی می‌بخشیدیم، این‌بار به خودمان.”


برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...



ادامه مطلب(کلیک کنید)


نوع مطلب : تصویرسازی، 
برچسب ها : هفته تصویرگری، تصویرسازی، تصویر، ت، ص، و، ی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 20 آبان 1396
هنر گرافیک

طراحی بسته بندی همیشه شامل چالش ها و ایده پردازی هایی است که در صورت موفق بودن، تاثیر چشمگیری در موفقیت برند یا محصول خواهند داشت و البته بالعکس آن باعث تخریب و شکست محصولاتی حتی بسیار با کیفیت و مرغوب در بازار مصرف خواهد شد. ” احسان اکبری” طراح پروژه امروز است با مجموعه ای که در بخش حرفه‌ایرویداد بسته ها مورد تقدیر قرار گرفته است.

« چالش این پروژه زمانی آغاز شد که سفارش دهنده به دنبال ارائه مفاهیم و ارزش های مختلفی برای محصول خود و بالطبع انتقال این مفاهیم و فاکتورهای کیفی محصول به مخاطب و مصرف کننده بود. اولین و بارزترین مسئله در طراحی بسته بندی آجیل و میوه خشک “مسترناتس”، نشان دادن کیفیت بالای محصول به مصرف کننده بود. مسئله ای که در بسیاری از برندها قابل رویت و مشاهده نیست و به همین دلیل سهم عمده بازار آجیل و تنقلات را محصولات فله به خود اختصاص داده اند. با مشاوره و همکاری کارفرما ظرف هایی از جنس پت و شفاف در دو سایز برای این منظور انتخاب کردیم تا مصرف کننده قادر به مشاهده کیفییت محصول داخل بسته باشد. همین طور برای استفاده راحت تر و جلوگیری از نفوذ هوا و در نتیجه حفظ کیفیت آجیل ها، در زیر درب پلاستیکی سفید رنگ، درب Easy Open (کنسروی) تعبیه شده است.

چالش بعدی تعریف هویت و شخصیت برند و محصولات بود. شخصیتی که تا حد زیادی کلاسیک، موقر، اصیل و قابل اطمینان و البته به روز و با قابلیت برقراری ارتباط با مصرف کننده امروز باشد. این صورت مسئله خط مشی اصلی در طراحی لوگو و تایپوگرافی های روی بسته بندی قرار گرفت. استفاده از تصاویر مزارع به صورت سیاه و سفید نیز تاحد زیادی تداعی گر این شخصیت بود که علاوه بر معرفی حال وهوای برند، تا حدی به دنبال ارائه مفهوم طبیعی و سالم بودن محصول با استفاده از این تصاویر بودیم.

برای مینیمال تر کردن و همچنین ارائه حس تمیزی و کیفیت، از رنگ سفید به عنوان رنگ قالب لیبل ها استفاده شد.
در نهایت تعداد ۱۰ محصول برای ارائه و عرضه در ابزار مصرف تهیه و تدارک گردید که در ادامه به زودی این سبد محصولات تا ۳۰ عنوان افزوده خواهد شد. ضمن اینکه در حال آماده سازی محصولات در بسته های پیلوپک برای مصرف تک نفره هم هستیم.»






نوع مطلب : بسته بندی، 
برچسب ها : بسته بندی، هنر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 20 آبان 1396
هنر گرافیک

کمپانی سامسونگ با آگاهی از قدرت تاثیرگذاری دیزاین بر روی کاربرانش و برای شکست دادن رقبای خود همچون اپل (Apple) به طراحی مجدد زبان بصری گوشی S8 پرداخت.

رابط کاربری در گوشی های سامسونگ دارای مشکلات بسیاری بوده است اما آنها قصد دارند آن را تغییر دهند و برند خود را بهبود ببخشند و از آن در گوشی جدید خود یعنی S8 رونمایی کنند.

برای انجام این کار آنها با آژانس بزرگ تبلیغاتی پنتاگرام در نیویورک تماس گرفتند. پنتاگرام به طور مستقیم با گروه طراحی تجربه کاربری UX سامسونگ کار کردند که این گروه راه کارهای جدیدی در زمینه UX طراحی کرده است و برای دیزاین بهتر نیاز به طراحان خبره داشت تا نه تنها یک رابط کاربری عالی بلکه یک زبان دیزاین جدید برای آنها طراحی کند.

ادی اپارا Eddie Opara یکی از طراحان ارشد و شرکای پنتاگرام به کمک تیمش با مطالعات بسیار در زمینه طراحی صنعتی سعی کردند الهاماتی در این امر بگیرند چرا که گوشی S8 برای داشتن صفحه منحنی در لبه های آن معروف است.

آنها این را از نظر فنی مورد بررسی قرار دادند و در نهایت اپارا به یک کانسپت دیزاین جدید رسید که نامش را Light and Line گذاشته است که برگرفته از این انحنای ظریف است. او این ویژگی را در تمامی آیکون ها پیاده سازی کرده است، اینکه چطور این منحنی در تمامی فرم های مختلف بوسیله خطوطی نازک ارتباطش را با انحنای لبه گوشی حفظ کند تا تماما یکپارچه بودن در آن حفظ شود.

هر آیکون در رابط کاربری از دوربین تا اپلیکییشن هواشناسی یا ضبط صدا و… شکلی جدید به خود گرفتند و انحنای شدیدی دارند که در آیکون های دیگر برندهای آندروید و یا آیفون نمی بینید.

اپارا حتی در طراحی تایپ فیس جدید نیز این موضوع را رعایت کرده است. از این رو آنها با تمرکز بر روی منحنی بودن همه عناصر به نوشتن یک کتابچه راهنمای جدید ۱۲ صفحه ای برای تمامی محصولات سامسونگ در زمینه رابط کاربری نیز پرداختند.

سامسونگ علاوه بر پنتاگرام با طراحان مطرحی در سراسر دنیا در طول این چند سال همکاری داشته است. طراحانی چون نویل برودی Neville Brody برای طراحی تایپ فیس، با طراحان فرانسوی رونان و اروان بورولک Ronan and Erwan Bouroullec برای تلویزیون های خود و همچنین ایو بهار Yves Behar در طراحی قاب تلویزیون ها.

به هر حال اینطور که پیداست گویا پنتاگرام وظیفه خود را برای گوشی S8 به درستی انجام داده است و سامسونگ توانست موفقیت خوبی نسبت به سال گذشته داشته باشد و ۲۰ میلیون گوشی S8 در سه ماهه دوم سال ۲۰۱۷ به فروش برساند و آنالیزها نشان می دهد که این رقم به ۹۳ میلیون تا آخر امسال خواهد رسید. اما به هر حال سامسونگ راه درازی در پیش دارد تا بتواند رقیب دیرینه خود اپل را که توانست ۵۰٫۸ میلیون گوشی را در سه ماه دوم ۲۰۱۷ به فروش برساند، شکست بدهد.

 





نوع مطلب : گرافیک محیطی، 
برچسب ها : سامسونگ، طراحی، مجدد، آنها، کمک، س،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 20 آبان 1396
هنر گرافیک

سفر کردن همیشه لذت بخش است اما ممکن است اتفاقات غیر مترقبه ای رخ دهد که باعث شود مسافر به بیمارستان رجوع کند؛ و اگر این اتفاق ناگوار رخ دهد در هرکجای این کره خاکی که باشید آنجا برایتان تبدیل به جهنم می شود.

این گونه حوادث در سفرهای خارجی ممکن است هزینه های هنگفتی برای درمان داشته باشد که شاید خود را برای آن آماده نکرده باشید تا جایی که ممکن است ادامه سفر برای شما امکان پذیر نباشد و آن سفر، تبدیل به یک خاطره تلخ شود.

کمپانی بیمه سفر گروپاما (Groupama) در ترکیه بمنظور معرفی خود در زمینه پوشش حوادث ناگهانی در سفر، پوسترهایی تبلیغاتی منتشر کرد تا به همگان اعلام کند از ین پس می توانند با خیالی آسوده به سفر بروند. طراحی این کمپین بر عهده استودیو لوکال (Lokal) مستقر در ترکیه بوده است.






نوع مطلب : پوستر، 
برچسب ها : پوستر، تبلیغات، تبلیغ، تبلیغ کردن، پوسترها،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 20 آبان 1396
هنر گرافیک

هفته تصویرگری با افتتاح ۳ نمایشگاه بزرگ «ما تصویرگر خود هستیم»،«نشان آبان» و«تصویرگران شهر» در خانه هنرمندان ایران آغاز شد.

برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب مراجعه کنید...




نوع مطلب : اخبارگرافیکی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 17 آبان 1396
هنر گرافیک

برندگان رقابت بین المللی لاکپشت طلائی روسیه (GOLDEN TURTLE 2017) اعلام شدند.

مراسم افتتاحیه فستیوال بین المللی حیات وحش “لاکپشت طلایی ۲۰۱۷” در نمایشگاه “کراسنای پرسنیا(Krasnaya Presnya)” برگزار شد و در این مراسم برندگان بخش های عکاسی، نقاشی و دیزاین اعلام شدند. در بخش پوستر( سری) نفر اول Pen-Kuei Xiao از تایوان ، نفر دوم فرزاد سعیدی از ایران و نفر سوم Agnieszka Dajczak  از لهستان انتخاب شدند.

این رقابت امسال در سه بخش عکاسی، هنرهای زیباو گرافیک دیزاین با حمایت فدراسیون ملی روسیه، وزارت فرهنگ و وزارت منابع طبیعی روسیه برگزار شد و برندگان در هر بخش از این فستیوال علاوه بر نشان و جوایز و هدایای ارزشمند از طرف حامیان مالی جشنواره مبلغ ۱۰۰۰ دلار به عنوان جایزه نقدی دریافت خواهد نمود.

یادآور می شود رقابت بین المللی لاکپشت طلایی روسیه ۲۰۱۷ به عنوان بزرگترین پروژه بین المللی فرهنگی- زیست محیطی مسکو، از تاریخ ۱۴ اکتبر تا ۵ نوامبر در نمایشگاه “کراسنای پرسنیا (Krasnaya Presnya)” در مسکو روسیه و پس از آن به صورت دوره ای در دیگر شهرهای کشور روسیه به نمایش در خواهد آمد. همین نمایشگاه از ۱۰ ام تا ۱۹ ام نوامبر در فضای آرت پلی در سنت پترزبورگ نیز برگزار خواهد شد.
سایت جشنواره: www.wncontest.ru






نوع مطلب : اخبارگرافیکی، 
برچسب ها : خبر، اخبار، گرافیک، گرافیکی، خبر گرافیکی، هنری، هنر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 17 آبان 1396
هنر گرافیک

فونت‌ها تنوع بسیار زیادی دارند. بسیاری از آنها خیلی به هم شبیه هستند و برای یک آدم که در زمینه فونت تخصصی نداشته باشد، پیدا کردن فونت مورد استفاده روی یک پلاکارد، بنر یا کتاب، شاید دشوار باشد.
حالا تصور کنید که تصادفی فونتی دیده‌اید و دوست دارید که نامش را بدانید و از آن در آینده استفاده کنید. چه باید بکنید؟

خوشبختانه برای این کار اپلیکیشنی به نام WhatTheFont ساخته شده که می‌‌تواند این کار را خیلی ساده کند.
کافی است با دوربین خود عکسی بگیرید تا اپلیکیشن نام فونت‌ را پایگاه داده ۱۳۰ هزار فونتی خود بیرون بکشد.
این اپلیکیشن با الگوریتم یادگیری ماشینی خود حتی می‌تواند چند فونت را در یک عکس، در یک مرحله تشخیص بدهد.

دانلود از گوگل پلی

دانلود برای آی‌دیوایس‌ها

البته حتی اگر حوصله نصب این اپلیکیشن را ندارید، می‌توانید از نسخه وبی آن استفاده کنید.





نوع مطلب : دانلود پلاگین فتوشاپ، 
برچسب ها : اپلیکیشن، اپلیکیشن تخصصی، دانلود فونت، نوع فونت، فونت، دانلود، دانلود کردن،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 17 آبان 1396
هنر گرافیک

نمایشگاه گروهی تصویرسازی «یادگاری» به یاد بانو توران میرهادی برگزار می شود.

در نمایشگاه گروهی تصویرسازی یادگاری آثاری از مهشید آسوده‌خواه، نگین احتسابیان، بنفشه احمدزاده، عطیه بزرگ سهرابی، مرجان ثابتی، هدا حدادی، پژمان رحیمی‌زاده، فرشید شفیعی، مریم طباطبایی، کمال طباطبایی، حسن عامه‌کن، نجوا عرفانی، کیوان عسگری، عطیه مرکزی، مانلی منوچهری و مرجان وفائیان به نمایش درخواهد آمد که به کوشش کیوان عسگری گرد آمده است.

توران میرهادی استاد برجسته ادبیات کودکان ایران، در سال ۱۳۰۶شمسی در تهران زاده شد و در ۱۸ آبان ۱۳۹۵ جهان فانی را ترک گفت. میرهادی در سال ۱۳۲۵ به فرانسه رفت و در رشته روان‎شناسی تربیتی در سوربن و همزمان در رشته آموزش پیش از دبستان و ابتدایی در کالج سوینه پاریس درس خواند. در سال ۱۳۳۴ به نام برادر از دست رفته‌اش، کودکستان فرهاد و بعدها، دبستان و راهنمایی فرهاد را بنیاد نهاد.

این نمایشگاه توسط شورای کتاب کودک و با همکاری فرهنگنامه کودکان و نوجوانان از جمعه ۱۹ آبان ۹۶ تا ۲۹ آبان‌ در گالری ویستا برگزار می شود.





نوع مطلب : اخبارگرافیکی، 
برچسب ها : هنر، گرافیک، مهلت،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 17 آبان 1396
هنر گرافیک

طراح پوستر وحید بهرامی





نوع مطلب : پوستر، 
برچسب ها : پوستر، طراح، طراحی، هنر، گرافیک، گرافیکی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 17 آبان 1396
هنر گرافیک

در جشن پایانی هفته تصویرگری ۹۶ و همزمان با روز تصویرگری چهار برگزیده نشان آبان معرفی شدند.


پس از معرفی کاندیداها توسط عموم تصویرگران و داوری هیئت داوران، مهدی حجوانی از مؤسسان انجمن تصویرگران ایران به عنوان نام همگام تصویرگری، فرشید مثقالی به عنوان نام بزرگ تصویرگری، بهزاد غریب‎پور به عنوان نام آشنای تصویرگری و عاطفه ملکی‎جو به عنوان نام نو تصویرگری نشان آبان خود را در جشن پایانی هفته تصویرگری دریافت کردند.

در این مراسم که بعدازظهر ۱۵ آبان ۹۶ برگزار شد کیانوش غریب‎پور دبیر هفته تصویرگری ۹۶ و علی بوذری دبیر همایش کتاب‎های تصویری به ارائه گزارش مختصری از اجرای این دو رویداد پرداختند و در ادامه از نرگس محمدی به دلیل دریافت جایزه سیب طلای دوسالانه براتیسلاوا، هدا حدادی به دلیل کسب مدال طلای آکادمی ادبیات کودک آمریکا و امیر شعبانی‎پور به دلیل دریافت جایزه جزیره سبز کنکور نامی ۲۰۱۷ مورد تقدیر قرار گرفتند.

همچنین از زهرا پاشایی و حدیثه قربان به دلیل تلاش در برگزار هفته تصویرگری و از فاطمه عبداله‎زاده سردبیر سایت خبری گالری آنلاین به دلیل پوشش دقیق و کامل فعالیت‎های هفته تصویرگری تقدیر شد.

در ادامه این مراسم محمدحسین سعلبی‎فر مدیر نگارخانه لاله نیز به دلیل همکاری صمیمانه به تصویرگران و برنامه‎ریزی برای برپایی نمایشگاه‎های گروهی تصویرگری به طور سالانه به عضویت افتخاری انجمن تصویرگران ایران در آمد.

خواندن بیانیه اعضای انجمن تصویرگران ایران در هفته تصویرگری ۹۶ نیز دیگر بخش از جشن پایانی این هفته بود که توسط مهسا هدایتی انجام شد.





نوع مطلب : اخبارگرافیکی، 
برچسب ها : برگزیده، برگزیدگان، بر، ب،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 17 آبان 1396
هنر گرافیک

دومین کارگاه چهار تاق تصویرگری اصفهان پنجشنبه و جمعه، ۲ و۳  آذرماه برگزار می شود.

این کارگاه توسط موزه هنرهای معاصر اصفهان با همکاری انجمن تصویرگران ایران، با موضوع «طلوع نیمه جهان» (اصفهان از اسطوره تا تاریخ) با همکاری خانم ماریانا اوکلِجاک، تصویرگر لهستانی، برگزار می شود.

به دلیل محدودیت تعداد شرکت‌کنندگان در این کارگاه، از کلیه تصویرگران علاقه‌مند به شرکت در این رویداد دعوت می‌شود تا آثار خود را جهت ارزیابی برای شرکت در کارگاه، به آدرس پست الکترونیکی chartaqillustration@gmail.com ارسال کنند.

شرایط و ضوابط کلی:
• هر تصویرگر می‌تواند سه تا پنج اثر تصویرگری خود را ارسال نماید.
• آثار باید در فرمت jpg و با حداقل حجم ۲ مگابایت ارسال شوند.
• لازم است علاوه ‌بر آثار، شرکت‌کنندگان نام و نام‌خانوادگی خود به حروف لاتین، آدرس ایمیل، آدرس سایت و رزومه (فایل word یا pdf ) خود را نیز ارسال نمایند.
• باید در بخش موضوع ایمیل‌های ارسالی، موضوع «کارگاه تصویرگری چهارتاق» درج گردد و فایل تصاویر با نام تصویرگر نام‌گذاری شده باشد.
• محل برگزاری کارگاه، موزه هنرهای معاصر اصفهان خواهد بود.
• مهلت ارسال آثار تا پایان وقت اداری روز شنبه۲۰ آبان ماه ۱۳۹۶ است





نوع مطلب : اخبارگرافیکی، 
برچسب ها : تصویر سازی، تصویرسازی، تصویرگری، اصفهان، نمایش،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 17 آبان 1396
هنر گرافیک




نوع مطلب : پوستر، 
برچسب ها : پوستر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 17 آبان 1396
هنر گرافیک

« استیکرهای درسی گاج، بخشی از طراحی منحصر به فرد و مرتبط با فضای کتاب های آموزشی این انتشارات است که گروه طراحی گاج ،آنها را در جهت استفاده در کتاب های کمک درسی وشبکه های اجتماعی طراحی کرده و به این مجموعه اختصاص داده است.
تکیه کلام ها، عبارات و جمله ها به همراه تصویرهای متناسب با آنها و مبتنی بر محتوای هر درس(علوم ، ریاضی و فارسی ) است که با چاشنی طنز موجب ترغیب و علاقه مندی دانش آموزان به مطالب درسی شده و در مکالمه های روزمره آنها در شبکه های اجتماعی قابل استفاده است.
همچنین استیکری بودن این تصویرها، امکان استفاده‌ی آنها را در صفحه‌ی مورد نظر هر مبحث، جلد کتاب ها، وسایل دانش آموز و…را فراهم می‌کند که علاوه بر آموزشی بودن آن، جنبه سرگرمی نیز دارد.»

مدیراین پروژه: حامد حاجی محمدی، تصویرگر سعید شمس، طراح گرفیک؛ احسان عباسی و علیرضا بخشی، تایپوگرافر؛ احسان عباسی وایده پرداز و کپی رایتر آن احسان مرادی بوده است.
برای دانلود استیکرها اینجا را کلیک کنید.

۰۱





نوع مطلب : پیکتوگرام، 
برچسب ها : استیکر، شکلک، پیکتوگرام، گاج، قلم چی، هنر، هنری،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 14 آبان 1396
هنر گرافیک

برندگان مسابقه ى طراحى با موضوع جلوگیرى از آلودگى محیطى مواد پلاستیكى که امسال توسط کمپانی The Ellen MacArthur برگزار شد، مشخص شدند. در  این رقابت، با هدف نوآورى اقتصادى در حوزه پلاستیك ها از شر کت کنندگان خواسته شده بود تا به فكر طراحى مجدد پلاستیك ها به منظور كاهش آلودگى آب هاى دریایى باشند.

مسابقه در سه بخش برگزار شد: تغییر طرز خرید مواد غذایى، بازسازى كیسه ها و تغییر شكل قهوه هاى بیرون بر.

در بخش اول (تغییر طرز خرید مواد غذایى) فروشگاه MIVA از جمهورى چك (Czech Republic-based MIWA) برنامه اى را طراحى كرده اند كه به خریداران این امكان را می دهد تا مقادیر دقیق مواد غذایى مورد نیاز خود را سفارش دهند و آن ها را در بسته بندى هاى قابل استفاده ى مجدد حمل كنند.

برنده بخش دوم (بازسازى كیسه ها) کمپانی Evoware از اندونزى بود که كیسه هایى از جنس جلبك دریایى که قابلیت تجزیه شدن دارد ساخت.

و نهایتا در بخش سوم، شركت CupClub از بریتانیا با ایجاد فنجان هاى قابل استفاده ى مجدد، باعث شد تا فنجان در كافه، رستوران و یا فروشگاه هاى دیگر نیز دوباره استفاده شود.

برنده ى دیگر بخش قهوه های بیرون بر، شرکت TrioCup از ایالات متحده است كه با طراحى فنجان هاى یكبار مصرف با الهام از روش اوریگامى، نیاز به درهاى پلاستیكى را رفع كرده است.

 






نوع مطلب :
برچسب ها : مسابقه، برنده، برنده ها، برندگان، منتخبین، انتخاب،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 14 آبان 1396
هنر گرافیک

جیل فرنچ (Jill Ffrench) هنرمند استرالیایى تبار، با ساخت عروسك هاى كوچك و پرجزییات، احساساتش را درباره پرندگان و مخصوصا طاووس ها بیان می كند. پرهاى معروف این پرنده با دست و كاملا با دقت دوخته شده است. همه ى این مدل ها در فروشگاه etsy موجود است.





نوع مطلب : گرافیک محیطی، 
برچسب ها : گرافیک، محیطی، طاووس، هنر، گرافیکی، گرافیست،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 14 آبان 1396
هنر گرافیک

استودیو Bulletproof براى برند Green And Black در انگلستان علاوه بر ظاهر جدید، شكلاتى لوكس و بسیار خوش طعم ترى را براى مخاطبان امروزى اش بوجود آورده است.

Bulletproof براى این شكلات، برند و بسته بندى جدیدى را به منظور دادن حس بهتر و لوكس تر، طراحى كرده است. یك دید تازه اى براى انواع طعم ها مثل كارامل شور، تمشكى و فندقى طراحى شده است. بسته بندى جدید داراى یك پالت رنگ تازه اى از سایه هاى مختلف از آبى، سبز، بنفش، نارنجى، زرد و صورتى است. طعم هاى مختلف داراى رنگ هاى مختلف در بسته بندى هستند.

Bulletproof گفته است كه هدف از انتخاب این پالت رنگ، هوس برانگیز بودن آن است. هدف از این ظاهر جدید تركیبى از طبیعت و محبت است. یك مهر با كیفیت با نام تجارى G&B بر روى بسته بندى اضافه شده است. از دو نوع تایپ فیس مختلف براى نوشتن نام برند و نوع طعم شكلات استفاده شده است. در عكاسى تبلیغاتى، از بكگراند خاكسترى همراه با خرده میوه هاى مربوط به طعم استفاده شده است.





نوع مطلب : بسته بندی، 
برچسب ها : برند، بسته بندی، بسته، بندی، بند، ب، ن،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 13 آبان 1396
هنر گرافیک


( کل صفحات : 63 )    1   2   3   4   5   6   7   ...